مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢٧ - حکایت توبه نصوح شخص نبّاش
[١]
[١]* حالا شب قدر است و ما جمع شدیم در این مسجد،** و نماز و ذکر خدا و لبّیک و دعا؛ و این کارى بود که از دست ما آمد و دیگر بیشتر از این که نمىآید. و چیزهایى هم ما مىخواهیم و اشتها داریم: مغفرت مىخواهیم، بهشت مىخواهیم، آمرزش گناهان مىخواهیم، معرفت مىخواهیم، آنچه را که خدا به پیغمبرش وعده داده مىخواهیم، سعادت مىخواهیم، خیر دنیا و آخرت مىخواهیم، عافیت دارین مىخواهیم، حسن عاقبت مىخواهیم. و اینها خوب است و همه هم باید بخواهند؛ یک توبه اجمالى و بعد هم اینها را از خدا بخواهید دیگر!
شب زیارتى سیّدالشّهداء علیهالسّلام هم هست، حالا مىخواهید از اینجا برویم با همدیگر کربلا یک زیارتى کنیم؟ «بُعد منزل نبود در سفر روحانى!»*** آنوقت بعد از اینکه زیارت کردید در بالاسرِ حضرت بایستید و آنجا توبه کنید و دعا کنید.
یا مىخواهید اوّل برویم نجف أشرف آنجا زیارت کنیم، یا برویم به کوفه خانه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام؟
خانه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در کوفه تاریک است؛ ما هم برویم کنار خانه حضرت، شاید حسنین در را به روى ما باز کنند و ما هم برویم در آن اطاقِ أمیرالمؤمنین جاى خالى أمیرالمؤمنین را ببینیم، و فرق شکافته آن حضرت را پیش خدا شفیع قرار بدهید که از همه گناهان ما بگذرد و دلهاى ما را پاک کند و صفا بدهد و به نور یقین منوّر کند!
آنجا از حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام اجازه مىگیریم؛ بگوییم: اى آقازادگان محترم! ما را در اطاق أمیرالمؤمنین راه مىدهید یا نه؟ آنها هم که معدن خیر و معدن کرم و رحمت هستند و در دنیا آمدهاند براى باز کردن راههاى خیر و رحمت، چگونه مىشود در را از روى ما ببندند؟!
ما در اطاق أمیرالمؤمنین وارد شویم، آنجا دستهاى خود را به دعا بلند کنیم و بگوییم: إلهى العَفْو ... .»
* دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤٣١.
** سخنرانی مرحوم علاّمه طهرانی ـ قدّس سرّه ـ در مسجد قائم طهران (خیابان سعدی) شب ٢٣ ماه مبارک رمضان ١٣٩٧ هجری قمری.
*** دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٥٠٤.