مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٢ - سند و دلالت عبارت «علیکم بدین العجائز»
|
که هان ای غافلان بیدار باشید |
در این درگه دمی هشیار باشید |
|
|
تو خوش خفتی و ما اندر ره او |
همی پوئیم خاک درگه او |
|
|
که داند کین هزاران مهر زرّین |
چرا گردند در این قبّه چندین[١] |
* * *
|
چه میخواهند از این محمل کشیدن |
چه میجویند از این منزل بریدن |
|
|
در این محرابگه معبودشان کیست |
وزین آمد شدن مقصودشان چیست |
|
|
چرا این ثابت است آن منقلب نام |
که گفت این را بِجُنْب، آن را بیارام؟! |
|
|
همه هستند سرگردان چو پرگار |
پدید آرندۀ خود را طلبکار |
|
|
مرا بر سرّ گردون رهبری نیست |
جز آن کاین نقش دائم سرسری نیست |
|
|
بلی در طبع هر دانندهای هست |
که با گردنده گردانندهای هست |
|
|
از آن چرخه که گرداند زن پیر |
قیاس چرخ گردنده همی گیر[٢] |
سند و دلالت عبارت: «علیکم بدین العجائز»
سؤال کردند از پیرزنی به چه خدای را میشناسی؟ گفت: به این چرخ ریسندگی؛ لذا امام میفرماید: علیکم بدین العجائز[٣].[٤] نه تنها این گردش در
[١]ـ اسرارنامه، عطار نیشابوری، الحکایة و التمثیل ٥. خ ل:
|
که هان ای غافلان هشیار باشید |
در این درگه دمی بیدار باشید |
|
|
تو شب خوش خفته ایشان در ره او |
همی بوسند خاک درگه او |
|
|
که داند کین هزاران مهر زرّین |
چرا گردند در نه حقّه چندین |
[٢]ـ کلیات حکیم نظامی گنجوی، قسمت خسرو و شیرین، ذیل عنوان: «استدلال نظر و توفیق شناخت».
[٣]ـ الله شناسى، ج ١، ص ١٦٣:
«بر شما باد به دین پیرزنان.»
[٤]ـ الله شناسی، ج ١، ص ١٩٨، تعلیقه:
«در احادیث مثنوی طبع دوّم، ص ٢٢٥ و ٢٢٦ در تحت شماره ٧٤٢ گوید:
|
هم در اوّل عجز خود را او بدید |
مرده شد دین عجائز برگزید * |