مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٥ - خطبه رسول خدا در آخر شعبان
ختم صحبت پس از روضۀ عطش حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام.[١]
[١]* این ماه بر من درود بفرستد (اَللَهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد) خداوند کفّه ترازوی عمل او را در روزی که کفّههای ترازوی اعمال سبک است سنگین خواهد نمود، و کسی که در این ماه آیهای از قرآن بخواند مانند کسی است که یک ختم قرآن در غیر این ماه نموده است.
ای مردم! درهای بهشت در این ماه باز است پس از خدا بخواهید تا بر روی شما نبندد، و دربهای جهنّم بر روی شما بسته است پس از خدا تقاضا کنید تا بر روی شما نگشاید، و بر دست و پای شیاطین در این ماه بند نهادهاند پس از خدا بخواهید که آنها بر شما مسلّط نگردند.“
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمود: من ایستادم و عرض کردم: ای رسول خدا! بهترین اعمال در این ماه چه عملی است؟
حضرت فرمودند: ”ای اباالحسن! با فضیلتترین اعمال در این ماه دوری جستن از محرّمات الَهی است.“ ـ تا آخر حدیث. مترجم]» ـ پایان متن منقول از أنوار الملکوت.
[١٢]ـ أنوار الملکوت، ج ١، ص ٢٣١:
«وقتی که یزید فرستاد به حاکم مدینه (وَلید بن عُقبَه) که از سیّدالشّهداء علیهالسّلام بیعت بگیرد، و مناظرات بین آن حضرت و ولید و مروان بن حکم در دارالامارۀ مدینه در گرفت و حضرت خارج شدند، حضرت نیمه شبی بر سر قبر رسول خدا رفتند و گفتند:
فقال: ”السّلامُ عَلَیکَ یا رَسولَ اللهُ! أنا الحُسَینُ بنُ فاطِمَة فَرخُکَ و ابنُ فَرخَتِکَ و سِبطُکَ الّذی خَلَّفتَنِی فی أُمَّتِکَ؛ فَاشهَدْ عَلَیهِمْ یا نَبِیَّ اللهِ إنَّهُمْ قَد خَذَلُونِی و ضَیَّعونِی و لَم یَحفَظونِی، و هَذِهِ شَکوایَ إلَیکَ حَتَّی ألقاک.“
[سپس عرض نمود: ”سلام بر تو ای رسول خدا! من حسین بن فاطمه فرزند کوچک تو و فرزند دختر کوچک شما میباشم، و نوه تو که مرا به جای خود در میان امّت گذاشتی؛ پس شاهد باش بر آنان ای رسول پروردگار، به درستی که آنان مرا کوچک شمردند و حقوقم را ضایع نمودند و مرا در میان خود محترم نشمردند، و این است شکایت من نزد تو تا وقتی که تو را ملاقات نمایم.“ مترجم]
این بگفت و به نماز ایستاد و همۀ شب به رکوع و سجود بود و بامدادان به سرای آمد، شبانگاه دوباره بر سر قبر پیغمبر رفت و چند رکعتی نماز بگذاشت و چون فارغ شد، فَقالَ:
”اَللَهمّ هَذا قَبرُ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ و أنا ابنُ بِنتِ نَبِیِّکَ، و قَد حَضَرَ مِن الأمرِ ما قَد عَلِمتَ. اَللَهمّ إنّی أُحِبُّ المَعروفَ و أُنکِرُ المُنکَرَ، و أنا أسألُکَ یا ذا الجَلالِ و الإکرامِ بِحَقِّ القَبرِ و بِحَقِّ مَن فیه إلّا اخْتَرتَ لی ما هو لَکَ رِضًی و لِرَسولِکَ رِضًی.“ *