مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤١٤ - خطبه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام «الحمد لِله الواصل الحمد بالنّعم و النّعم بالشُّکر»
[١]
فی نهج البلاغة: «إنَّ وَلِیَّ مُحَمَّدٍ مَن أطاعَ اللَهَ و إن بَعُدَت لُحمَتُهُ، و إنَّ عَدُوَّ
[١]* گرفتارى خود پیش تو شکایت آوردهام پس بر گرفتارى من رحم نما.
٢. آگاه باش اى کسى که امید من مىباشى! فقط تو برطرف کننده غم و اندوه من هستى؛ پس گناهانم را بر من ببخش و حاجتم را روا نما.
٣. پس توشه من اندک است، آن را براى رسیدن به مقصد کافى نمىدانم؛ آیا بر کمى توشه بگریم یا بر طولانى بودن سفر؟!
٤. با اعمال و کردار ناشایست و قبیح بر تو وارد شدم؛ پس بندهاى را در بین خلائق نمىیابم که مانند من جنایت کرده باشد.
٥. آیا مرا به آتش دوزخت مىسوزانى اى کسى که منتهاى آرزوى من هستى؟! پس کجا رفت امید من به تو، و چه شد ترس من از عاقبت اعمال و کردارم؟!
اصمعى گوید: همینطور این جوان اشعار را تکرار مىکرد تا اینکه بىهوش به روى زمین افتاد. پس نزدیک او شدم تا او را بشناسم به ناگاه دیدم این شخص امام زینالعابدین على بن الحسین علیهماالسّلام است. پس سر او را در دامن خود قرار دادم و شروع به گریه نمودم، قطرات اشک بر چهره او فرو افتاد، چشمانش را باز کرد و فرمود: ”چه کسى مرا از یاد پروردگارم باز داشت؟“
عرض کردم: اى مولاى من! بنده تو و بنده اجداد تو اصمعى هستم. این چه جزع و فزع و گریه و بىتابى است که مىکنید در حالیکه شما از اهل بیت نبوّت و محلّ رسالت هستید و خداى تعالى فرموده است: (إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا)؟!
در این وقت امام علیهالسّلام نشست و فرمود: ”ابداً ابداً اى اصمعى! خداوند بهشت را براى فرد مطیع خلق کرده گرچه بنده حبشى باشد، و آتش را براى گناهکار خلق کرده گرچه آقاى قریشى باشد. آیا نشنیدى کلام خدا را که مىفرماید: پس زمانى که در صور دمیده شود دیگر نسبت و ارتباطى بین افراد نخواهد بود؟!
اصمعى گوید: او را به حال خود گذاشتم تا به مناجاتش با پروردگارش ادامه دهد. مترجم]
١) سوره الأحزاب (٣٣) ذیل آیه ٣٣.
٢) سوره المؤمنون (٢٣) صدر آیه ١٠١.
٣) مصباح الانظار، للفیض القاسانى، ص ٥٤٥، و اسرار الصلوة، للحاج المیرزا جواد آقا التبریزی، ص ١٣٥، و اورد هذه الحکایة الشیخ احمد الغزالى فى تفسیره سورة یوسف مع زیادهٍ فى ص ٦٣، الى ص ٦٦.» ـپایان متن منقول از أنوار الملکوت.