مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٩٩ - معجز١٧٢٨ رسول خدا در سیر نمودن جمعی کثیر از طعامی مختصر (ت)
در اینجا ختم سخن شد با روضه سر حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام که از روی اعجاز قرآن خواند.[١]
[١]* حضرت رسول الله در تحریک درخت نقل فرموده، با قصّه ابرهه و ظهور ابابیل مشابهتى دارد؛ زیرا که على علیهالسّلام خود را وصىّ پیغمبر صلّى الله علیه و آله و سلّم و امام مفترضالطّاعه مىشمرد، و خود را صادق و مصدّق مىدانست. در مسجد کوفه بر فراز منبر وقتى که بیست هزار کس در پاى منبر او گوش بر فرمان او داشتند نتواند بود که بر رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم دروغ بندد، و بگوید: پیغمبر درخت را پیش خود خواند و درخت فرمانبردار شد؛ چه این هنگام که على علیهالسّلام این روایت مىکرد جماعتى حاضر بودند که با على علیهالسّلام هنگام تحریک درخت حاضر بودند. و خطبه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام را کس نتواند تحریف کرد؛ چه هیچ کس را این فصاحت و بلاغت نبوده و بر زیادت از صدر اسلام تا کنون خطب آن حضرت در نزد علما مضبوط و محفوظ است.“ ** ـ انتهى.
* نهج البلاغه، خطبه ١٩٢؛ اعلام الورى، ٢٢؛ حیاة القلوب، ج ٣، ص ٥٢٢ إلی ٥٢٣؛ بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٣٨٩.
** ناسخ التواریخ، حالات حضرت رسول صلّى الله علیه و آله و سلّم، جزء ٥، ص ١١٥.» ـ پایان متن منقول از منتهی الآمال.
[٢٣٦]ـ نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٦١٤:
«شیخ مفید و امینالاسلام طَبْرسى هر دو روایت کردهاند که:
پس از آنکه سر حضرت را به کوفه نزد عبیدالله بن زیاد آوردند و زینب سلام الله علیها و اسراء را با حضرت سجّاد علیهمالسّلام وارد کردند و آن گفتگوى عجیب و محاجّه لطیف از حضرت زینب صورت گرفت، چون صبح شد عبیدالله بن زیاد دستور داد تا سر حضرت را بر سر نى زده و در طرق و شوارع کوفه و در میان قبائل گردانیدند.
از زَید بن أرقَم روایت است که إنَّهُ قالَ: مُرَّ بِهِ عَلَىَّ و هُوَ عَلَى رُمحٍ، و أنا فى غُرفَةٍ لى. فَلَمّا حاذانى، سَمِعتُهُ یَقرَأُ: (أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحَابَ الْكَهْفِ وَالرَّقِيمِ كَانُوا مِنْ آيَاتِنَا عَجَبًا). فَقَفَّ و اللَهِ شَعرى، و نادَیتُ: رَأسُکَ و اللَهِ یا بنَ رَسولِ اللَهِ أعجَبُ و أعجَبُ!٢
”گفت: من در غرفهام بودم که آن سر را که بر سر نیزهاى زده بودند، از جلوى غرفه من عبور دادند. چون سر در برابر و محاذى من شد، شنیدم که این آیه را میخواند:
آیا اى پیغمبر تو گمان دارى که قصّه اصحاب کهف و رقیم، از آیات شگفتآور ما است؟!
سوگند به خدا که موهاى بدنم راست شد، و به او صدا زدم: سر تو سوگند به خدا اى پسر *