مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٦٣ - حدیثی شیوا در خواری دنیا
[١]
[١]* ”خداوند عزّوجلّ هیچ مخلوقی را نیافرید مگر آنکه مخلوق دیگری را بر آن امیر و مسلّط گردانید تا بدین سبب بر او غلبه یابد.
و این چنان است که: وقتی خداوند تبارک و تعالی دریاها را آفرید، دریا فخر نمود و جوشید و بالا آمد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند و چیره میگردد؟! پس خداوند زمین را آفرید و بر پشت آن گسترد و آن را خوار نمود.
آنگاه زمین فخر کرد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند؟! پس خداوند کوهها را آفرید و آنها را چون میخهایی بر پشت زمین ثابت و محکم نمود تا اینکه از اضطراب و لرزش آنچه بر روی زمین است مانع شوند؛ پس زمین خوار شد و آرام گرفت.
آنگاه کوهها بر زمین فخر کردند و تکبّر و ترفّع نمودند و گفتند: چه چیزی بر ما غلبه میکند؟! پس خداوند آهن را آفرید تا کوهها را شکافت؛ پس کوهها قرار گرفتند و خوار شدند.
آنگاه آهن بر کوهها فخر کرد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند؟! خداوند آتش را خلق کرد تا آهن را ذوب نمود؛ پس آهن خوار گردید.
آنگاه آتش شعلهور شد و زبانه کشید و فخر کرد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند؟! خداوند آب را آفرید تا آتش را خاموش کرد؛ پس خوار گردید.
آنگاه آب بر خود فخر کرد و جوشید و بالا آمد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند؟! پس خداوند باد را آفرید، و امواج آب را به حرکت و تلاطم درآورد و آنچه را که در قعر آن بود برانگیخت و از جریانش بازداشت؛ پس آب زبون شد.
آنگاه باد فخر کرد و وزید و دامن بگسترد و گفت: چه چیزی بر من غلبه میکند؟! پس خداوند انسان را آفرید و او بنایی ساخت و چاره کرد، و چیزی را برگرفت که او را از باد و غیره بپوشاند؛ پس باد هم خوار گردید.
آنگاه انسان طغیان کرد و گفت: چه کسی از من قویتر است؟! خداوند مرگ را آفرید؛ پس بر او غلبه نمود و انسان نیز خوار و زبون شد.
آنگاه مرگ به خود فخر نمود؛ پس خداوند عزّوجلّ فرمود: فخر مکن که من تو را میان دو گروه اهل بهشت و اهل آتش، سرمیبرم و ابداً تو را زنده نمیکنم تا زنده بودنت مایۀ امیدِ نجات برای اهل آتش، یا مایۀ ترس از زوال نعمت برای اهل بهشت نگردد.“
و همچنین حضرت فرمود: ”حلم بر غضب، و رحمت بر سخط، و صدقه بر گناه، غلبه و برتری دارد.“
سپس امام صادق علیه السّلام فرمود: ”چه بسیار اموری مانند اینها که یکی بر دیگری غلبه میکند و چیره میگردد.“» (محقّق)