مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٤٨ - حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام هر چه داشت برای خدا داد
أمِیرِالمُؤمِنِینَ علیهالسّلام قالَ: فَأشهَدُ لَقَد رَأیتُهُ فِی بَعضِ مَواقِفِهِ و قَد أرخَی اللَّیلُ سُدُولَهُ و هُوَ قائِمٌ فِی مِحرابِهِ قابِضٌ عَلَی لِحیَتِهِ یَتَمَلمَلُ تَمَلمُلَ السَّلِیمِ و یَبکِی بُکاءَ الحَزِینِ و هُوَ یَقُول:
”یا دُنیا، یا دُنیا، إلَیکِ عَنِّی! أ بِی تَعَرَّضتِ أم إلَیَّ تَشَوَّقتِ؟! لا حانَ حِینُکِ، هَیهاتَ، غُرِّی غَیرِی، لا حاجَةَ لِی فِیکِ، قَد طَلَّقتُکِ ثَلاثًا لا رَجعَةَ فِیها، فَعَیشُکِ قَصِیرٌ و خَطَرُکِ یَسِیرٌ و أمَلُکِ حَقِیرٌ. آهِ مِن قِلَّةِ الزّادِ و طُولِ الطَّرِیقِ و بُعدِ السَّفَرِ و عَظِیمِ المَورِد!“»[١]
حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام هر چه داشت برای خدا داد
اولیای خدا دنیا را برای رضایت حضرت باری ترک میکردند و آن را زیر پای میگذاردند. حضرت سیّدالشّهداء علیهالسّلام هر چه داشت برای خدا داد.
[١]ـ نهج البلاغة (عبده) ج ٤، ص ١٥٢. ترجمه:
”از خبر ضِرار بن ضمره ضُبابیّ است هنگامی که نزد معاویه آمد و معاویه راجع به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام از او پرسید، گفت:
شهادت میدهم که او را در بعضی از مواقف عبادتش دیدم در حالیکه شب پردههای تاریکی خود را گسترده و آن حضرت در محراب عبادت ایستاده و محاسن خود را در دست گرفته، همچون مارگزیده به خود میپیچید و مانند شخص داغدار گریه میکرد و میفرمود:
”ای دنیا، ای دنیا، برو و از من دور شو! آیا متعرّض من شدهای و در مسیر زندگی من قرار گرفتهای یا به من شوق داشته و مرا خواهانی؟ زمان دسترسی تو به من هنوز نیامده است؛ هیهات! از پیش من برو و دیگری را بفریب که مرا به تو نیازی نیست، و من تو را سه طلاقه گفتهام و دیگر رجوع و برگشتی نیست. پس زندگانی تو چه کوتاه، و قدر و منزلت تو چه اندک و ناچیز، و آرزوی تو چه پست و بیارزش است. آه از کمیِ توشه و طول مسافت و دوری سفر و عظمت محل ورود به پیشگاه خداوند!“» (محقّق)