مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٠٤ - امکان سخن گفتن همه موجودات با لسان قال
قضیه ستون حنّانه؛[١]
[١]* و این آن چیزی است که برای من از برکت این مشهد و مرقد مطهّر که درود و سلام خداوند بر ساکنش باد، به ظهور رسیده است.» (محقّق)
* نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٥٩٥: «به معناى یوز، و یا یوزپلنگ. در أقربالموارد گوید: ”حیوان درندهاى است که با او صید میکنند؛ بسیار تنگ خلق و شدید الغضب و جهنده و داراى خواب طولانى است. و در مَثل است که: هو أنومُ مِن الفَهد؛ او خوابش از یوزپلنگ سنگینتر است.“»
[١٢٨]ـ صحیح بخاری، ج ١، ص ٣١١؛ بحار الأنوار، ج ١٧، ص ٣٨٠؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ١، ص ٩٠:
«أبوهُرَیرَةَ و جابِرٌ الأنصاریُّ و ابنُعَبّاسٍ و أُبَیُّ بنُ کَعبٍ و زَینُالعابِدینَ علیه السّلام: أنَّ النَّبیَّ صلّی الله علیه و آله و سلّم کانَ یَخطُبُ بِالمَدینَةِ إلَی بَعضِ الأجذاعِ. فَلَمّا کَثُرَ النّاسُ و اتَّخَذوا لَهُ مِنبَرًا و تَحَوَّلَ إلَیهِ، حَنَّ کَما تَحِنُّ النّاقَةُ. فَلَمّا جَنَّ [جاء] إلَیهِ و التَزَمَهُ، کانَ یَئِنُّ أنینَ الصَّبیِّ الّذی یَسکُتُ.
و فی رِوایَةٍ: فاحتَضَنَهُ رَسولُ اللهِ صلّی الله علیه و آله و سلّم، فَقالَ: ”لَو لَم أحتَضِنهُ لَحَنَّ إلَی یَومِ القیامَةِ.“
و فی رِوایَةٍ: فَدَعاهُ النَّبیُّ صلّی الله علیه و آله و سلّم فَأقبَلَ یَخُدُّ الأرضَ، و التَزَمَهُ و قالَ: ”عُد إلَی مَکانِکَ! “ فَمَرَّ کَأحَدِ الخَیل.»
ترجمه:
«از ابوهریره و جابر انصارى و ابنعبّاس و اُبىّ بن کعب و حضرت امام زینالعابدین علیهالسّلام روایت است که: پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هنگام خطابه و موعظه مردم در مسجد مدینه، به ستونی از تنه درخت خرما تکیه میفرمود. پس چون جمعیّت مردم زیاد شد و برای رسول خدا منبری ساختند و حضرت (براى اوّلین بار) بر منبر رفت، آن ستون مانند ناله شتر مادّه در هنگام مفارقت از بچّه خود، به آه و ناله درآمد. پس چون حضرت از منبر به زیر آمد و آن را در آغوش خود گرفت، مانند طفلی که (با نوازش مادرش) از گریه ساکت شود ناله میکرد.
و در روایتی آمده است که: حضرت آن را به سینه چسبانید و فرمود: ”اگر من چنین نمیکردم تا قیامت آه و ناله مىکشید.“
و در روایت دیگری آمده است که: پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم آن ستون را فراخواند؛ پس زمین را شکافت و به سرعت روی آورد، و حضرت آن را در آغوش کشید و فرمود: ”به مکان قبلی خود بازگرد!“ پس مانند یک اسب از نزد آن حضرت بازگشت.» (محقّق)