مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤١٣ - خطبه أمیرالمؤمنین علیهالسّلام «الحمد لِله الواصل الحمد بالنّعم و النّعم بالشُّکر»
[١]
[١]* قالَ الأصمَعِىُّ: فَتَرَکتُهُ عَلَى حالِهِ یُناجى رَبَّهُ.٣
[اصمعى گوید: به قصد زیارت بیت الله حرام و رسول الله به مکّه رفتم. در شبى مهتابى که در حال طواف بودم صدائى برخاسته از درد و اندوه همراه با گریه به گوشم خورد. به دنبال صدا رفتم به ناگاه به جوانى خوشسیما و برازنده روبهرو شدم که موهاى پشت سرش از زیر عمامه برآمده بود، و در حالیکه به پرده کعبه دست انداخته بود چنین مىگفت:
”اى آقا و مولاى من! اکنون چشمها به خواب رفتهاند و ستارگان پنهان شدهاند و تو زنده و بیدار و آگاه مىباشى. اى خداى من! پادشاهان دربهاى خود را به روى مردم بستهاند و بر آنان پاسداران و گماشتگان قرار دادهاند در حالیکه درب خانه تو براى حاجتمندان گشوده است؛ پس آگاه باش که من اکنون کنار درب خانه تو هستم و چشم به مرحمت تو گشودهام اى رحم کنندهترین رحم کنندگان!“
سپس این اشعار را انشاء نمود:
١. اى کسى که درخواست مضطرّ را در دل شب اجابت مىکنى و از فرد مریض و گرفتار، بیمارى و گرفتارى را برمىدارى.
٢. روىآورندگانت در کنار خانهات به خواب رفته و گروهى بیدار شدهاند، و تو اى کسى که پیوسته زنده و صاحب اراده همه هستى هرگز نخوابیدى.
٣. اى پروردگار! تو را مىخوانم در حال اندوه و اضطراب؛ پس به گریه من رحم نما به حقّ این خانه و حرم.
٤. اگر گناهکار امید عفو و بخشش تو را نداشته باشد، پس چه کسى بر گناهکاران به نعمتهاى خود بخشاید؟!
در اینوقت سرش را به آسمان برداشت و عرض کرد:
”اى خداى من! تو را اطاعت کردم در حالیکه از حیطه اراده و اختیار تو بیرون نبودم؛ پس براى تو است برهان و دلیل در مقابل من، به واسطه اظهار و روشن نمودن حجّت و دلیل براى من. پس مرا مورد رحمت و بخشش خودت قرار ده و مرا سرافکنده مفرما اى آقاى من.“
سپس عرضه داشت:
”اى خداى من و آقاى من! کارهاى نیکو تو را شاد و کارهاى ناپسند به تو آسیبى نمىرسانند؛ پس مرا بیامرز و از من درگذر در گناهانى که به تو آسیبى نمىرسانند.“
سپس این اشعار را انشاء نمود:
١. آگاه باش اى کسى که در هر حاجت و تقاضائى فقط تو مورد نظر و توجّه مىباشى! من از *