مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٦٠ - ادلّه اثبات عدم صلاحیّت مادّه برای مبدئیّت عالم
سوّم: معادن و نباتات و انسان پس از میلیونها سال ایجاد شدند.
چهارم آنکه: مادّه ابداً دارای شعور نیست و موجود شدن موجودات تماماً از روی اتّفاق است. البتّه این کلمات صِرف فرض بوده و خود آنها با حسّ ملاحظه نکردهاند، و انفصال کواکب را از خورشید یا حدوث نباتات را پس از میلیونها سال، هیچیک را ندیدهاند.
جهت آنکه طبیعیّون مادّه را بسیط میدانند آن است که میگویند: اوّلاً در علم فیزیک برای ما ثابت شده است که هر جسم از اجزاء بیشماری که از شدّت کوچکی به چشم دیده نمیشوند تشکیل یافته که آنها را جزءلایتجزّی میگویند. علاوه اگر قائل به ترکّب مادّه گردند مورد حملۀ الهیّون واقع شده و آنها میگویند: شیء مرکَّب احتیاج به مرکِّب دارد، و ترکیب احتیاج است، و شیء محتاج مبدأ عالم نخواهد بود.
ادلّه اثبات عدم صلاحیّت مادّه برای مبدئیّت عالم
ما میتوانیم به چند دلیل اثبات کنیم که مادّه صلاحیّت برای مبدئیّت عالم را ندارد:
اوّل: اگر مقصود مادّیین از جزء لایتجزّی همان جوهر فرد است، اگر عدم تجزیه آن به واسطه عدم وجود اسباب خارجیّه است، میگوییم عدم وجود اسباب دلیل بر عدم تجزیه نمیگردد؛ و اگر اصلاً در خارج قابل تقسیم نیست، در اینصورت در جواب آنها باید گفت اجزاء عقلیّه دارد و شیء مرکّب گرچه ترکیب آن وهمی باشد احتیاج به مرکِّب دارد، بنابراین شیء لایتجزّی وجود ندارد.
دوّم: مادّیین میگویند: مادّه و حرکت آن هر دو ازلی هستند. باید به آنها گفت: معنی حرکت، حدوث بعد العدم است؛ اگر کون عدمی سابق باشد بر کون وجودی، پس عدم قدیم بوده و به مقتضای قضیۀ: «ما ثبت وجوده امتنع عدمه» لذا محال است عدم از او سلب و وجود عارض بر او گردد. و اگر بگویید: کون