مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥١ - استیذان طائفه جنّ از سیّدالشّهداء براى کارزار، و بیان حضرت در جواب (ت)
ختم سخن با روضهای که مناسب با فداکاری سیّدالشّهداء در برابر پابرجانمودن توحید است.[١]
[١]* به احوال او دانا و آگاه بودیم. * آنگاه که به عمویش و قومش گفت: این بتها چیست که آنها را میپرستید و سر بر آستان آنها فرود آوردهاید؟ * در پاسخ گفتند: پدران ما چنین میکردند. * ابراهیم گفت: هم شما و هم پدرانتان همگی در ضلالت و جهالت آشکاری بودهاید. * آنها گفتند: آیا مطلب و راه حقّی برگزیدهای یا سربهسر ما میگذاری؟ * ابراهیم گفت: بلکه پروردگار شما، خدای آسمانها و زمین است که آنها را خلقت فرمود. و من ـ ای گروه مخاطبین ـ بر این مسأله شهادت میدهم. * و پس از اینکه از اینجا دور شدید بتهای شما را از بین خواهم برد. * پس ابراهیم همۀ بتها را به غیر از بت بزرگ قطعهقطعه نمود، بلکه به خود آیند و از راه رفته برگردند. * مردم وقتی چنین دیدند گفتند: هر کسی که چنین جسارتی به خدایان ما نموده است، از ستمکاران خواهد بود. * گفتند: شنیدهایم جوانی است که از خدایان به بدی یاد میکند. * گفتند: او را در حضور مردم اینجا بیاورید تا مردم درباره او شهادت دهند. * مردم گفتند: ای ابراهیم آیا تو این عمل را با خدایان ما نمودی؟ * ابراهیم گفت: بنگرید بزرگ آنها این عمل را انجام داد؛ از آنها بپرسید چرا این کار را کردهاند، اگر بتوانند سخن بگویند. * پس به خود مراجعه کردند و در ضمیر خود به خویش خطاب کردند و گفتند: شما از ستمکاران میباشید. * آنگاه سرهایشان را به زیر انداختند و خطاب به ابراهیم گفتند: تو میدانی که این بتها سخن نمیگویند. * ابراهیم آنگاه فرمود: آیا به غیر از خدا بتها را عبادت میکنید، اشیائی که هیچ نفع و صلاحی و یا ضرر و فسادی را برای شما نمیآورند؟! * افّ بر شما باد و بر آنچه جز خدا میپرستید آیا ادراک و فهم نمیکنید؟! * گفتند: ابراهیم را آتش بزنید و معبودان خود را یاری کنید، اگر کاری میکنید و اهل عمل هستید! * گفتیم: ای آتش، بر ابراهیم خنک و سلامت باش! * و خواستند به او مکری بزنند ولی ما آنها را زیانکارترین مردم قرار دادیم.» (محقّق)
[١٩٠]ـ الله شناسی، ج ١، ص ٣٧٠:
«آیةالله شوشترى ـأعلى الله مقامهـ آورده است که: چون حضرت امام حسین علیهالسّلام به سوى مدینه سیر مىکرد و گروه جنّ به حضورش مشرّف شدند، حسین علیهالسّلام مرثیهخوانى مىکرد و مستمع فقط آن دسته بودند.
و شرح آن بدین گونه مىباشد که: هنگامی که دستجات مسلمان جنّ به نزد وى آمدند و گفتند: ”یا سَیِّدَنا! نَحنُ شِیعَتُکَ و أنصارُکَ، فَمُرنا بِأمرِکَ و ما تَشاءُ! و لَو أمَرتَنا بِقَتلِ کُلِّ عَدُوٍّ لَکَ و أنتَ *