مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٢ - استیذان طائفه جنّ از سیّدالشّهداء براى کارزار، و بیان حضرت در جواب (ت)
[١]
[١]* بِمَکانِکَ، لَکَفَیناکَ ذَلِکَ؛ اى سیّد و سالار ما! ما شیعیان و یاران تو هستیم، هر چه مىخواهى به ما امر کنى امر کن! و اگر ما را امر نمائى به کشتن جمیع دشمنانت، هرآینه ما تو را در این امر کفایت مىکنیم در حالیکه تو بر سر جاى خودت باقى بوده باشى و تکان هم نخورى“ فَجَزاهُمُ الحُسَینُ عَلَیهِ السَّلامُ خَیرًا و قالَ لَهُم:
أوَ ما قَرأتُم کِتابَ اللَهِ المُنزَلَ عَلَى جَدِّى رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَیهِ و آلِه: (أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ)؟!١
پس حسین علیهالسّلام آنها را به جزاى خیر پاسخ داده و فرمود:
”آیا نخواندهاید کتاب خدا را که بر جدّم رسول الله صلّى الله و علیه و آله نازل شده است: هر کجا بوده باشید، مرگ شما را درمىگیرد و گرچه در قلعهها و قصرهاى مستحکم باشید؟“
و خداوند سبحانه مىفرماید:
(لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ).٢
”تحقیقاً کسانی که در سرنوشتشان کشته شدن آمده است، به سوى خوابگاهها و فرودگاههاى خودشان ظاهر و بارز خواهند گشت.“
و إذا أقَمتُ بِمَکانِى فَبِماذا یُبتَلَى هَذا الخَلقُ المَتعُوس٣، و بِماذا یُختَبَرُونَ، و مَن ذا یَکُونُ ساکِنَ حُفرَتِى بِکَربَلا و قَدِ اختارَها اللَهُ یَومَ دَحَى الارضَ و جَعَلَهُ مَعقِلًا لِشِیعَتِنا و یَکُونُ لَهُم أمانًا فِى الدُّنیا و الآخِرَةِ؟!
ولَکِن تَحضُرُونَ یَومَ السَّبتِ و هُوَ یَومُ عاشُورا الَّذِى فِى آخِرِهِ أُقتَلُ، و لا یَبقَى بَعدِى مَطلُوبٌ مِن أهلِى، و تُسبَى أخَواتِى و أهلُ بَیتِى، و یُسارُ بِرأسِى إلَى یَزِیدَ لَعَنَهُ اللَهُ!
”و اگر من در مکان خود درنگ نمایم، پس به چه چیز این خلق واژگون و به روى خود بر زمین افکنده شده، آزمایش شوند، و به چه چیز از عهده امتحان برآیند یا بر نیایند، و آن کس که در حفره و قبر من در کربلا بخوابد و ساکن شود چه کس خواهد بود درحالتیکه خداوند آن خوابگاه را از روزی که زمین را گسترانید اختیار و انتخاب فرموده است و آنجا را پناهگاه شیعیان ما قرار داده است و براى ایشان محلّ امان است چه در دنیا و چه در آخرت؟!
ولیکن شما در روز شنبه که روز عاشوراء مىباشد حضور بهم رسانید، آن روزی که در آخر آن روز من کشته مىشوم و پس از من دیگر احدى از اهل بیت من باقى نخواهد ماند، و خواهران من و اهل بیت من اسیر خواهند شد، و سر مرا به سوى یزید ـلعنه اللهـ خواهند برد!“
طائفه جنّ گفتند: اى حبیب خدا و اى پسر حبیب خدا! اگر اطاعت امر تو بر ما واجب نبود و *