مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ١٥٤ - استیذان طائفه جنّ از سیّدالشّهداء براى کارزار، و بیان حضرت در جواب (ت)
[١]
[١]* خداى تعالى آن است که سر یحیىبنزکریّا را به نزد یک نفر مرد زناکار از زناکاران بنىاسرائیل هدیّه بردهاند؟!
آیا ندانستهاى که بنىاسرائیل اینطور بودند که در فاصله فیمابِین طلوع فجر تا طلوع آفتاب هفتاد نفر از پیغمبران را مىکشتند و سپس در دکّانهاى خود مىنشستند و به خرید و فروش مىپرداختند، گویا اصلاً کارى انجام ندادهاند! و خداوند هم بر ایشان تعجیل در عقوبت ننمود بلکه بعداً آنان را به مثابه شخص با عزّت و انتقام کشى، اخذ کرد و انتقام کشید؟!
اى أباعبدالرّحمن، تو دست از نصرت من برندار!“٦
امّا سیّدالشّهداء علیهالسّلام مِن الأولینَ و الآخرینَ، و سیّدالشّهداء الى قیامِ یومالدّین، روحى و أرواحُ العالَمین لَه الفِداء، در تصمیم خود ابداً تزلزلى ایجاد نمىکند، و بر اساس امر خداوند جمیل و جلیل و بر حسب امر رسول کریم خداوندى ذوالجلال و الإکرام، و بر اصل نظریّه و روش و اراده نفسانى خویشتن، این امر را با کمال صحّت و سلامت و عافیتِ روان به پایان مىرساند. تازه خوشحال و مسرور است که در برابر کاخ ظلمانى بنىامیّه و یزید یک تنه قیام فرموده و تا أبدالآباد الگو و سرنوشت عالم انسانیّت گردد. و با رَجَز آبدار و تابناک و متلألئ و کوبنده روز عاشورا:
|
کَفَرَ القَومُ و قِدمًا رَغِبُوا |
عَن ثَوابِ اللَهِ رَبِّ الثَّقَلَین |