مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٢١ - شرح حالات حضرت أمیرالمؤمنین علیهالسّلام در شب نوزدهم
[١]
[١]* این معنى معترفاند. ابناثیر جزرى گوید با سلسله اسناد خود از عثمان بن صُهَیْب، از پدرش که قالَ:
قالَ عَلِىٌّ: قالَ لِى رَسولُ اللهِ صلّى الله علیه و آله و سلّم: ”مَن أشقَى الأوَّلینَ؟“ قُلتُ: عاقِرُ النّاقَة. قالَ: ”صَدَقتَ.“ قالَ: ”فَمَنْ اشْقَى الآخِرینَ؟“ قُلتُ: لا عِلمَ لى یا رَسولَ اللهِ. قالَ: ”الّذى یَضرِبُکَ عَلى هذا!“ و أشارَ بِیَدِهِ إلى یافوُخِهِ. و کانَ یَقولُ: وَدِدتُ أنَّهُ قَدِ انبَعَثَ أشقاکُم فَخَضَبَ هَذِهِ مِن هَذِهِ. یَعنى لِحیَتَهُ مِن دَمِ رَأسِهِ.٢
صهیب از أمیرالمؤمنین علیهالسّلام روایت مىکند که رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم به من فرمود: ”شقىترین از پیشینیان کیست؟“ گفتم: پى کننده شتر صالح. فرمود: ”راست گفتى.“ سپس فرمود: ”شقىترین از پسینیان کیست؟“ گفتم: نمىدانم اى رسول خدا. فرمود: ”آن کسى که بر اینجا شمشیر بزند.“ و اشاره کردند به استخوان سر أمیرالمؤمنین علیهالسّلام. و آن حضرت بعضى از اوقات مىفرمود: دوست دارم که شقىترین شما برانگیخته گردد و این را از این خضاب کند. یعنى ریش مبارکش را از خون سرش.
و سپس ابناثیر گوید:
إنَّ عَلِیًّا جَمَعَ النّاسَ لِلبَیعَة؛ فَجاءَ عَبدُ الرَّحمن بنُ مُلجَمٍ المُرادِىُّ فَرَدَّهُ مَرَّتَینِ، ثُمَّ قالَ: ”ما یَحبِسُ أشقاها؟! فَوَ اللهِ لَیَخضِبَنَّ هَذِهِ من هَذِهِ!“ ثُمَّ تَمَثَّلَ
|
اُشدُد حَیازیمَکَ لِلمَوتِ |
فإنَّ المَوتَ لاقیکَ |
|
|
وَ لا تَجزَع مِنَ القَتلِ |
إذا حِلَّ بِوادیکَ٣ |