مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٣٦٦ - قضیّه اعرابی که سه شب در طواف دعا میکرد و حاجت داشت و فروختن حضرت امیر باغ خود را
[١]
[١]* چون رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم وارد خانه علی شد، دید فاطمه او را گرفته است، پس فرمود:”ای نور چشمم, دخترکم! تو را چه شده که على را رها نمیکنی؟!“
فاطمه گفت: ”پدر جان! باغى را که شما براى او کاشته بودى به دوازده هزار درهم فروخته است و حتّى یک درهم براى ما نگه نداشته که با آن طعامی فراهم آوریم!“
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود:”ای نور دیده, دخترک من! جبریل از سوى پروردگارم به من سلام مىرساند و میگوید: به على نیز از جانب پروردگارش سلام برسان. و به من دستور داده که به فاطمه بگو: حق نداری دست علی را ببندی و دامن او را بگیری!“
فاطمه علیهاالسّلام گفت: ”از خدا طلب مغفرت مىکنم و هرگز این کار را انجام نخواهم داد!“
فاطمه علیهاالسّلام مىگوید: پدرم به سوئی رفت و همسرم علی به سوئی دیگر؛ چیزى نگذشت که پدرم مراجعت فرمود و هفت درهم سیاه هَجَرىّ آورد و فرمود:”اى فاطمه, پسرعمّم کجاست؟“ گفتم: ”از خانه بیرون رفت.“رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود:”این درهمها را بگیر و چون پسر عمویم آمد به او بگو با آن براى شما طعامی بخرد.“
چیزى نگذشت که على باز آمد و فرمود:” آیا پسر عمّم آمده است که چنین بوى خوشی استشمام مىکنم؟!“
گفتم: ”آرى، و چیزى هم به من داد که با آن براى ما طعامی بخرى.“
على علیهالسّلام فرمود:”به من بده!“ و من همان هفت درهم سیاه هَجَرىّ را به او دادم.
گفت: ”بسم الله و الحمد للّه کثیرًا طیّبًا و هذا مِن رزقِ الله عزّوجلّ؛ به نام الله, جمیع مراتب حمد اختصاص به خداوند دارد, حمد فراوان و طیّب و نیکو, و این از روزىهای خداى عزّوجلّ است.“
سپس فرمود:”اى حسن, برخیز و با من بیا!“
آن دو به بازار رفتند؛ ناگاه به مردى برخوردند که ایستاده بود و مىگفت: کیست که به خداوند غنیّ و وفاکننده قرضى بدهد؟!
فرمود:”ای نور دیده, پسرک من! این دراهم را به او میدهی؟“
عرض کرد: ”آرى قسم به خدا، پدرجان!“
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام هفت درهم را به او داد. امام حسن علیهالسّلام پرسید: ”آیا تمام این درهمها را به او دادی؟!“
فرمود:”آرى ای نور دیده, پسرکم! تحقیقاً آن کس که این مقدار کم را عطا مىکند، قادر است که مقدار بسیار هم عنایت کند!“
أمیرالمؤمنین علیهالسّلام بر در خانه مردى رفت که از او چیزی قرض کند. مرد عربى که ناقهای *