مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٦٥ - روضه حضرت سیّدالشّهداء هنگام شهادت
«ترکت الخلق» ـ الخ.[١]
[١]* ٥) همان مصدر، از بحار، ج ١٠، ص ٢٠٦؛ و مقتل خوارزمی، ج ٢، ص ٣٧.
٦) لهوف، ص ١١٠؛ و مقتل مقرّم، ص ٣٣٢، از لهوف.
٧) مقتل مقرّم، ص ٣٣٣، از کامل ابنأثیر، ج ٤، ص ٣٢.
٨) همان مصدر، ص ٣٣٣، از إرشاد مفید.
٩) همان مصدر، از مقتل العوالم، ص ١٠٠، و از مقتل خوارزمى، ج ٢، ص ٧٣.
١٠) آتشکده نیّر، ص ١٢١ و ١٢٢». ـ پایان متن منقول از لمعات الحسین.
[٥٤]ـ الله شناسی، ج ١، ص ١٢٤:
«شیخ بهاءالدّین عامِلی حکایت کرده است که در روایت وارد است: ابراهیم بن أدهَم در طواف بود، جوانی أمرد را که موی در صورت نداشت و زیباچهره بود دیدار کرد؛ شروع کرد به نگاه کردن به او و پس از آن روی از وی برگردانید و در میان طواف کنندگان متواری شد.
چون به خلوت آمد، از علّت این نگاه سؤال نمودند و به او گفتند: ما تا به حال از تو سابقه نداشتهایم که در سیمای جوان أمردی نظر کنی!
گفت: او پسر من است، و من او را در خراسان گذارده بودم. چون به جوانی رسید، از آنجا بیرون شده دنبال من میگردد. من ترسیدم که وی مرا از ذکر پروردگارم باز بدارد و حذر کردم که اگر او مرا بشناسد، من با او انس بگیرم. و سپس ابراهیم این اشعار را انشاد نمود:
|
١. هَجَرتُ الخَلقَ طُرًّا فی هَواکا |
و أیتَمتُ العیالَ لِکَی أراکا |
|
|
٢. فَلَو قَطَّعتَنی فی الحُبِّ إربًا |
لَما حَنَّ الفُؤادُ إلَی سِواکا |
|
|
٣. أُحِبُّ التُّقَی و النَّفسُ تَطلُبُ غَیرَهُ |
وَ إنّی و إیّاها لَمُصطَرِعانِ |
|
|
٤. فَیَومٌ لَها مِنّی و یَومٌ أُذِلُّها |
کِلانا عَلَی الایّامِ مُعتَرِکانِ |