مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٤٧١ - روضه حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها (ت)
[١]
|
[١]* تا در بیتالحرام از آتش بیگانه سوخت |
||||||
|
کعبه ویران شد، حریم از سوز صاحبخانه سوخت |
||||||
|
شمع بزم آفرینش با هزاران اشک و آه |
||||||
|
شد چنان، کز دودِ آهش سینه کاشانه سوخت |
||||||
|
آتشى در بیت معمورِ ولایت شعله زد |
||||||
|
تا أبد زان شعله، هر معمور و هر ویرانه سوخت |
||||||
|
آه از آن پیمانشکن کز کینه خمّ غدیر |
||||||
|
آتشى افروخت تا هم خمّ و هم پیمانه٣ سوخت |
||||||
|
لیلى حسن قِدَم، چون سوخت از سر تا قدم |
||||||
|
همچو مجنون، عقلِ رهبر را دل دیوانه سوخت |
||||||
|
گلشن فرّخ فر توحید، آن دم شد تباه |
||||||
|
کز سُمُومِ شرک، آن شاخ گل فرزانه سوخت |
||||||
|
گنج علم و معرفت شد طعمه أفعى صفت |
||||||
|
تا که از بیداد دونان گوهر یکدانه سوخت |
||||||
|
حاصل باغ نبوّت، رفت بر باد فنا |
||||||
|
خرمنى در آرزوى خامِ آب و دانه سوخت |
||||||
|
کرکَسِ دون، پنجه زد بر روى طاووس أزل |
||||||
|
عالمى از حسرت آن جلوه مستانه سوخت |
||||||
|
آتشى آتشپرستى در جهان افروخته |
||||||
|
خرمن اسلام و دین را تا قیامت سوخته |
||||||