مطلع انوار - حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین - الصفحة ٢٢٢ - بوسیدن رسول خدا زیر گلوی حسین را
[١]
[١]* عَن سَلّامٍ الجُعفِیِّ، عَن عَبدِاللهِ بنِ مُحمّدٍ الصَّنعانِیِّ، عَن أبیجَعفَرٍ علیه السّلام، قال:
کانَ رسولُ الله صلّى الله علیه و آله إذا دَخَلَ الحسینُ علیه السّلام جَذَبَهُ إلیه، ثُمَّ یَقولُ لِأمیرِ المؤمنینَ علیه السّلام: ”أمسِکهُ!“ ثُمَّ یَقَعُ عَلیهِ فیُقَبِّلُهُ و یَبکِی.
یَقُول: یا أبَه لِمَ تَبکِی؟
فیَقُول: ”یا بُنَیَّ! أُقَبِّلُ مَوضِعَ السُّیُوفِ مِنکَ.“
قال: یا أبَه! و أُقتَلُ؟
قال: إی و اللهِ و أبوکَ و أخوکَ و أنتَ!
قال: یا أبَه! فمَصارِعُنا شَتَّى؟
قال: نعم یا بُنَیّ!
قال: فمَن یَزورُنا مِن أُمَّتِک؟
قال: ”لا یَزورُنی و یَزورُ أباکَ و أخاکَ و أنتَ إلّا الصدّیقونَ مِن أُمّتی.“»
ترجمه:
«حدیث کرد مرا حسن بن عبدالله بن محمّد بن عیسى، از پدرش، از حسن بن محبوب، از علىّ بن شجرة، از سلاّم جُعفى، از عبدالله بن محمّد صنعانى، از حضرت أبىجعفر امام محمّدباقر علیهالسّلام که فرمود:
هرگاه حسین علیهالسّلام بر رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم داخل مىشد، حضرت او را به خود مىچسبانید، و سپس به أمیرالمؤمنین علیهالسّلام مىفرمود: ”او را نگاه دار!“ آنگاه خود را به روی او انداخته و او را میبوسید و مىگریست.
حسین علیهالسّلام عرض کرد: اى پدر جان! چرا گریه مىکنى؟
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: اى نور دیده، پسرک من! جای شمشیرهایی را که بر بدن تو وارد میشود میبوسم.
حسین علیهالسّلام عرضه داشت: اى پدر جان! من کشته خواهم شد؟
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم فرمود: آری سوگند به خدا! پدرت و برادرت و تو، جملگى کشته خواهید شد.
عرض کرد: اى پدر جان! قبور ما از هم متفرّق و پراکنده مىباشد؟
رسول خدا صلّى الله علیه و آله و سلّم مىفرمود: آری اى نور دیده، پسرک من! *