إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥١٩ - دنباله گفتگوى خدا با پيامبر
عرض كرد: خداوندا نمىدانم.
فرمود: آن زندگىاى گواراتر است كه صاحبش از ذكر من غافل نگردد و نعمتهايم را به باد فراموشى نسپارد، و نسبت به حقم جاهل نماند و شب و روز به دنبال كسب خشنودى من باشد.
و اما زندگى و حيات باقىتر اين است كه صاحبش آنقدر براى خويش عمل كند، كه دنيا در نظرش كوچك و آخرت بزرگ گردد و خواست مرا بر خواست خود مقدّم بدارد و رضايت مرا بطلبد و مرا با عظمت و بزرگ بداند و بداند كه در همه حال بر او اشراف دارم، و از ياد نبرد كه همواره بر كردار و گفتارش آگاهم، پس اگر اراده گناه كرد، مراقب من باشد و دل خود را از آنچه ناخوش دارم، فارغ بدارد، شيطان و وسوسههايش را دشمن بدارد و نگذارد بر دلش راه يابد، پس اگر چنين بود، دلش را از محبّت خود مالامال مىسازم، تا در نتيجه قلب او را بهطور كامل متوجّه خود نمايم، و دلش را از دنيا فارغ و به فكر آخرت مشغولش دارم، و او را چون دوستان ديگرم، از نعمتها بهرهمند سازم، و چشم و گوش و قلبش را باز كنم، تا (حقيقت را) ببيند و جلالت و بزرگى مرا دريابد، و طورى شود كه لذّتهاى دنيا را خوش ندارد و از دنيا بترسد و چنان كه چوپان گوسفندان خود را از چراگاههاى خطرناك دور مىنمايد، او را از گناهها دور سازم، و چون بندهاى به اين مقام برسد، از مردم مىگريزد، و گوشهگيرى را اختيار مىنمايد و از دنياى فانى (فكرش) به آخرت باقى منتقل گردد و از وسوسههاى شيطانى به خداوند پناه برد.
اى احمد! چنين بندهاى را با شكوه و وقار زينت دهم، پس اين است عيش گوارا و زندگى دائمى و اين است، مقام كسانى كه از من راضىاند پس كسى كه ملتزم به كسب رضايت من گشت، سه خصلت را به او مىدهم: شكرگزارىاى