إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٥٠٩ - عاقل كيست؟
روح جوانمردى و امانتدارى در او هست، تا وصيّت و امانتى نپذيرفته باشد، و مردم برايش فضيلت قايلند، تا امامت و رهبرى ننموده و بر فراز منبر ننشسته باشد و شريفترين مردم علما و سروران پرهيزكار ايشان است، و زاهدان پادشاه آنهايند، و گفتار زشت و بىادبانه، دليل نابخردى انسان است.
امام حسن ٧ در يكى از خطبههاى خود فرمودند: عقل دژ و بردبارى زينت و وفا مروّت[١] و شتاب نادانى و نادانى ضعف است، و همنشينى با فرومايگان زشت و معاشرت با اهل فسق باعث شك ديگران مىگردد، و كسى كه برادرانش را خوار كند، جوانمردى ندارد و هلاك نمىگردد، جز شكّكنندگان، و نجات نمىيابند جز هدايت يافتگان، كسانى كه خدا را به اندازه يك چشم به هم زدن رسيدن در مرگشان و روزىشان متهم نمىدارند، پس جوانمرديشان كامل و حياتشان تمام است، و صبر مىكنند، تا روزيشان دهد و گوشهاى از دين را به دنيا نمىدهند و چيزى را از دنيا با معصيت الهى مىطلبند، و خردمندى و مروت مرد، او را به برآوردن نياز برادران وامىدارد، اگر چه به او مراجعه نكرده باشند، و عقل برترين موهوبات خداوند است، زيرا به واسطه آن از آفات دنيا حفظ و از سلامتى آخرت بهرهمند مىشود و از عذابش محفوظ مىماند.
نقل است كه از مردى نزد پيامبر تمجيد شد، و گفتند: عابد است، پيامبر فرمود: به عقلش نگاه كنيد، زيرا هر كسى را در قيامت به اندازه عقلش پاداش به او مىدهند، و ادب انسان، دليل بر سلامتى عقل اوست.
[١] علّامه شعرانى: مروّت صفت مرد مثل مردانگى است و مراد حسن خلق و كمال نفسانى است و در اصطلاح فقها اين است كه انسان مرتكب چيزى كه دليل سفاهت او مىشود، نگردد مثل پوشيدن عالم لباس نظامى را.