إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٤١٠ - از شرائط استجابت دعا
نكردهام، و او را به چيزهايى گرفتار مىكنم، كه خير او در آنهاست، و به او عافيت نمىدهم، مگر خير او در آن باشد، و من به مصلحت بندهام داناترم، پس بايد بر بلاى من صبر كند، و شكر نعمتهايم را به جا آورد، و اگر اوامر مرا اطاعت نمود، و به مقتضاى رضايت من عمل كرد، مسلما او را جزء صديقان خواهم نوشت.
از حضرت امير ٧ روايت است كه خداى متعال مىفرمايد: اى بندگان من، مصلحتها را به من نياموزيد، (و نگوييد اگر خدا اين كار را مىكرد بهتر مىبود) زيرا من به مصالح شما، از خود شما داناترم و در عطاى چيزى كه مصلحت شما در آن باشد، بخل نمىورزم.
پيامبر خاتم ٦ فرمودند: اى مردم! شما چون بيماريد، و خدا طبيب، شماست و مصلحت بيمار در دستور طبيب است، نه در آنچه دل بيمار مىطلبد، پس آگاه باشيد، و خود را به خداوند تسليم نماييد، تا از رستگاران گرديد.[١] حضرت صادق آل محمد ٦ فرمود: چه زيباست كار مؤمن، كه خدا در باره وى حكمى صادر نمىفرمايد، مگر اينكه خير او در آن است، چنان كه اگر با مقراض قطعه قطعه گردد، خير و صلاح اوست، و اگر هم شرق و غرب را به دست آورد، خير اوست.[٢] به ستمديده بگو كه نفرين تو را در حق ستمكار مىپذيرم، اما در صورت تأخير، مصلحتهايى در آن نهفته است كه از نظر تو پنهان است، و برخى از
[١]
ُ قال النبى ٦: يا عباد اللَّه انتم كالمرضى و ربّ العالمين كالطبيب فصلاح المرضى فيما يعلمه الطبيب و يدّبره لا فيما يشتهيه المريض و يقترحه الا فسلّموا للَّه امره تكونوا من الفائزين.
[٢]
ُ قال الصادق ٧: عجبت للمؤمن لا يقضى اللَّه بقضاء الّا كان خيرا له و ان قرض بالمقاريض كان خيرا له و ان ملك مشارق الارض و مقاربها كان خيرا له.