إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٧٧ - باب بيست و نهم ارزش اميدوارى به خداى متعال
شخصى به حضرت صادق ٧ عرض كرد: من گناه مىكنم و بعد ناراحت مىشوم در عين حال اميد عفو دارم؟
فرمود: فلانى از خدا بترس و عبادتش بكن و در عين حال اميد قبولى داشته باش، زيرا خوشگمانترين فرد به خدا و بزرگترين اميدوار كسى است كه بيشتر به طاعت عمل كند، و پيامبر خدا ٦ از همه مردم حسن ظنّ بيشترى به خدا داشت و از همه اميدوارتر بود و بيش از همگان از خدا مىترسيد، و هيبت و ترس او در دلش بود و همچنين ساير پيامبران ٧ بر مردم زمان خود در همه اين امور افضل بودند.
امير المؤمنين ٧ به اصحاب خود فرمود: اگر مىتوانيد، خوفتان از خدا شديد و گمانتان به او نيكو باشد، و ميان اين دو خصلت را جمع كنيد[١]، زيرا حسن ظنّ بنده به خدا به اندازه خوف اوست، و خوشگمانترين مردم به خدا، شديدترين خوف را دارد، پس آرزوها را كنار بگذاريد و تلاش كنيد و حق خدا و خلق را ادا نماييد، و هر كسى وظيفه خود را انجام داد، برائت از آتش را به او مىدهند و هيچ كس را بر خدا حجّت نيست و كسى هم با خدا خويشاوندى ندارد، و خداوند، مثل آدم را در عصيانش نياورد، مگر اينكه درس عبرتى براى مردم باشد.
و امير المؤمنين ٧ در تسبيح مىفرمود: منزّه است خدايى كه لغزش آدم را براى فرزندان او، عبرت قرار داد، و خواسته است بفرمايد كه پدرتان آدم كه
[١] زيرا اگر خوف بر بنده غالب گردد ولى اميد نداشته باشد، به گناه ادامه مىدهد و توبه نمىكند، و همچنين، اگر ترس نداشته باشد و اميد بر او غالب شود، همين خصوصيت را دارد( علّامه شعرانى)