إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ٢٥٦ - وحى خدا به يكى از پيامبران
بزرگ را از كجا آموخت، كه پيغمبر ٦ با اينكه او را نديده، چنان ستايشى از وى نموده، كه هيچ يك از اصحاب را آنچنان مدحى نكرده؟
گفت: از هنگام بلوغ گوشهنشين شد و همواره در تفكّر و گرفتن عبرت بود.
و فرمود: خداوند به موسى ٧ وحى كرد (اى موسى) هر كس، كسى را دوست بدارد، با وى انس مىگيرد، و هر كس با دوستى انس بگيرد، كلامش را تصديق مىكند و از كار او خرسند است، و كسى كه به دوستى اعتماد نمود، به او تكيه مىكند، و كسى كه مشتاق و شيفته ديدار دوست باشد، در رسيدن به او شتاب مىنمايد، اى موسى، من ذاكران را ياد مىكنم و وصال من از آن شيفتگان من، و بهشت من از آن مطيعان من است، و من به محبّان اختصاص دارم.[١]
وحى خدا به يكى از پيامبران
كعب الاحبار گفت: خداوند به يكى از انبياى گذشته وحى كرد، كه اگر فردا (در محشر) لقاى مرا مىخواهى، بايد در دنيا تنها و محزون و ترسان باشى،
[١] بهشت براى مطيعان، مقامى است پايينتر از مشتاقان، زيرا مطيع مقصودى جز رسيدن به بهشت ندارد، اما مشتاق، ديدار مىطلبد نه بهشت، ولى خود را چيزى مىبيند، بر خلاف محبّ كه فقط خدا را مىخواهد و خود را نمىبيند، زيرا شوق دليل فراق است و زيارت دليل بر اثنين بودن و اما ذكر نوعى عبادت و لذّت است و خود آن لذّت پاداش محسوب مىگردد، لذا مىفرمايد:
ذكرى للذّاكرين علّامه شعرانى)