إرشاد القلوب ت سلگی - دیلمی، حسن بن محمد - الصفحة ١٨٣ - تقوا شرط قبولى اعمال و استجابت دعا
و به «حذيفه»[١] فرمود: چه مىكنى وقتى كه امراى بد روى كار آيند، كه اگر از آنها اطاعت كنى، كافر مىشوى و اگر اطاعت نكنى تو را مىكشند؟
حذيفه عرض كرد: چه كنم؟
فرمود: اگر قدرت داشتى با آنها جهاد كن و اگر نداشتى از آنان فرار كن.
و فرمود: دو گروهند كه اگر خود را به اصلاح آورند، مردم اصلاح مىشوند و اگر فاسد شوند، مردم را فاسد مىكنند اول امرا و دوم علماء.
و خداى بزرگ فرموده است:
وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ[٢]: شما (مؤمنان) به ستمكاران كمك نكنيد، و گر نه آتش كيفر حق شما را مىگيرد.
و: وَ لا تَطْغَوْا فِيهِ فَيَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبِي[٣]: نسبت به اوامر من سركشى نكنيد، و گر نه خشم من بر شما روا مىگردد.
و سوگند به خدا، فساد امور مردم، به دست اين گروه است، به ويژه كسانى كه در صدور حكم، ستم كنند و رشوه بگيرند.
ابو نوّاس چه زيبا سروده:[٤] آنگاه كه امير و نويسندگان و افراد او خيانت كنند، و قاضى در قضاوت خويش سستى روا دارد (و جانب حق را نگيرد)، واى بر آن قاضيان زمين، از سوى قاضى آسمان و خداى متعال.
و در روايت آمده كه آيه:
[١] او از بزرگان اصحاب و محرمان راز پيامبر ٦ و اهل بيت : بود.
[٢] هود/ ١١٤.
[٣] طه/ ٨١.
[٤]\sُ اذا خان الامير و كاتباه\z و قاضى الامر داهن في القضاء\z فويل ثمّ ويل ثمّ ويل\z لقاضى الارض من قاضى السّماء\z\E