جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٩٠ - غزل ٤١٧ روز عيد است و من امروز در اين تدبيرم
جز گرسنگى از روزه نصيبشان نمى شود]).
لذا مى توان گفت: اگر روزه دار روزهاش را با شرائط انجام دهد، شب قدر، و يا روز عيد مى تواند نتائج آن را دريافت نمايد؛ كه: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»[١]: (شب قدر، از هزار ماه بهتر است.- يا:
«إذا كانَ أوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّالٍ، نادى مُنادٍ: أيُّها المُؤمِنُونَ! اغْدُوا إلى جَوآئِزِكُمْ. ثُمَّ قالَ: يا جابِرُ: جَوآئِزُ اللَّهِ لَيْسَتْ كَجوآئِزِ هؤُلآءِ المُلُوكِ. ثُمّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الجَوآئِزِ.»
[٢]: (وقتى روز اوّل شوّال فرا مى رسد، مناديى صدا بر مى آورد: اى مؤمنان! سر صبح به سوى جايزه هايتان بشتابيد. سپس فرمود: جوايز خداوند مثل جوايز پادشاهان نيست. سپس فرمود: آن روز، روز جايزه است.).
بنابراين سالك بايد در اين ماه به عمل با شرائطش بپردازد، و اگر هم اهل مشاهده بوده، انتظار دوام آن را در اين ايّام نداشته باشد مگر شب قدر و يا روز عيد.
خواجه هم در اين دو بيت مى خواهد بگويد: مدّتى است با فرا رسيدن ايّام ماه صيام، از ديدار دوست محروم مانده و به قبض گرفتار شدهام و در پيشگاه دوست از اين حال خود خجالت زدهام. اميد است روز عيد با ديدارش از شرمندگى بيرون شوم و باز به مراقبه جمال او بنشينم!
|
من به خلوت ننشينم پس از اين، وربه مَثَل |
زاهد صومعه بر پاى نهد زنجيرم |
|
در اين ماه صيام، براى عبادت به خلوت مى نشستم. چنانچه به جوائز روز عيد نايل گردم و محبوب را با خود و مظاهر در پرده كثرات بىحجاب كثرت مشاهده نمايم، ديگر خلوت نشستن جا ندارد، اگرچه زاهد زنجير به پايم نهد.
به گفته خواجه در جايى:
|
هر كه را با خطِ سبزت، سَرِ سودا باشد |
پاى از اين دايره، بيرون ننهد تا باشد |
|
[١]- قدر: ٣.
[٢] - اقبال الاعمال، ص ٣٨٢.