جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٥٢ - غزل ٣٦٦ مقام امن و مى بىغش و رفيق شفيق
گويا خواجه در اين غزل با بيانات گوناگون اظهار اشتياق به دوست مى نمايد و خود را براى رسيدن به كمال به سه امرى كه در مصرع اوّل است ترغيب نموده و مى گويد:
|
مقام امن و مى بىغش و رفيق شفيق |
گرت مدام ميسّر شود، زهى توفيق! |
|
اى خواجه! اگر تو را مقام امنى كه از خواطر و انديشههاى غير دوست مصون دارد- كه:
٢٦٠٤
«لا نِعْمَةَ أهْنَأُ مِنَ الأمْنِ.»
[١]: (هيچ نعمتى گواراتر از آسايش نيست.- نيز:
٢٦٠٥
«رَفاهِيَةُ العَيْشِ فىِ الأمْنِ.»
[٢]: (خوشى و فراخى زندگانى در آسايش است.)- ذكر و مراقبه اى كه از شوائب شرك خفى و جلى پاكيزه سازد- كه:
٢٦٠٦
«ألذِّكْرُ مُجالَسَةُ المَحْبُوبِ.»
[٣]: (ياد و ذكر، همنشينى با محبوب است.- همچنين:
٢٦٠٧
«ألذِّكْرُ مِفْتاحُ الأنْسِ.»
[٤]: (ياد خدا، كليد انس با اوست.) و:
٢٦٠٨
«ألذِّكْرُ لَذَّةُ المُحِبّينَ.»
[٥]: (ياد خدا، لذّت و خوشى دوستان اوست.)- و رفيق راهى كه راهنماى بطريق خير و صراط مستقيم است نصيب گردد-؛ كه:
٢٦٠٩
«ثَمَرَةُ العَقْلِ صُحْبَةُ الأخيْارِ.»
[٦]: (ثمره عقل، همنشينى و مصاحبت با خوبان و اخيار مى باشد.- نيز:
٢٦١٠
«خَيْرُ الإخْتيارِ صُحْبَةُ الأخْيارِ.»
[٧]: (بهترين گزينش،.
[١] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الأمن، ص ٢٣.
[٢] ( ١، ٢) غرر و درر موضوعى، باب الأمن، ص ٢٣.
[٣] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الذكر، ص ١٢٣.
[٤] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الذكر، ص ١٢٣.
[٥] ( ٣، ٤، ٥) غرر و درر موضوعى، باب الذكر، ص ١٢٣.
[٦] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب المصاحبة، ص ١٩٦.
[٧] ( ٦، ٧) غرر و درر موضوعى، باب المصاحبة، ص ١٩٦.