جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ٣٣٠ - غزل ٤٠٨ در خرابات مغان نور خدا مى بينم
نه تنها ملكوت، كه نور او را هم محيط به مظاهر مشاهده كردم؛ كه:
٢٨٨٢
«يا مَنِ اسْتَوى بِرَحْمانِيَّتِهِ! فَصارَ العَرْشُ غَيْباً فى ذاتِهِ، مَحَقْتَ الآثارَ بِالآثارِ، وَمَحْوتَ الأغْيارَ بِمُحيطاتِ أفْلاكِ الأنْوارِ ... يا مَنْ تَجلّى بِكمالِ بَهآئِهِ! فَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ الإسْتِواءَ، كَيْفَ تَخْفى وَأنْتَ الظّاهِرُ؟ أمْ كَيْفَ تَغيبُ وَأنْتَ الرَّقيبُ الحاضِرُ؟ إنَكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قديرٌ، وَالحَمْدُللَّهِ وَحْدَهُ.»
[١]: (اى خدايى كه با رحمانيّت [بر تمام موجودات] استوار و چيره گشتى، پس عرش [موجودات] در ذاتت غايب گرديده! آثار مظاهر را با آثار خويش از بين برده و اغيار را با افلاك انوار احاطه كنندهات محو نمودى ... اى خدايى كه به كمال بها و روشنى تجلّى نمودى! پس عظمتت [بر تمام موجودات] استوار و چيره گشت. چگونه پنهان مى شوى در حالى كه تنها تو ظاهر و آشكارى؟ يا چگونه غايب مى شوى در حالى كه تويى تنها نگهبان حاضر، بدرستى كه تو بر هر كار قادر و توانايى، و حمد و سپاس مخصوص خداوند يگانه مىباشد.).
اى آن كه خانه كعبه را زيارت نمودهاى! اين همه بر من مبال؛ زيرا تو سنگ و گل و مظهر را ديدهاى، و من صاحب خانه را با جلوات اسمائى و صفاتى و ذاتىاش مشاهده كردهام.
تمام ابيات، در مقام بيان اين شهود است.
|
كيست دُردى كش اين ميكده؟ يا رب! كه درش |
قبله حاجت و محرابِ دعا مى بينم |
|
آن كس كه من مى بينم كيست كه از باطن مظاهر به تمام جمال و كمال جلوهگرى مىنمايد، و همه را دانسته و ندانسته، متوجّه خود ساخته؟ كه: «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ»[٢]: (و هر جنبنده اى در آسمانها و زمين تنها براى خدا سجده مى نمايد.- نيز: «وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً، وَ ظِلالُهُمْ بِالْغُدُوِّ.
[١]- اقبال الاعمال، ص ٣٥٠.
[٢] - نحل: ٤٩.