جمال آفتاب و آفتاب هر نظر؛ شرحى بر ديوان حافظ - سعادت پرور، على - الصفحة ١٢٤ - غزل ٣٧٧ رهروان را عشق بس باشد دليل
فى رِضْوانِكَ، يُنْمى فى حَسَناتِنا وَتَفْضيلِنا وَسُودَدِنا وَشَرَفِنا وَمَجْدِنا وَنَعْمآئِنا وَكَرامَتِنا فِى الدُّنْيا وَالآخِرَةِ، وَلا تَنْقُصْ مِنْ حَسَناتِنا.»
[١]: (پس بار خدايا! هر قضايى بر ما اراده فرمودى، و هر قَدَرى بر ما مقدّر داشته ايى، همراه با آن صبر و بردباريى كه بر آن غالب و چيره گردد، عنايت فرما. و آن را براى ما در رضا و خشنوديت بالا بر به گونه اى كه بر حسنات و برترى و سرورى و شرافت و بزرگوارى و نعمت و كرامتمان در دنيا و آخرت بيافزايد، و از حسنات و كارهاى نيكمان ناقص نگذار.)
|
يا بنه بر خود كه مقصد گم كنى |
يا منه پاى اندر اين ره بىدليل |
|
خواجه در اين بيت به اهميّت استاد و راهنما اشاره كرده و مى گويد: آن كه در اين راه قدم نهاد، بايد به استادى دست ارادت بدهد، تا به منزل مقصودش برساند؛ وگر نه مقصد را گم خواهد كرد.[٢] به گفته خواجه در جايى:
|
آن روز بر دلم دَرِ معنى گشاده شد |
كز ساكنان درگه پير مغان شدم[٣] |
|
و نيز در جاى ديگر:
|
قطع اين مرحله بىهمرهىِ خضر مكن |
ظلمات است، بترس از خطرگمراهى[٤] |
|
|
يا مكش بر چهره نيل عاشقى |
يا فرو بَرْ جامه تقوى به نيل |
|
آرى، عاشقِ دوست، عبادات و تقواى خود را براى رسيدن به نعمتهاى بهشتى، و يا از خوف آتش انجام نمى دهد؟ اين گونه عمل، كار صاحبان تقواى ظاهرى و قشرى است، نه مخلَصين (به فتح لام) كه به لُبّ، و تزكيه دل پرداخته اند و جز.
[١]- اقبال الأعمال، ص ١٧٨.
[٢] - در مقدّمه جلد سوّم اين رساله، بيانات خواجه را نسبت به اهميت استاد ذكر نمودهايم.
[٣] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٤٥٤، ص ٣٣٣.
[٤] - ديوان حافظ، چاپ قدسى، غزل ٥٧٢، ص ٤١٠.