ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩٧ - ٦٩ - دو چيز برپايند، دو چيز جاريند؛ دو چيز مختلفند؛ دو چيز با هم دشمنند
از دوست تو محمد محبوبتر باشد خداى عز و جل باو وحى كرد او محبوبتر است پيش تو تا خودت؟ گفت او محبوبتر است نزد من از خودم، فرزند او را بيشتر دوست دارى يا فرزند خود را عرض كرد؟ فرزند او را، فرمود ذبح فرزند او بظلم بدست دشمنانش بيشتر دل تو را ميسوزاند يا ذبح فرزندت بدستت در طاعت من؟ عرض كرد پروردگارا ذبح فرزند او بدست دشمنانش دلم را بيشتر ميسوزاند، فرمود اى ابراهيم يك دسته مردم كه گمان ميكنند امت محمدند بعد از او فرزندش حسين را بظلم و عدوان مانند گوسفند ميكشند و بدين سبب مستحق سخط من ميشوند، حضرت ابراهيم براى اين مطلب ناله كرد و دلش سوخت و شروع بگريه كرد، خداى عز و جل باو وحى كرد كه اى ابراهيم دل سوختن تو را بر حسين و شهادت او فداى دل سوختن تو بر فرزندت اسماعيل قرار دادم اگر بدست خود او را ذبح ميكردى و ثبت كردم برايت بالاترين درجات اهل ثواب را اين است قول خداى عز و جل: فدا داديم او را فداى بزرگى.
٦٩- دو چيز برپايند، دو چيز جاريند؛ دو چيز مختلفند؛ دو چيز با هم دشمنند
عبد اللَّه بن سليمان كه خواننده كتب بود گويد در يكى از كتابهاى آسمانى خواندم كه چون ذو القرنين از ساختمان سد خود فارغ شد بجهان گردى خود ادامه داد در بين گردش خود با قشونش بمرد دانشمندى برخورد كرد آن دانشمند بذو القرنين گفت مرا خبر ده از دو چيزى كه از وقتى خداى عز و جل آنها را آفريده پا برجايند و از دو چيزى كه روانند و از دو چيزى كه مختلفند و از دو چيزى كه با هم دشمنند گفت دو چيز پا برجا آسمانها و زمينند، دو چيز روان خورشيد و ماهند، دو چيز مختلف شب و روزاند دو چيز دشمن مرگ و زندگانى ميباشند عرضكرد برو كه تو دانائى، اين حديث طولانى است، مقدار حاجت از آن را نقل كرديم، و تمام آن را در كتاب نبوت ضبط كردهام.