ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢ - باب خصال يگانه
كتابهائى تصنيف كردند ولى از تصنيف كتابى كه بترتيب شماره مشتمل بر اخلاق خوب و بد باشد غفلت ورزيدهاند، بعقيده من تصنيف چنين كتابى براى طالبين علم و راغبين در خير نفع بسيارى دارد و با تصنيف اين كتاب بخداى جل اسمه تقرب جستم با اميد بثواب حضرت او و با رسيدن برحمتش و اميدوارم اين امل و آرزوى مرا از رحمت و منّ خود نااميد نكند زيرا كه بر هر چيز قادر است.
باب خصال يگانه
مقدام بن شريح بن هانى از قول پدرش گفته كه يكتن اعرابى در روز جنگ جمل حضور امير المؤمنين ٧ ايستاد و عرض كرد يا امير المؤمنين ميگوئى خدا يكى است؟ مردم باو هجوم كردند و گفتند اى اعرابى نمىبينى امير المؤمنين در چه حالى است، دلش متوجه چند قسمت است، وقت اين سؤال نيست حضرت فرمود او را واگذاريد مقصد اين مرد عرب همانيست كه ما از اين قوم مخالف درخواست داريم و براى آن ميجنگيم سپس فرمود اى مرد عرب جمله خدا يكى است چهار معنى ميدهد كه دو تاى از آنها بر خداى عز و جل روا نيست و دو تاى آنها در باره او ثابت است اما آن دو وجهى كه بر خدا روا نيست اول اينست كه كسى بگويد يك بمنظور شمردن اعداد حساب، اين بر خدا روا نيست زيرا چيزى كه دوم ندارد داخل در باب اعداد نميشود نمىبينى كسى كه بگويد خدا سومى سه تاست كافر است.
دوم اينست كه ميگويد او يكى از مردم است و مقصودش فرد نوعى است از جنس اين هم روا نيست چون كه تشبيه است و مقام پروردگار ما از آن بالاتر و والاتر است و اما دو وجهى كه در باره خدا ثابت است اينست كه كسى بگويد خدا يكى است و چيزى شبيه او نيست پروردگار ما چنين است و كسى بگويد ذات خداى عز و جل يگانه است يعنى بسيط حقيقى است و در خارج و عقل و وهم و فهم قابل قسمت نيست و جزء و جزئى ندارد، پروردگار ما عز و جل همچنين است.
شرح عدد مطلق موضوع علم حسابست كه يكى از رياضيات است و حقيقتى جز تصور ندارد از اين جهت ميگويند علم رياضى بحث از امورى ميكند كه در ذهن محتاج ماده نيستند و ميگويند عدد غير متناهى است زيرا حقيقتش تصور است كه يك نحو از اعتبار است و تحققى در خارج از ذهن ندارد كه محذور تسلسل پيش آيد و انطباق اعداد بر معدودات صرف انطباق حكائى است از قبيل اعتباريات محضه بر منشأ اعتبار مثل آزادى و بندگى نه از باب حمل شايع اصطلاحى كه محمول هستى