ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٨ - ٨٠ - براى امير المؤمنين(ع) ٥ منقبت بزرگ بود
سياهى و سفيدى كه در ظاهر بدن ديده شود بلكه از صفات باطنى و پنهانى آنان است كه شناخته نشود جز بتعريف خداى داناى باسرار غيب.
٧٨- امير المؤمنين بكارمندان حكومت خود ٥ دستور داد-
براستى امير المؤمنين به كارمندانش نوشت براى نامه نويسى خامههاى خود را باريك بتراشيد سطرها را نزديك هم بنويسيد جملههاى زيادى و خارج از موضوع را حذف كنيد، اصل موضوع را بنظر آوريد و بعبارت مختصرى به نگاريد، از پر نويسى، بپرهيزيد، دارائى مسلمانان نبايد ضررمند شود.
شرح مقصود صرفهجوئى در كاغذ و مركب و صرفهجوئى در وقت كار است و انصافا اين دقت و صرفهجوئى در كاغذ و مركب و صرفهجوئى نسبت بمال ملت يكى از شاهكارهاى اقتصادى و امانت دارى على ٧ است و كارمندان حكومت را نسبت بموارد بزرگتر خوب آگاه بوظيفه امانت دارى ميكند، اين يكى از نشانههاى حكومت ملى و عادلانه شخصى مانند على است كه كارمندان خود را بصرفهجوئى در هزينه كار و حفظ وقت تا اين اندازه تحت ملاحظه و انضباط قرار ميدهد و آنها را بيك وظائف دقيق و بزرگى متوجه ميكند
٧٩- پنج تنظيف از دين اسلام و موافق فطرتست-
رسول خدا فرمود ٥ از فطرت محسوبند، ناخن گرفتن، شارب زدن، موى زير بغل ستردن، زهار تراشيدن، ختنه كردن.
٨٠- براى امير المؤمنين ٧ ٥ منقبت بزرگ بود-
حارث بن ثعلبه گويد بسعد گفتم آيا چيزى از مناقب و فضائل على ٧ بديده خود ديدى؟ گفت آرى چهار منقبت از او ديدم و پنجمى را هم مشاهده كردم كه اگر يكى از آنها براى من بود از بهترين اموال جهان دوستتر داشتم يكم پيغمبر سوره برائت را با ابو بكر فرستاد سپس على را دنبالش فرستاد و آنها را از او گرفت، ابو بكر برگشت و عرضكرد يا رسول اللَّه آيا در باره من چيزى از طرف خدا نازل شده است؟ فرمود نه جز اينكه نبايد اين سوره را ابلاغ كند مگر خودم يا مردى كه از خانواده خودم باشد، دوم درهائى كه از خانههاى اصحاب بمسجد باز ميشد همه را گرفت جز در خانه على ٧ عرضكردند در خانههاى ما را گرفتى و در خانه على را باز گذاردى فرمود من آنها را نگرفتم و آن ديگرى را باز نگذاشتم (بدستور خدا عمل كردم.) سوم گفت رسول خدا عمر بن خطاب و مرد ديگرى را براى فتح قلعه خيبر فرستاده شكست خورده برگشتند، پيغمبر فرمود فردا پرچم را بدست كسى دهم كه خدا و رسول خدا را دوست دارد و محبوب خدا