ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥ - مقدمه اول چاپ اول
كنيم و بهمان ذكر متن احاديث و عنوانهاى مطالب اكتفا شود تا سهل المأخذتر و مفيدتر باشد و بدين وسيله هم مقدار زيادى از حجم كتاب كاسته شده و هم مطالب پيوستهتر بنظر آمده و در عوض شرح بيشترى براى توضيح مطالب بآن ضميمه مىشود و اين روش حذف سند خبر را خود شيخ صدوق هم در كتاب من لا يحضره الفقيه مراعات كرده و بمنظور آسانى جمع مطالب و اختصار رجال سند را انداخته و سپس طرق خود را در روايات كتاب در آخر كتاب ضبط كرده، ما هم يك فهرستى از اساتيد شيخ صدوق و روايات مسلسل كتاب خصال فراهم كرده و اسانيد هر طبقه و بابى را بترتيب روايات كتاب ذكر كرديم و در آخر كتاب درج نموديم تا علاوه بر حفظ نام اسانيد و راويان اخبار كتاب، مشايخ مصنف و سران طبقات راويان هم از آن استفاده شود و خوانندگان عزيز بدانند شيخ بزرگوار صدوق از زبان چند تن استاد و از چه مراكز علمى مختلف در شرق و غرب عالم اسلامى و با چه سفرهاى طولانى و پرمشقت قرن چهارم اين كتاب را فراهم آورده و از خود چنين شاهكارى باقى گذارده و روى اين زمينه از قدردانى و مطالعه اين كتاب خوددارى نكنند و آن را غنيمت بشمارند.
از مطالعه فهرست مشايخ و اساتيد صدوق در جلد اول اين كتاب كه بيش از هفتاد نفرند معلوم مىشود كه شيخ صدوق علاوه بر احاديثى كه از پدر بزرگوار خود و ساير اساتيد شيعه در قم كه در قرن چهارم حوزه علميه شيعه و مركز مهم راويان و علماى بزرگ مذهب شيعه بوده اخذ كرده است، از علماى بغداد كه در اين تاريخ يگانه مركز علم عالم اسلامى بوده و از علما و محدثين كوفه و بلخ و همدان و سرخس و فرغانه و اشر و سنه و سمرقند و نيشابور كه مراكز علمى ديگر نامى عالم اسلامى بودند رواياتى بدست آورده و در اين كتاب درج كرده