ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٧ - ٣٧ - حديث سه نفرى كه بلات و عزى سوگند خوردند كه رسول خدا را بكشند و على(ع) در برابر آنها قيام كرد
٣٤- رسول خدا سه كس را لعن كرد
امام هفتم فرمود رسول خدا سه كس را لعن كرده، مسافرى كه توشه خود را تنها بخورد و برفقايش ندهد، كسى كه تنها در بيابان مسافرت كند، كسى كه تنها در خانهاى بخوابد.
٣٥- در بهشت درجهايست كه بدان نمىرسد مگر سه كس
رسول خدا فرمود در بهشت درجهايست كه بدان نميرسد مگر پيشواى عدالت شعار، صاحب خويشانى كه با آنها وفادار باشد، مرد صابر عيال وار.
٣٦- از سه كس قلم برداشته است
ابن ظبيان گويد زن ديوانهاى را بحضور عمر آورند كه زنا داده بود، عمر دستور داد كه او را سنگسار كنند. آن زن را از حضور على بن ابى طالب عبور دادند، فرمود اين زن چيست؟ عرض كردند ديوانهايست كه زنا داده و عمر دستور داده او را سنگسار كنند. فرمود شتاب مكنيد نزد عمر آمد و باو گفت نميدانى قلم از سه كس برداشته است؟ از كودك تا بالغ شود، از ديوانه تا بهوش آيد، از خواب تا بيدار شود.
٣٧- حديث سه نفرى كه بلات و عزى سوگند خوردند كه رسول خدا را بكشند و على ٧ در برابر آنها قيام كرد.
امام چهارم فرمود پيغمبر يك روز بيرون شد و نماز صبح را خواند سپس فرمود اى گروه مردم شما كدامتان ميرويد در برابر سه كسى كه بلات و عزى سوگند خوردند مرا بكشند با اينكه بپروردگار كعبه قسم دروغ گفتهاند، مردم همه سر بزير افكندند و هيچ كس جواب نداد. فرمود گمان ندارم على بن ابى طالب ميان شما باشد. عامر بن قتاده عرضكرد آن حضرت امشب تب داشت و نيامده با شما نماز بخواند، اجازه ميفرمائيد باو خبر دهم؟ پيغمبر فرمود: خبر بده، عامر خدمت آن حضرت شتافت و باو خبر داد، امير المؤمنين مثل اينكه از بند رها شده بيرون شد و جامهاى بتن داشت كه دو گوشهاش را بگردن خود گره كرده بود، عرضكرد يا رسول اللَّه چه خبر است؟
فرمود اين فرستاده پروردگارم بمن خبر ميدهد كه سه نفر قيام كردهاند تا مرا بكشند با اين كه بپروردگار كعبه سوگند دروغ گفتهاند. امير المؤمنين فرمود من خودم تنها بجلوگيرى آنها