ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٩ - ٤١ - چهار چيز از چهار چيز سير نشوند
از رحمتت بر من فرو بار و از بركاتت بر من نازل كن گويد رسول خدا ميفرمود و قبيصه آنها را انگشت شمار ميكرد، ابو بكر و عمر عرض كردند يا رسول اللَّه اين خال شما خوب محكم اين كلمات را انگشت شمار ميكند.
رسول خدا فرمود اگر با آنها وارد قيامت شود و هيچ گاه عمدا آنها را ترك نكند چهار در از بهشت بروى او باز شود كه از هر كدام خواست ببهشت در آيد.
نافع گويد اين حديث را براى همسايه خود كه همنشين حسن بصرى بود بازگو كردم و او براى حسن نقل كرده بود حسن گفته بود او را نزد من آور- پيش او رفتم حديث را از من پرسيد براى او بازگو كردم گفت اين حديث تو چه اندازه در چشم من پر قيمت است و پيش تو كم ارزش، مردى بر شتر خود راه بريد تا رفت مصر و آن را از راوى آن كه والى مصر بود دريافت كرد؛ گفت من نيامدم تا چيزى از تو در يافت كنم سپس حديث را پرسيد و برگشت.
٤٠- چهار عمل از وسواس است-
امام هفتم فرمود چهار عمل از وسواس است، گل خوردن كلوخ از هم پاشيدن، ناخنها را با دندان چيدن و ريش جويدن.
٤١- چهار چيز از چهار چيز سير نشوند-
امام ششم فرمود چهار چيز از چهار چيز سير نشوند زمين از باران. چشم از ديدار، ماده از نر. دانا از دانشمند، امام اول هم در پاسخ مرد شامى كه در جامع كوفه پرسشهائى