ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٤ - ٣٠ گناه بر چهار وجه است
٣٠ گناه بر چهار وجه است-
محمد بن ابى عمير گويد در اين مديد مدتى كه هم صحبت هشام بن حكم بودم بهترين استفادهاى كه از او بردم راجع بعصمت امام بود، يك روز از او پرسيدم امام معصومست؟ گفت آرى، گفتم حقيقت عصمت كدامست. نشانه آن چيست؟ گفت منشأ همه گناهان چهار است، پنجمى ندارند حرص، حسد، خشم، خواهش نفس و هيچ كدام اينها در امام نيست. نشايد امام حريص باشد بر اين دنيا زيرا حرص از نداريست و همه دنيا زير نگين امامست و او خزانه دار مسلمانانست براى چه حرص ورزد، نشايد رشك برد، زيرا انسان ببالا دست خود رشك ميبرد نه بزير دست و كسى بالا دست او نيست، نشايد براى چيزى از امور دنيا خشم كند تنها خشم او براى خداست زيرا خداى عز و جل او را وظيفه دار كرده كه حدود را جارى كند و سرزنش كسيرا در حساب نگيرد و بكسى مهربانى بر خلاف دين نكند تا حدود و كيفرهاى خدائى را بىكم و بيش مجرى كند. نشايد پيرو شهوت و خواهش نفس باشد و دنيا را بر آخرت ترجيح دهد زيرا خداى عز و جل آخرت را در نظر او باندازه كه دنيا در نظر ما محبوبست محبوب كرده و با همان اطمينان و عقيدهاى كه ما بدنيا نگاه ميكنيم امام بآخرت نگاه ميكند، آيا ممكنست كسى روى زيبا را بگذارد و بروى زشت بپردازد يا خوراك شيرين و لذيذ را بخاطر خوراك تلخى از دست بدهد. يا جامه نرمى را بجامه زبر و درشتى اختيار كند يا نعمت هميشه و پايدارى را بدنياى گذرا و نابودشونده بفروشد؟!!