ترجمه خصال شيخ صدوق
(١)
پيشگفتار
١ ص
(٢)
مقدمه چاپ چهارم
١ ص
(٣)
مقدمه چاپ دوم
٧ ص
(٤)
چكامه از زبان ملكوتى بيان صدوق رضوان الله عليه
٩ ص
(٥)
فهرست جلد يكم
١٠ ص
(٦)
مقدمه اول چاپ اول
١٣ ص
(٧)
اظهار تشكر
١٦ ص
(٨)
سومين نشريه
١٦ ص
(٩)
قصيده خصاليه اثر طبع آقاى سيد عبد الرحيم سيادت - دبير فرهنگ
١٧ ص
(١٠)
مقدمه دوم چاپ اول
١٨ ص
(١١)
مكتب شيخ صدوق
١٨ ص
(١٢)
شرح حال شيخ بزرگوار صدوق
١٨ ص
(١٣)
قسمتهاى روشن تاريخ شيخ صدوق و خاندان او
١٨ ص
(١٤)
نيروى سياسى شيعه در عصر شيخ صدوق عليه الرحمة
١٩ ص
(١٥)
شيخ صدوق با سياستمداران عصر خود همكارى مىكند
١٩ ص
(١٦)
تأليفات صدوق
٢٠ ص
(١٧)
رابطه روحانى شيخ صدوق با رجال سياست معاصر خود
٢٢ ص
(١٨)
فصل يكم روش نگارش در مكتب شيخ صدوق
٢٥ ص
(١٩)
قلم تاريخ و داستانسرائى
٢٥ ص
(٢٠)
داستان تأليف كتاب من لا يحضره الفقيه
٢٦ ص
(٢١)
داستان تأليف كتاب عيون اخبار الرضا
٢٧ ص
(٢٢)
خطبه و خطابه در مكتب شيخ صدوق
٢٨ ص
(٢٣)
ترجمه خطبه كتاب من لا يحضر
٢٨ ص
(٢٤)
ترجمه خطبه كتاب توحيد صدوق
٢٩ ص
(٢٥)
فصل دوم قلم استدلال و تحقيق در مكتب شيخ صدوق
٣٠ ص
(٢٦)
دو نمونه از تحقيقات علمى شيخ صدوق براى گواه نقل مىشود
٣١ ص
(٢٧)
1 - شرح حديث منزله از معانى الاخبار
٣١ ص
(٢٨)
2 - شرح حديث غدير
٣٨ ص
(٢٩)
فصل سوم روش مكتب شيخ صدوق در تعليم عقايد و اصول دين
٤٨ ص
(٣٠)
فصل چهارم روش مكتب شيخ صدوق در فتوى و بيان احكام دين
٥٠ ص
(٣١)
انحراف از اين روش كى آغاز شد؛
٥٣ ص
(٣٢)
براى چه؟
٥٤ ص
(٣٣)
اين انحراف تا كجا كشيد؟
٥٧ ص
(٣٤)
در اين ميانه چه پيش آمد كرد؟
٥٨ ص
(٣٥)
رجال اصلاح و تجديد روش و مكتب شيخ صدوق
٥٨ ص
(٣٦)
1 - مكتب جبل عامل
٥٨ ص
(٣٧)
2 - مكتب بحرين
٥٨ ص
(٣٨)
3 - مكتب اصفهان در عهد صفويه
٥٨ ص
(٣٩)
مقدمه مؤلف
٦١ ص
(٤٠)
باب خصال يگانه
٦٢ ص
(٤١)
1 - وحدت
٦٣ ص
(٤٢)
2) خصلت موجودى را ترك كن تا بخصلت موعودى رسى
٦٣ ص
(٤٣)
3) يك خصلت از زورگوئيست
٦٣ ص
(٤٤)
شرح -
٦٣ ص
(٤٥)
4) يك خصلت از دين دوستى است
٦٣ ص
(٤٦)
5) يك خصلت به پنج خصلت -
٦٣ ص
(٤٧)
6) يك خصلت بيك خصلت -
٦٤ ص
(٤٨)
7) يك خصلت نجات بخش است -
٦٤ ص
(٤٩)
شرح -
٦٤ ص
(٥٠)
8) يك خصلت افضل امور دين است -
٦٤ ص
(٥١)
9) جمع نشده چيزى با چيزى كه بهتر باشد از جمع يك خصلت با يك خصلت ديگر
٦٤ ص
(٥٢)
10) يك خصلت شرف دنيا و آخرت است -
٦٤ ص
(٥٣)
11) اعلم مردم كسى است كه خصلتى را با خصلتى جمع كند -
٦٤ ص
(٥٤)
12) حقيقت سعادت يكى است و حقيقت شقاوت يكى
٦٤ ص
(٥٥)
شرح -
٦٥ ص
(٥٦)
13 - مردم بيك خصلت مستحق ثواب يا دچار عقاب ميشوند -
٦٥ ص
(٥٧)
14 - يك خصلت بهترين جهاد است -
٦٥ ص
(٥٨)
15 - سخت ترين چيزها يك خصلتى است كه نميشود از آن پرهيز كرد مگر بترك يك خصلت -
٦٥ ص
(٥٩)
16 - شرافت مؤمن در يك خصلت است و عزتش در يك خصلت -
٦٥ ص
(٦٠)
17 - يك خصلت كليد هر شريست -
٦٦ ص
(٦١)
18 - يك خصلت عدالت است -
٦٦ ص
(٦٢)
19 - يك خصلت است كه صاحب آن بحكميت آن خشنود است -
٦٦ ص
(٦٣)
20 - كمترين حق مؤمن بر برادرش يك خصلت است
٦٦ ص
(٦٤)
21 با يك خصلت بخدا نزديك شويد
٦٦ ص
(٦٥)
22 خدا بندگان را بيك خصلتى آزمايش كرده كه از همه امتحانات سختتر است
٦٦ ص
(٦٦)
23 ) يك خصلت ثمره نيكوكاريست -
٦٦ ص
(٦٧)
24 - خصلت ايمان را از دلش ميبرد -
٦٧ ص
(٦٨)
25 - يك خصلت وقار را از بين ميبرد
٦٧ ص
(٦٩)
26 - يك نيكى كه سرآمد نيكىها است و يك حق نشناسى كه سرآمد حقنشناسىهاست
٦٧ ص
(٧٠)
27 - براى صاحب يك خصلت ضمانت شده كه فقير نشود
٦٧ ص
(٧١)
28 - يك خصلت مروت خانواده پيغمبر است -
٦٧ ص
(٧٢)
29 - يك خصلت از مردانگى است -
٦٧ ص
(٧٣)
30 - يك خصلت براى مرد شريف بد است
٦٧ ص
(٧٤)
31 - خدا يك خصلت را دوست ميدارد و يك خصلت را دشمن -
٦٧ ص
(٧٥)
32 - كسى كه يك خصلت را متحمل شود شكر نعمت نكند
٦٧ ص
(٧٦)
33 - كسى كه براى يك خصلت خشمگين نشود شكر خصلت ديگرى را هم نميكند
٦٨ ص
(٧٧)
34 - يك خصلت از تواضع است
٦٨ ص
(٧٨)
35 - يك خصلت نزديك بكفر است و يك خصلت در شرف غلبه بر قضا و قدر
٦٨ ص
(٧٩)
شرح
٦٨ ص
(٨٠)
36 - يك خصلت ملتهاى گذشته را هلاك كرده
٦٨ ص
(٨١)
37 - شهيد شدن در راه خدا كفاره هر گناهى است مگر يك خصلت كه جز يكى از سه امر كفارهاى ندارد
٦٨ ص
(٨٢)
38 - خداى تبارك و تعالى براى محمد«ص» و امتش هديهاى فرستاده كه بهيچ كدام از امتها نداده
٦٨ ص
(٨٣)
39 - هر كس بخواهد خير خانهاش فراوان گردد در سر غذايش خصلتى را انجام دهد امير المؤمنين فرمود
٦٩ ص
(٨٤)
40 - چون خدا بندهاى را دوست دارد بوى نظر كند و چون نظر كرد يكى از سه چيز باو تحفه دهد
٦٩ ص
(٨٥)
41 - قيامت براى پرهيزكاران شادى است
٦٩ ص
(٨٦)
42 - براى يك خصلت مرگ محبوب نيست
٦٩ ص
(٨٧)
43 - يك خصلت شبيه ضد خود است
٦٩ ص
(٨٨)
44 - بدترين مردم آنانند كه براى خصلتى در آنها احترام ميشوند
٦٩ ص
(٨٩)
45 - يك خصلت در دنيا زهد است و يك خصلت شكر هر نعمتى است
٦٩ ص
(٩٠)
46 - هيچ چيز بزندان طولانى از زبان سزاوارتر نيست
٧٠ ص
(٩١)
47 - كسى كه آرزو را دراز كرد بد عمل شد
٧٠ ص
(٩٢)
48 - هميشه مرد مسلمان نيكوكار نوشته مىشود تا خاموش است
٧٠ ص
(٩٣)
49 - يك خصلت است كه هر كس بجا آرد خداى عز و جل او را از ترس روز قيامت آسايش دهد
٧٠ ص
(٩٤)
50 - يك خصلت راس خرد است رسول خدا فرمود
٧٠ ص
(٩٥)
51 - اورع مردم، اعبد مردم ازهد مردم، زحمت كش ترين مردم امام ششم فرمود
٧٠ ص
(٩٦)
52 - پشيمانى همان توبه است
٧٠ ص
(٩٧)
53 - كسى كه از مال دنيا بيش از قوت بدست آرد
٧٠ ص
(٩٨)
54 - يك خصلت شايان وصيت است
٧٠ ص
(٩٩)
55 - خصلتى موجب طرد است و خصلتى موجب وصل است
٧١ ص
(١٠٠)
56 - يك خصلت بر اهل دنيا سنگين است و يك خصلت بر آنها سبك
٧١ ص
(١٠١)
57 - شرافت خانواده، نيست مگر با يك خصلت كرمى نيست مگر با يك خصلت
٧١ ص
(١٠٢)
58 - يك خصلت چهار منفعت دارد
٧١ ص
(١٠٣)
59 - چون خدا بندهاى را دوست دارد ببلاى بزرگش گرفتار كند رسول خدا فرمود
٧١ ص
(١٠٤)
60 - يك خصلت درد بواسير آورد
٧٢ ص
(١٠٥)
61 - دستى كه انگشتر آهن بر اوست پاك نيست
٧٢ ص
(١٠٦)
62 - كسى كه پيش از سلام شروع بكلام كند پاسخش ندهيد
٧٢ ص
(١٠٧)
63 - يك خصلت است كه هر كه بجا آرد يا آن خصلت برايش بجا آورده شود از دين محمد بيزار شده
٧٢ ص
(١٠٨)
64 - از مثلهاى پيغمبران جز يك كلمه باقى نيست
٧٢ ص
(١٠٩)
65 - هر گاه خدا خير خواه بندهاى باشد بزودى او را در دنيا عقوبت ميكند و هر گاه بدخواه بندهاى باشد عقوبتش را تأخير ميكند
٧٣ ص
(١١٠)
66 - بر حسودان كه دشمنان نعمت حقند شكيبا باش
٧٣ ص
(١١١)
67 - پيغمبر و على بن ابى طالب از يك شجره آفريده شدهاند
٧٣ ص
(١١٢)
68 - يك خصلت شكر هر نعمتى است
٧٣ ص
(١١٣)
69 - دين همان محبت و دوستى است
٧٣ ص
(١١٤)
70 - چون مؤمنى با مؤمنى مصافحه كند بيگناه از هم جدا شوند
٧٣ ص
(١١٥)
71 - يك خصلت دلها را زنده كند
٧٤ ص
(١١٦)
72 - با يك خصلت امر حجتهاى خدا احياء مىشود
٧٤ ص
(١١٧)
73 - چيزى خدا نيافريده كه چشم را بهتر روشن كند از يك خصلت
٧٤ ص
(١١٨)
74 - نه دهم دين در يك خصلت است
٧٤ ص
(١١٩)
75 - كسى كه بقضاء راضى باشد يا از آن دلتنگ شود
٧٤ ص
(١٢٠)
76 - يك خصلت است كه در برابر آن شتران سرخ مو هم محبوب نيست
٧٤ ص
(١٢١)
77 - يك خصلت روزى را فراوان كند ابى عوف عجلى گويد
٧٤ ص
(١٢٢)
78 - يك خصلت از گناهانيست كه آمرزيده نميشود
٧٥ ص
(١٢٣)
79 - يك خصلت مورث نفاق و در دنباله آن فقر است گويد
٧٥ ص
(١٢٤)
80 - اولين تحفهاى كه بمؤمن عطا مىشود
٧٥ ص
(١٢٥)
81 - بندهاى كه هيچ حسنه ندارد روز قيامت براى يك خصلتى آمرزيده مىشود
٧٥ ص
(١٢٦)
82 - سر همه گناهان يك خصلت است
٧٥ ص
(١٢٧)
83 - چقدر قبيح است كه شخص بىآبرو وارد بهشت شود نجم گويد
٧٥ ص
(١٢٨)
84 - يك خصلت است كه هر كس بجا آورد مستوجب رحمت خداى عز و جل گردد
٧٥ ص
(١٢٩)
85 - خصلتى است كه هر كه عمل كند خير خانهاش فراوان مىشود
٧٦ ص
(١٣٠)
86 - در موضوع كسى كه تندرستى او بر بيماريش غالب آمده و با چيزى معالجه كند و بميرد
٧٦ ص
(١٣١)
87 - مؤمن از يك خصلتى روگردانست
٧٦ ص
(١٣٢)
88 - هيچ چيز مانند يك خصلت ايمان را نابود نميكند
٧٦ ص
(١٣٣)
89 - كسى كه نميرد تا جانشين خود را بيند سعادتمند است
٧٦ ص
(١٣٤)
90 - حرمت مؤمن از كعبه بزرگتر است
٧٦ ص
(١٣٥)
91 - همين نصرت خدا براى مؤمن كافى است كه ببيند دشمنش در معصيت است
٧٦ ص
(١٣٦)
92 - هديه كينه را ميبرد
٧٧ ص
(١٣٧)
93 - خوشا بحال بنده خواب آلوده
٧٧ ص
(١٣٨)
94 - يك خصلت مرد را در قيامت فقير دارد
٧٧ ص
(١٣٩)
95 - كدخدايان بهشت يك دستهاند
٧٧ ص
(١٤٠)
96 - رسول خدا يك بار يك بار وضوء ميساخت
٧٧ ص
(١٤١)
97 - بهتر از بهتر يك خصلت است
٧٧ ص
(١٤٢)
98 - پيغمبر براى يك خصلت دعاى خود را ترك كرد
٧٧ ص
(١٤٣)
99 - بهترين عبادت خصلتى و بهترين دين خصلتى است
٧٧ ص
(١٤٤)
100 - چيزى كه خودش بسيار و عملكنندهاش كمست
٧٧ ص
(١٤٥)
101 - يك خصلت نصف دين است
٧٧ ص
(١٤٦)
102 - بهترين چيزى كه بمسلمان عطا شده يك خصلت است
٧٨ ص
(١٤٧)
103 - پيغمبر و على بن ابى طالب از يك نور خلق شدهاند
٧٨ ص
(١٤٨)
104 - صلاح بنده در صلاح يك عضو جسد اوست
٧٨ ص
(١٤٩)
105 - شخصى بيك خصلت وارد بهشت مىشود
٧٨ ص
(١٥٠)
106 - كسى كه از دو خصلت خوشش مىآيد بيك خصلت عمل كند انس بن مالك گويد
٧٨ ص
(١٥١)
107 - رسول خدا بيك سلام نماز را تمام ميكرد
٧٨ ص
(١٥٢)
باب خصلتهاى دوگانه
٧٩ ص
(١٥٣)
1 - خداى يگانه را بدو خصلت بشناسيد
٧٩ ص
(١٥٤)
2 - پيغمبر فرمود دو كار نيك است كه دوست ندارم احدى در آنها با من شركت كند
٧٩ ص
(١٥٥)
3 - دو غريب بايد پذيرائى شوند
٧٩ ص
(١٥٦)
4 - وضو را باطل نكند مگر آنچه از دو طرف خارج شود
٧٩ ص
(١٥٧)
5 - دو نعمت در معرض كفرانند
٨٠ ص
(١٥٨)
6 - دو خصلت براى بيشتر مردم فتنهانگيزند
٨٠ ص
(١٥٩)
7 - خاموشى و پياده رفتن بخانه خدا از همه عبادات بهتر است
٨٠ ص
(١٦٠)
8 - دو كس امر بمعروف ميشوند
٨٠ ص
(١٦١)
9 - كفر دو پر دارد
٨٠ ص
(١٦٢)
شرح
٨٠ ص
(١٦٣)
10 - خداى تبارك و تعالى اهل زمين را دو قسمت كرده
٨٠ ص
(١٦٤)
11 - دو صنف امت اگر صالح باشند امت صالح ميشوند و اگر فاسد شوند امت فاسد ميشوند
٨١ ص
(١٦٥)
12 - خدا را در باره دو ضعيف بپائيد
٨١ ص
(١٦٦)
13 - مزد كسى كه دو دختر يا دو خواهر يا دو عمه يا دو خاله را كفالت كند
٨١ ص
(١٦٧)
14 - دو مرد بوى بهشت را نميشوند
٨١ ص
(١٦٨)
15 - آنچه در باره شخص دو زبان آمده
٨١ ص
(١٦٩)
16 - مردم دو دستهاند يكى آسوده ميكند و يكى آسوده مىشود
٨٢ ص
(١٧٠)
17 - مردم دو طائفهاند دانا و دانشجو
٨٢ ص
(١٧١)
18 - دو خصلت است كه يكى گناهان را فراموش ميكند و يكى دلها را سخت مينمايد
٨٢ ص
(١٧٢)
19 - دو خصلت امان از خورهاند
٨٢ ص
(١٧٣)
20 - بدو امر بزرگ بايد دل داد
٨٢ ص
(١٧٤)
21 - دنيا دو كلمه است و دو ريال
٨٢ ص
(١٧٥)
22 - مرد تا داراى دو خصلت نشود فقيه نيست
٨٣ ص
(١٧٦)
23 - خير در زندگى نيست مگر براى دو مرد
٨٣ ص
(١٧٧)
24 - در دنيا خيرى نيست مگر براى دو كس
٨٣ ص
(١٧٨)
25 - علم دو علم است
٨٣ ص
(١٧٩)
26 - دو خصلت عجيب است
٨٤ ص
(١٨٠)
27 - امر بمعروف و نهى از منكر دو مخلوق خدا هستند
٨٤ ص
(١٨١)
28 - بيشتر عبادت ابو ذر دو خصلت بود
٨٤ ص
(١٨٢)
29 - زنى كه دو شوهر داشته در بهشت نصيب كدامست؟
٨٤ ص
(١٨٣)
30 - دو دشمن كه در موضوع پروردگار خود با هم جنگيدند»
٨٥ ص
(١٨٤)
31 - جواد دو معنى دارد
٨٥ ص
(١٨٥)
32 - پول طلا و نقره هلاككنندهاند
٨٥ ص
(١٨٦)
33 - طلا و نقره دو سنگند كه مسخ شدند
٨٥ ص
(١٨٧)
34 - بايد از دو خصلت بخدا پناه برد
٨٦ ص
(١٨٨)
35 - براى شيعه دو خصلت نكوهيده است
٨٦ ص
(١٨٩)
36 - روزه دار دو شادى دارد
٨٦ ص
(١٩٠)
37 - آنچه در باره دو بازرگان راستگو و نيكوكار و يا دروغگو و خائن رسيده -
٨٦ ص
(١٩١)
38 - دو چيز در بامداد و پسين خير ميدهند
٨٦ ص
(١٩٢)
39 - دو قسم خريد و فروش بد است
٨٧ ص
(١٩٣)
40 - در جنس خوب دو دعاست و در جنس بد دو دعا
٨٧ ص
(١٩٤)
41 - ببندهاى كه خدا را مراعات كند دو خصلت داده شود
٨٧ ص
(١٩٥)
42 - هر كس دو خصلت داشته باشد بدرستى مؤمن است
٨٧ ص
(١٩٦)
43 - هر كس دو خصلت دارد خوبست و گر نه دور شو، دور شو، دور شو
٨٧ ص
(١٩٧)
44 - دو امر است كه هر كدام زودتر حاصل شود مطلقه مسترابه از عده خارج مىشود
٨٨ ص
(١٩٨)
45 - نزديكى بخدا با دو خصلت است
٨٨ ص
(١٩٩)
46 - دو خصلت است كه فقر را بر طرف ميكنند، عمر را زياد ميكنند و از عملكننده هفتاد نوع مرگ بد را دور ميكنند
٨٨ ص
(٢٠٠)
47 - سنة دو تاست
٨٨ ص
(٢٠١)
48 - احسان فقط نزد صاحب دو خصلت شايستگى دارد
٨٩ ص
(٢٠٢)
49 - رفيق و برادر دو قسم است
٨٩ ص
(٢٠٣)
50 - مردم دو دستهاند
٨٩ ص
(٢٠٤)
51 - دو فرمانده كه رسما امير نيستند
٨٩ ص
(٢٠٥)
52 - دو چيز است كه مردم سنى مذهب نماز خود را با آن فاسد ميكنند
٨٩ ص
(٢٠٦)
53 - هيچ قدمى پيش خدا از دو قدم محبوبتر نيست هيچ جرعهاى پيش خدا از دو جرعه محبوبتر نيست، هيچ قطرهاى پيش خدا از دو قطره محبوبتر نيست
٩٠ ص
(٢٠٧)
54 - شيطان دو خصلت را بنوح يادآورى كرد
٩٠ ص
(٢٠٨)
55 - دو خصلت است كه از همه چيز بيشتر بايد از آنها بر مردم ترسيد
٩١ ص
(٢٠٩)
56 - از دو خصلت نهى شده
٩١ ص
(٢١٠)
57 - دو قسم آب نوح پيغمبر را اجابت نكردند
٩٢ ص
(٢١١)
58 - ايمان گفتار است و كردار
٩٢ ص
(٢١٢)
59 - دو گرسنه هستند كه سير نميشوند
٩٢ ص
(٢١٣)
60 - دو خصلت از حقيقت ايمانند
٩٢ ص
(٢١٤)
61 - مروت جوانمردى دو نحو است
٩٢ ص
(٢١٥)
62 - دو خصلت از جفاكاريست
٩٣ ص
(٢١٦)
63 - دو خصلت جلب روزى ميكنند
٩٣ ص
(٢١٧)
64 - حد واجب خرج عيال ميان دو حد مكروهست - عياشى ميگويد -
٩٣ ص
(٢١٨)
65 - دو خصلت در عوض دو خصلت است
٩٣ ص
(٢١٩)
66 - حيا بر دو وجه است
٩٣ ص
(٢٢٠)
67 - پدرى كه عاق فرزند مىشود
٩٣ ص
(٢٢١)
68 - در گفتار پيغمبر كه من فرزند دو ذبيحم
٩٣ ص
(٢٢٢)
69 - دو چيز برپايند، دو چيز جاريند؛ دو چيز مختلفند؛ دو چيز با هم دشمنند
٩٧ ص
(٢٢٣)
70 - ثواب كسى كه دو حج كرده
٩٨ ص
(٢٢٤)
71 - گفتار حق در دو حال
٩٨ ص
(٢٢٥)
72 - دو كشتن و دو جنگيدن
٩٨ ص
(٢٢٦)
73 - دو خصلت است كه صاحب آنها در آسمان محبوب خداست و در زمين محبوب مردم
٩٨ ص
(٢٢٧)
74 - رسول خدا دو انگشتر داشت
٩٨ ص
(٢٢٨)
75 - تحفه براى روزه دار دو چيز است -
٩٨ ص
(٢٢٩)
76 - نزد ظهور دو نشانه قيام ساعت است
٩٩ ص
(٢٣٠)
77 - صدقه ببنى هاشم روا نيست مگر در دو مورد
٩٩ ص
(٢٣١)
78 - دو خصلت پستى مىآورد
٩٩ ص
(٢٣٢)
79 - دو گناهست كه يكى از ديگرى سختتر است
٩٩ ص
(٢٣٣)
80 - شستن دندان با سعد دو خصلت دارد
٩٩ ص
(٢٣٤)
81 - خوردن اشنان دو خصلت بار مىآورد
٩٩ ص
(٢٣٥)
82 - شفاعت پيغمبر شامل دو شخص نشود
١٠٠ ص
(٢٣٦)
83 - دو قسم خلال رك خوره را بحركت مىآورند
١٠٠ ص
(٢٣٧)
84 - دنيا و آخرت چون دو كفه ترازويند
١٠٠ ص
(٢٣٨)
85 - دو دريا بهم برخوردند و در آميختند
١٠١ ص
(٢٣٩)
86 - پيغمبر در امت خود دو يادگار واگذارد
١٠١ ص
(٢٤٠)
87 - روز قيامت از ثقلين پرسيده مىشود
١٠١ ص
(٢٤١)
88 - براى حسن و حسين دو تعويذ بود كه در جوف آن پشم پر جبرئيل بود
١٠٣ ص
(٢٤٢)
89 - رسول خدا فرمود شب و روز دو پا كشند
١٠٣ ص
(٢٤٣)
90 - دو مردند كه خداى عز و جل بهر يك دو پر داده تا با آنها همراه ملائكه در بهشت پرواز كنند
١٠٣ ص
(٢٤٤)
91 - دو چيز مردم را هلاك كردند
١٠٣ ص
(٢٤٥)
92 - گفتار امير المؤمنين در باره دو مرد
١٠٣ ص
(٢٤٦)
93 - حريص از دو خصلت محروم است و با دو خصلت هم آغوش
١٠٤ ص
(٢٤٧)
94 - دو نماز است كه رسول خدا ترك نكرده
١٠٤ ص
(٢٤٨)
95 - دو صنفند كه بهرهاى از اسلام ندارند
١٠٥ ص
(٢٤٩)
96 - كينهورزى با مردان صاحب خود را بيكى از دو خصلت گرفتار ميكند -
١٠٥ ص
(٢٥٠)
97 - آدميزاد پير مىشود و دو چيز در او جوان ميگردد
١٠٥ ص
(٢٥١)
98 - دو خصلت است كه هر كدام دو خصلت بار مىآورد
١٠٦ ص
(٢٥٢)
99 - آدميزاد دو خصلت را بد دارد
١٠٦ ص
(٢٥٣)
100 - رسول خدا دو سكوت داشت
١٠٦ ص
(٢٥٤)
101 - دو خصلت در مسلمان جمع نشود
١٠٧ ص
(٢٥٥)
102 - در دل بنده خدا دو خصلت با هم سازش ندارند
١٠٧ ص
(٢٥٦)
103 - حسد شايسته نيست مگر در دو چيز
١٠٧ ص
(٢٥٧)
104 - پيغمبر بخاطر دو محبت عقيل را دوست ميداشت
١٠٧ ص
(٢٥٨)
105 - پيغمبر بدو امر شاد شد
١٠٧ ص
(٢٥٩)
106 - پيغمبر بحسن و حسين هر كدام دو خصلت بخشيد
١٠٧ ص
(٢٦٠)
107 - بعد از نماز عشاء بيدارى شايسته نيست مگر براى دو مرد
١٠٨ ص
(٢٦١)
108 - مردم بدو چيز بيشتر وارد دوزخ و بدو چيز بيشتر از همه چيز وارد بهشت ميگردند
١٠٨ ص
(٢٦٢)
109 - خدا دو ترس و دو آرامى را براى بندهاش جمع نميكند
١٠٨ ص
(٢٦٣)
110 - صلاح اول اين امت بدو خصلت بود و فساد آخر آنها نيز با دو خصلت است
١٠٨ ص
(٢٦٤)
باب خصال سهگانه
١٠٩ ص
(٢٦٥)
1 - سه كس را خدا بدون حساب وارد بهشت ميكند و سه كس را بىحساب وارد دوزخ
١٠٩ ص
(٢٦٦)
2 - سه چيز است كه خداى عز و جل حساب آنها را از مؤمن نميكشد
١٠٩ ص
(٢٦٧)
3 - سه خصلت است كه هر كس همه يا يكى را دارا باشد در سايه عرش خدا است
١٠٩ ص
(٢٦٨)
9
١١٢ ص
(٢٦٩)
10 - هر كس سه خصلت داشته باشد خدا از حور العين بوى تزويج كند
١١٢ ص
(٢٧٠)
11 - سه كسند كه اگر ستم بر آنها نكنى ستم كشى
١١٢ ص
(٢٧١)
12 - سه كس از سه كس حق خود را دريافت نميكنند -
١١٣ ص
(٢٧٢)
13 - بنده هميشه در برابر سه چيز است
١١٣ ص
(٢٧٣)
14 - سه كس مستحق ترحمند
١١٣ ص
(٢٧٤)
15 - سه كس را خدا دشمن دارد
١١٣ ص
(٢٧٥)
16 - در سه مورد سخن كذب نيكو است
١١٣ ص
(٢٧٦)
شرح
١١٣ ص
(٢٧٧)
17 - سه چيز بسه چيز است
١١٤ ص
(٢٧٨)
18 - يك چيز بسه چيز است
١١٤ ص
(٢٧٩)
19 - نشانههاى پيرى سه است
١١٤ ص
(٢٨٠)
20 - سه خصلت مخصوص پيغمبران و فرزندانشان و پيروانشان است
١١٤ ص
(٢٨١)
21 - دشمنى خداوند تبارك و تعالى در سه خصلت است
١١٤ ص
(٢٨٢)
22 - هديه بر سه وجه است
١١٤ ص
(٢٨٣)
23 - سه خصلت است كه پيغمبر و كمتر از او از آن خالى نيست
١١٤ ص
(٢٨٤)
24 - بيخ كفر سه است
١١٥ ص
(٢٨٥)
25 - وام بر سه وجه است - رسول خدا فرمود
١١٥ ص
(٢٨٦)
26 - تحصيل اجازه ورود سه بار است
١١٥ ص
(٢٨٧)
27 - بسه كس سلام نشود
١١٦ ص
(٢٨٨)
28 - بهترين مردم سه كسند
١١٦ ص
(٢٨٩)
29 - سه خصلت است كه يكى اظهار ثروت و ديگرى اظهار جمال و سومى منكوبكننده دشمنانست
١١٦ ص
(٢٩٠)
30 - سه چيز روش پيغمبران مرسل است
١١٦ ص
(٢٩١)
31 - سه چيز ديده را پر نور ميكند
١١٦ ص
(٢٩٢)
32 - خصال نيكو سه است
١١٦ ص
(٢٩٣)
33 - اسراف در سه چيز است
١١٦ ص
(٢٩٤)
34 - رسول خدا سه كس را لعن كرد
١١٧ ص
(٢٩٥)
35 - در بهشت درجهايست كه بدان نمىرسد مگر سه كس
١١٧ ص
(٢٩٦)
36 - از سه كس قلم برداشته است
١١٧ ص
(٢٩٧)
37 - حديث سه نفرى كه بلات و عزى سوگند خوردند كه رسول خدا را بكشند و على(ع) در برابر آنها قيام كرد
١١٧ ص
(٢٩٨)
38 - در نيكى ببرادران و اقدام در انجام حاجتشان سه خصلت است
١١٩ ص
(٢٩٩)
39 - از قضاى حاجت در سه جا نهى شده
١٢٠ ص
(٣٠٠)
40 - روبرو بودن با خورشيد سه بدى دارد
١٢٠ ص
(٣٠١)
41 - اسراف كار سه نشانه دارد
١٢٠ ص
(٣٠٢)
42 - هر چشمى در روز قيامت گريانست جز سه چشم
١٢٠ ص
(٣٠٣)
43 - همه خوبيها در سه خصلت است
١٢٠ ص
(٣٠٤)
44 - نهى شده است كه سه تن پشت سر يك ديگر بر چهارپا سوار شوند
١٢١ ص
(٣٠٥)
45 - حق مسافرى كه بيمار شود
١٢١ ص
(٣٠٦)
46 - در كفش سياه سه خصلت بد است و در كفش زرد سه خصلت نيك
١٢١ ص
(٣٠٧)
47 - سه خصلت را از كلاغ بياموزيد
١٢١ ص
(٣٠٨)
48 - سه چيز با سه چيز است
١٢١ ص
(٣٠٩)
49 - شومى در سه چيز است
١٢١ ص
(٣١٠)
50 - كسانى كه هر چه ياد آور شدند فراموش كردند سه دسته بودند
١٢٢ ص
(٣١١)
51 - سه كس در پناه خدا باشند تا خدا از حساب خلايق فارغ شود
١٢٢ ص
(٣١٢)
52 - كسى كه سه چيز داده شده از سه چيز وانيفتاده
١٢٢ ص
(٣١٣)
53 - از مشورت سه كس قدغن شده
١٢٢ ص
(٣١٤)
54 - عقل سه جزء است
١٢٢ ص
(٣١٥)
55 - آدم از سه خصلت يكى را برگزيد
١٢٣ ص
(٣١٦)
56 - خرد مرد از سه چيز سنجيده شود
١٢٣ ص
(٣١٧)
57 - شيعه سه دستهاند
١٢٣ ص
(٣١٨)
58 در سه چيز شيعه امتحان ميشوند
١٢٣ ص
(٣١٩)
59 - هر كس داراى سه خصلت باشد ايمانش كامل است
١٢٣ ص
(٣٢٠)
61 - سه كسند كه در روز قيامت
١٢٥ ص
(٣٢١)
62 - وحشتناك ترين مورد براى مخلوق سه جا است
١٢٦ ص
(٣٢٢)
63 - سه كس شريك ظلمند
١٢٦ ص
(٣٢٣)
64 - سعايتكننده كشنده سه نفر است
١٢٦ ص
(٣٢٤)
65 - مؤمن سه مسكن دارد، زندان پناهگاه، اقامتگاه و كافر هم سه مسكن دارد
١٢٧ ص
(٣٢٥)
66 - ايام خدا سه است
١٢٧ ص
(٣٢٦)
67 - سه كس در روز قيامت عذاب شوند
١٢٧ ص
(٣٢٧)
68 - سه خصلت از كبر بيزارى دهند
١٢٧ ص
(٣٢٨)
69 - كسى كه سه خصلت در او باشد امر بمعروف و نهى از منكر نمايد
١٢٧ ص
(٣٢٩)
70 - سه طايفه نجيب نباشند
١٢٨ ص
(٣٣٠)
71 - بس است براى عيب مرد كه سه خصلت در او باشد
١٢٨ ص
(٣٣١)
72 - كسى كه عترت پيغمبر را دوست ندارد براى يكى از سه امر است
١٢٨ ص
(٣٣٢)
73 - دوست ترين امور نزد خدا سه است
١٢٨ ص
(٣٣٣)
74 - دوزخ در روز قيامت با سه كس سخن گويد
١٢٩ ص
(٣٣٤)
75 - سه چيز پشت شكنند
١٢٩ ص
(٣٣٥)
76 - خدا بسه نعمت منت بر بندگان نهاده
١٢٩ ص
(٣٣٦)
77 - جز در سه چيز شب بيدارى نيست
١٢٩ ص
(٣٣٧)
78 - اگر سه چيز در فرزند آدم نبود چيزى سرش را خم نميكرد
١٣٠ ص
(٣٣٨)
79 - همه آداب دين در سه است -
١٣٠ ص
(٣٣٩)
80 - فتنه سه است -
١٣٠ ص
(٣٤٠)
81 - براى مرد مسلمان سه دوست است -
١٣٠ ص
(٣٤١)
82 - خداى عز و جل در باره على(ع) پيغمبر سه كلمه وحى كرد -
١٣٢ ص
(٣٤٢)
شرح -
١٣٢ ص
(٣٤٣)
83 - مرد سه تا است -
١٣٢ ص
(٣٤٤)
84 - امامت شايسته كسى نيست مگر مردى كه داراى سه خصلت باشد -
١٣٢ ص
(٣٤٥)
85 - در مقام كسى كه سه بار حج رفته -
١٣٣ ص
(٣٤٦)
شرح
١٣٣ ص
(٣٤٧)
86 - ثواب كسى كه سه مؤمن را بحج رساند -
١٣٣ ص
(٣٤٨)
شرح
١٣٣ ص
(٣٤٩)
87 - در پيراهن يوسف سه آيت بود -
١٣٤ ص
(٣٥٠)
88 - ستم سه گونه است -
١٣٤ ص
(٣٥١)
شرح
١٣٤ ص
(٣٥٢)
89 - زنها بسه طريق حلال ميشوند
١٣٤ ص
(٣٥٣)
90 - براى همه امت اميد نجات است جز سه تن -
١٣٥ ص
(٣٥٤)
91 - سخت ترين اوقات فرزند آدم سه ساعت است -
١٣٥ ص
(٣٥٥)
92 - فرزند آدم هرگز كارى نكند كه نزد خدا از سه كار بزرگتر باشد
١٣٥ ص
(٣٥٦)
93 - مرد كوچ نكند مگر براى سه چيز -
١٣٥ ص
(٣٥٧)
شرح
١٣٦ ص
(٣٥٨)
94 - رختخواب سه دست است -
١٣٦ ص
(٣٥٩)
شرح
١٣٦ ص
(٣٦٠)
95 - در نشانههاى سهگانه -
١٣٦ ص
(٣٦١)
96 - خداى عز و جل در سه حال بجاى بنده كارهاى او را انجام ميدهد -
١٣٧ ص
(٣٦٢)
97 - مردم سه دستهاند
١٣٨ ص
(٣٦٣)
شرح
١٣٨ ص
(٣٦٤)
98 - سه خصلت است كه هيچ كس در آنها عذرى ندارد -
١٣٩ ص
(٣٦٥)
شرح
١٣٩ ص
(٣٦٦)
99 - سه خصلت است كه مرتكب آنها نميرد تا وبال آنها را ببيند -
١٣٩ ص
(٣٦٧)
100 - مسلمان بسه چيز كامل مىشود
١٤٠ ص
(٣٦٨)
101 - وصيتهاى سهگانهاى كه پيغمبر بامير المؤمنين فرموده
١٤٠ ص
(٣٦٩)
102 - براى سه كس دعا را بلفظ جمع آرند -
١٤١ ص
(٣٧٠)
103 - چون شخصى عطسه زند تا سه بار باو يرحمك الله گفته شود
١٤٢ ص
(٣٧١)
104 - سه خصلت را خداى عز و جل در منافق و فاسق جمع نكند
١٤٢ ص
(٣٧٢)
105 - سه كس مهمان خداى عز و جلند و در پناه اويند
١٤٢ ص
(٣٧٣)
106 - خيار حيوان براى خريدار آن سه روز است
١٤٢ ص
(٣٧٤)
107 - در سه چيز خدا بهيچ كس رخصت مخالفت نداده
١٤٢ ص
(٣٧٥)
108 - گرفتار نكرده است خدا مؤمن را بچيزى كه سختتر باشد بر او از سه خصلت كه محروم شود از آنها
١٤٣ ص
(٣٧٦)
109 - اگر سه طائفه نبودند خدا بسختى عذاب فرو ميريخت
١٤٣ ص
(٣٧٧)
110 - سه كس ملعونند
١٤٣ ص
(٣٧٨)
111 - چون حكماء و فقها بيكديگر نامه مينوشتند سه چيز در نامه آنها بود كه چهارمى نداشت
١٤٣ ص
(٣٧٩)
112 - سه خصلت طبع مؤمن نيست
١٤٤ ص
(٣٨٠)
113 - كسى كه بطور قهر خسارت بيند سه عوض دارد
١٤٤ ص
(٣٨١)
114 - براى خداى عز و جل بهشتى است كه وارد آن نميشود مگر سه طائفه
١٤٥ ص
(٣٨٢)
115 - سه خصلت در شيعه نيست
١٤٥ ص
(٣٨٣)
116 - سه خصلت سخت ترين كردار بندگانست
١٤٥ ص
(٣٨٤)
117 - گفتار ابليس بحضرت نوح كه مرا در سه جا بياد آور
١٤٦ ص
(٣٨٥)
118 - گفتار ابليس كه فرزند آدم در هر چه مرا وامانده كند در يكى از سه چيز وامانده نخواهد كرد
١٤٦ ص
(٣٨٦)
119 - سه خصلت است كه مردم طاقت آن را ندارند
١٤٦ ص
(٣٨٧)
120 - احسان شايستگى ندارد مگر با سه شرط
١٤٦ ص
(٣٨٨)
121 - سه دست در احسان بكار ميروند
١٤٧ ص
(٣٨٩)
122 - سه خصلت مستحب است
١٤٧ ص
(٣٩٠)
123 - بخشندگان سهاند
١٤٧ ص
(٣٩١)
124 - سؤال شايسته نيست مگر در سه مورد
١٤٧ ص
(٣٩٢)
125 - خدا بسه خصلت بر فرزند آدم منت نهاده
١٤٨ ص
(٣٩٣)
126 - بنده تا يكى از سه عمل را نكند مشرك نباشد
١٤٨ ص
(٣٩٤)
127 - بافراد اين امت كمتر از سه چيز داده نشده
١٤٩ ص
(٣٩٥)
128 - بلاى طاقت فرسا سه است
١٤٩ ص
(٣٩٦)
129 - در اين امت سه چيز نيست
١٤٩ ص
(٣٩٧)
130 - خانهاى كه يكى از سه چيز در آن باشد فرشتگان داخل آن نمىشوند
١٤٩ ص
(٣٩٨)
131 - سه كس در امر بمعروف و نهى از منكر شريكند
١٤٩ ص
(٣٩٩)
132 - خداوند عز و جل بمؤمن سه خصلت عطا كرده
١٤٩ ص
(٤٠٠)
133 - از سه كس بر دين بايد ترسيد
١٤٩ ص
(٤٠١)
134 - پرسش ديرنشين از امام در سه خصلت
١٥٠ ص
(٤٠٢)
135 - زمين بخدا نناليده مانند ناله او از سه چيز
١٥١ ص
(٤٠٣)
136 - از سه كس خداوند كفالت و نگهبانى ندارد
١٥١ ص
(٤٠٤)
137 - سه كس در روز قيامت در سايه عرش خداى عز و جلند
١٥١ ص
(٤٠٥)
138 - سه چيز پيش خداى عز و جل شكايت كنند
١٥٢ ص
(٤٠٦)
139 - قاريان و دانايان قرآن سه قسمند
١٥٢ ص
(٤٠٧)
شرح
١٥٢ ص
(٤٠٨)
140 - امام ششم فرمود قرآنخوانان و علماء سه طائفه هستند
١٥٢ ص
(٤٠٩)
141 - بار سفر نبايد بست مگر براى سه مسجد
١٥٣ ص
(٤١٠)
142 - در فجل سه خاصيت است
١٥٣ ص
(٤١١)
143 - سه چيز ضرر ندارند
١٥٣ ص
(٤١٢)
144 - پيغمبر ضامن سه خانه است در بهشت براى كسى كه سه خصلت را ترك كند
١٥٤ ص
(٤١٣)
145 - امير المؤمنين(ع) بجنگ سه دسته مأمور شد
١٥٤ ص
(٤١٤)
146 - هر كس سه چيز ندارد از خدا و رسولش بيگانه است
١٥٤ ص
(٤١٥)
147 - خدا سه حرمت دارد
١٥٥ ص
(٤١٦)
148 - حقيقت ايمان سه خصلت است
١٥٥ ص
(٤١٧)
149 - عمل حج بر سه وجه واقع مىشود
١٥٥ ص
(٤١٨)
150 - از سه خصلت نهى شده
١٥٦ ص
(٤١٩)
151 - جامه سياه بد است مگر در سه چيز
١٥٦ ص
(٤٢٠)
152 - كسى كه بحج كعبه ميرود اگر سه خصلت نداشته باشد مورد اعتنا نيست
١٥٦ ص
(٤٢١)
153 حق مهمانى تا سه روز است
١٥٧ ص
(٤٢٢)
154 - سه چيز است كه دل مرد مسلمان در آنها دغلى روا نميدارد
١٥٧ ص
(٤٢٣)
155 - گفتار پيغمبر«ص» كه سوگند مىخورم سه چيز حق است
١٥٨ ص
(٤٢٤)
156 - پس از مرگ دنبال شخص نميرود مگر سه چيز
١٥٨ ص
(٤٢٥)
157 - خدا سه دسته را در بهشت جاى نمىدهد
١٥٨ ص
(٤٢٦)
158 - پدران نخست سهاند
١٥٩ ص
(٤٢٧)
159 - بمؤمن سه خصلت داده شده
١٥٩ ص
(٤٢٨)
160 - سزاوارترين مردمى كه سه چيز را آرزو كنند سه نفرند
١٥٩ ص
(٤٢٩)
161 - امور سه تا است
١٦٠ ص
(٤٣٠)
162 - دزدها سهاند
١٦٠ ص
(٤٣١)
163 - فرشتگان سه دستهاند
١٦٠ ص
(٤٣٢)
164 - جن سه قسم است، انسان سه قسم
١٦٠ ص
(٤٣٣)
شرح
١٦٠ ص
(٤٣٤)
165 - پشت سر سه كس نماز جماعت نبايد خواند
١٦٠ ص
(٤٣٥)
166 - سه نخوردنى است كه تن را فربه ميكنند و سه خوردنيست كه لاغر ميكنند
١٦١ ص
(٤٣٦)
مصنف اين كتاب گويد
١٦١ ص
(٤٣٧)
167 - جميع احكام مسلمانان بر سه وجه جارى مىشود
١٦١ ص
(٤٣٨)
168 - سه چيز با سه قرين است
١٦١ ص
(٤٣٩)
169 - سه كس نزد خداى عز و جل شفاعت ميكنند و شفاعتشان پذيرفته است
١٦١ ص
(٤٤٠)
170 - اول كسانى كه قرعه بر آنها كشيده شد سه تنند
١٦٢ ص
(٤٤١)
171 - در به سه خصلت است
١٦٢ ص
(٤٤٢)
172 - در پياز سه خصلت است
١٦٣ ص
(٤٤٣)
173 - ورد اثرى ندارد مگر در سه چيز
١٦٣ ص
(٤٤٤)
174 - سه خصلت از نشانههاى فهم و بصيرت در دين است
١٦٣ ص
(٤٤٥)
175 - دميدن در سه چيز بد است
١٦٣ ص
(٤٤٦)
176 - هر كه داراى سه خصلت باشد در دوزخ است
١٦٣ ص
(٤٤٧)
177 - كسى كه از غير راه حلال مالى بدست آورد سه چيز بر آن مال مسلط شود
١٦٣ ص
(٤٤٨)
178 - آسايش مؤمن در سه چيز است
١٦٤ ص
(٤٤٩)
179 - خوشبختى مرد در اينست كه سه چيز داشته باشد
١٦٤ ص
(٤٥٠)
180 - دعاى سه تن مستجاب نشود
١٦٤ ص
(٤٥١)
181 - روزه ساليانه سه روز از هر ماهى است
١٦٤ ص
(٤٥٢)
182 - سرگرمى مؤمن در سه چيز است
١٦٥ ص
(٤٥٣)
183 - كسى كه داراى سه خصلت باشد مثل اينست كه دنيا باو داده شده
١٦٥ ص
(٤٥٤)
184 - رسول خدا سه كلنگ در خندق زد و سه تكبير گفت
١٦٥ ص
(٤٥٥)
185 - محبوبترين كارها نزد خداى عز و جل سه تا است
١٦٦ ص
(٤٥٦)
186 - هراسناكتر چيزها بر امت سه است
١٦٦ ص
(٤٥٧)
187 - كسى كه بخدا و روز قيامت معتقد است سه كار نكند
١٦٦ ص
(٤٥٨)
188 - از سه چيز بر اين امت بايد ترسيد
١٦٦ ص
(٤٥٩)
189 - سه چيز از دنيا محبوب پيغمبر بود
١٦٧ ص
(٤٦٠)
190 - حضرت صادق هيچ گاه فارغ از يكى از سه خصلت نبود
١٦٧ ص
(٤٦١)
191 - زائر حضرت رضا در سه جا از زيارت خود سود ميبرد
١٦٨ ص
(٤٦٢)
192 - كردارها سه حالت دارد
١٦٨ ص
(٤٦٣)
193 - حضرت امام محمد باقر(ع) فرزندش امام صادق را بسه چيز فرمان داد و از سه چيز نهى كرد
١٦٩ ص
(٤٦٤)
194 - چون قائم ظهور كند سه حكم صادر كند كه هيچ كس پيش از وى صادر نكرده
١٧٠ ص
(٤٦٥)
شرح -
١٧٠ ص
(٤٦٦)
195 - گفتار پيغمبر براى سلمان فارسى كه در هنگام بيمارى سه خصلت دارى -
١٧٠ ص
(٤٦٧)
196 - گفتار عمر كه از سه خصلت پيش خدا توبه كارم
١٧١ ص
(٤٦٨)
197 - گفتار ابى بكر بر هيچ چيز دنيا اندوه نمىخورم مگر به سه كارم كه كاش آنها را نميكردم و بر سه كار كه نكردم كاش كه كرده بودم و بر سه چيز كه كاش از رسول خدا پرسيده بودم
١٧٢ ص
(٤٦٩)
شرح
١٧٣ ص
(٤٧٠)
198 - گفتار ابن مسعود دانشمندان روى زمين سهاند
١٧٣ ص
(٤٧١)
199 - سه كس يك چشم بهمزدن بوحى كافر نشدند
١٧٣ ص
(٤٧٢)
شرح
١٧٤ ص
(٤٧٣)
200 - ثواب كسى كه سه دختر دارد و بر آنها صبر كند
١٧٤ ص
(٤٧٤)
201 - سه چيز پيش خداى عز و جل روز قيامت شكايت كنند
١٧٤ ص
(٤٧٥)
شرح
١٧٤ ص
(٤٧٦)
202 - قلم تكليف و كيفر از سه كس برداشته شده
١٧٥ ص
(٤٧٧)
203 - از بخل و چشم تنگى سه خصلت نكوهيده پديد شود
١٧٥ ص
(٤٧٨)
204 - آغاز كار پيغمبر سه چيز بود
١٧٦ ص
(٤٧٩)
205 - سه خصلت است كه هر كس عمل كند در نفع و ضرر با مسلمانان شريكست -
١٧٦ ص
(٤٨٠)
206 - سه چيز است كه هر كدام يك چهل و پنجم نبوتست
١٧٦ ص
(٤٨١)
207 - ايمان سه چيز است
١٧٦ ص
(٤٨٢)
208 - سه كس ببهشت نميروند
١٧٧ ص
(٤٨٣)
209 - كسى كه سه فرزندش مرده
١٧٧ ص
(٤٨٤)
210 - ثواب سه خصلت، كامل گرفتن وضوء آشكار اسلام كردن صدقه پنهانى دادن
١٧٨ ص
(٤٨٥)
211 - سه برادر بودند كه ميانه هر كدام با ديگرى ده سال بود
١٧٨ ص
(٤٨٦)
212 - بعد از سه پيش آمد در اسلام مردم خوار شدند
١٧٨ ص
(٤٨٧)
213 - در سؤال سه اثر است و بدترين مردم سهاند
١٧٨ ص
(٤٨٨)
214 - بيش از سه روز كنارهگيرى و قهر از برادر دينى روا نيست
١٧٩ ص
(٤٨٩)
215 - سه چيز از خوشبختى مسلمانست
١٧٩ ص
(٤٩٠)
216 - خدا با سه كس سخن نگويد
١٧٩ ص
(٤٩١)
217 - صديقان سه كسند
١٧٩ ص
(٤٩٢)
218 - اصحاب رقيم سه تن بودند
١٧٩ ص
(٤٩٣)
219 - دوست ترين كارها نزد خداى عز و جل سه است -
١٨١ ص
(٤٩٤)
220 - مردم سه دستهاند -
١٨١ ص
(٤٩٥)
221 - ذكر نورى كه بخش بسه شده -
١٨٢ ص
(٤٩٦)
222 - مردم خدا را بسه وجه ميپرستند -
١٨٣ ص
(٤٩٧)
223 - شخصى امير المؤمنين را بمهمانى طلبيد آن حضرت با او سه شرط كرد -
١٨٣ ص
(٤٩٨)
224 - سه صفتى كه در امير المؤمنين بود -
١٨٣ ص
(٤٩٩)
شرح
١٨٤ ص
(٥٠٠)
225 - در بريره آزاده كرده عايشه سه دستور اسلام وضع و اجراء شد -
١٨٤ ص
(٥٠١)
226 - سه كس برسول خدا دروغ مىبستند -
١٨٤ ص
(٥٠٢)
227 - سه كس لعن شدند يك جلودار و يك راننده و يك سواره -
١٨٥ ص
(٥٠٣)
شرح
١٨٥ ص
(٥٠٤)
228 - سه كسند كه دانسته نشده جرم كداميك بزرگتر است -
١٨٥ ص
(٥٠٥)
شرح -
١٨٥ ص
(٥٠٦)
229 - در براء بن معرور انصارى سه دستور عمومى اسلام وضع و اجراء شد -
١٨٥ ص
(٥٠٧)
230 - در صفوان بن اميه جمحى سه قانون عمومى وضع و اجراء شد -
١٨٦ ص
(٥٠٨)
231 - سعد بن معاذ در اسلام سه مقام دارد كه اگر همه مردم يكى از آنها را داشتند براى فضيلت آنها بس بود
١٨٦ ص
(٥٠٩)
232 - دانشمندان سه دستهاند -
١٨٧ ص
(٥١٠)
233 - هر كس با سه كس خيرهگى كرد خوار شد
١٨٨ ص
(٥١١)
234 - مردم در عقيده بقضاء و قدر سه نوعند -
١٨٨ ص
(٥١٢)
باب خصلتهاى چهارگانه
١٨٩ ص
(٥١٣)
1) گفتار پيغمبر كه چهار كس را در قيامت من شفيع هستم -
١٨٩ ص
(٥١٤)
2 - عقاب كسى كه در چهار چيز زن خود را اطاعت كند -
١٨٩ ص
(٥١٥)
3 - دعاى چهار كس رد نشود -
١٨٩ ص
(٥١٦)
4 - پايدارى دين به چهار كس است -
١٩٠ ص
(٥١٧)
5 - مرديكه در چهار مورد سخت گير نباشد خدا او را بيامرزد -
١٩٠ ص
(٥١٨)
6 - منظور مردم در اين دنياى فانى چهار است -
١٩٠ ص
(٥١٩)
7 - بنده مؤمن نباشد تا بچهار چيز عقيده داشته باشد -
١٩١ ص
(٥٢٠)
8 - امير المؤمنين چهار انگشتر داشت -
١٩١ ص
(٥٢١)
9 - چهار سوره پيغمبر را پير كرد -
١٩١ ص
(٥٢٢)
10 - پيغمبر بعد از هجرت چهار عمره بجا آورد -
١٩١ ص
(٥٢٣)
11 - امام بچهار خصلت شناخته مىشود -
١٩١ ص
(٥٢٤)
12 - گفتار پيغمبر كه بچهار چيز فضيلت بر پيغمبران ديگر يافتهام
١٩٢ ص
(٥٢٥)
شرح
١٩٢ ص
(٥٢٦)
13 - بهترين اندازه رفيقان سفر چهار است و بهترين اندازه قشونهاى اعزامى چهار صد تن و بهترين لشكر چهار هزار
١٩٢ ص
(٥٢٧)
شرح
١٩٢ ص
(٥٢٨)
14 - بكسى كه چهار چيز داده شود از چهار ديگر محروم نماند -
١٩٢ ص
(٥٢٩)
15 - بچهار چيز گوشى داده شده كه كلام بنى آدم را مىشنوند -
١٩٢ ص
(٥٣٠)
16 - خدا در روز قيامت بچهار كس نظر نكند
١٩٣ ص
(٥٣١)
17 - سوارگان در قيامت چهارند
١٩٣ ص
(٥٣٢)
شرح -
١٩٤ ص
(٥٣٣)
18 - عجوز بنى اسرائيل از حضرت موسى چهار خصلت خواست
١٩٥ ص
(٥٣٤)
19 - بهترين زنان اهل بهشت چهارند -
١٩٥ ص
(٥٣٥)
20 - چهار چيز پشت شكنند
١٩٦ ص
(٥٣٦)
21 - خداى عز و جل چهار بررسى از دنيا كرد
١٩٦ ص
(٥٣٧)
22 - گفتار پيغمبر بعلى(ع) كه من نام تو را در چهار جا با نام خود پيوسته يافتم
١٩٦ ص
(٥٣٨)
23 - حديث اهل بيت را جز چهار كس تحمل نكند
١٩٧ ص
(٥٣٩)
24 - كسى كه در معاشرت با مردم از سه خصلت كناره كند براى او بگردن مردم چهار چيز واجب شود
١٩٧ ص
(٥٤٠)
25 ابليس بچهار شعر دو شعر آدم را پاسخ گفته -
١٩٨ ص
(٥٤١)
26 - خداى تبارك و تعالى چهار چيز را در چهار چيز پنهان كرده
١٩٨ ص
(٥٤٢)
27 - گفتار پيغمبر چهار چيز را بد نداريد كه امان از چهار دردند
١٩٩ ص
(٥٤٣)
شرح -
١٩٩ ص
(٥٤٤)
28 - امير المؤمنين چهار منقبت داشت كه هيچ عربى نداشت
١٩٩ ص
(٥٤٥)
شرح
١٩٩ ص
(٥٤٦)
29 - گفتار معاويه براى ابن عباس كه من تو را براى چهار خصلت دوست دارم و چهار خصلت تو را مىبخشم
٢٠٠ ص
(٥٤٧)
30 گناه بر چهار وجه است -
٢٠٤ ص
(٥٤٨)
31 - ثواب كسى كه چهار بار حج كرده
٢٠٥ ص
(٥٤٩)
32 - چهار مال در چهار عمل مجزى نيستند -
٢٠٥ ص
(٥٥٠)
33 - خوراكى كه چهار خصلت را دارا باشد كامل است -
٢٠٥ ص
(٥٥١)
34 - زنا زاده چهار نشانه دارد -
٢٠٥ ص
(٥٥٢)
35 - خداى عز و جل بموسى(ع) چهار سفارش كرد -
٢٠٦ ص
(٥٥٣)
36 - چون امير المؤمنين بجنگى اعزام ميشد چهار خصلت داشت
٢٠٦ ص
(٥٥٤)
37 - عجب است از كسى كه از چهار چيز مىترسد و بچهار چيز پناه نمىبرد -
٢٠٦ ص
(٥٥٥)
38 - چهار تن در باره امير المؤمنين گواهى خود را دريغ كردند و خدا نفرينش را در باره آنها پذيرفت -
٢٠٧ ص
(٥٥٦)
39 - آنچه در آن امان از چهار خصلت است در دنيا و چهار كلمه براى آخرت -
٢٠٨ ص
(٥٥٧)
40 - چهار عمل از وسواس است -
٢٠٩ ص
(٥٥٨)
41 - چهار چيز از چهار چيز سير نشوند -
٢٠٩ ص
(٥٥٩)
42 - چهار خصلت است كه هر كه دارا شود در نور اعظم خدا است -
٢١٠ ص
(٥٦٠)
43 - هر كه داراى چهار خصلت باشد اسلامش كامل است -
٢١٠ ص
(٥٦١)
44 - چهار كلمه حكمت -
٢١٠ ص
(٥٦٢)
شرح -
٢١٠ ص
(٥٦٣)
45 - چهار سرشت بچهار خانه در بهشت
٢١٠ ص
(٥٦٤)
46 - هر كه داراى چهار خصلت باشد خدا در بهشت خانهاى برايش بسازد -
٢١١ ص
(٥٦٥)
47 - هر كه از چهار خصلت كنار باشد بهشت دارد
٢١١ ص
(٥٦٦)
48 - در روز قيامت خدا چهار كس را منظور دارد -
٢١١ ص
(٥٦٧)
49 - شيعه بچهار خصلت گرفتار نشود -
٢١١ ص
(٥٦٨)
50 - چهار خصلت در هر كس باشد در پناه خداست -
٢١١ ص
(٥٦٩)
51 - خداى عز و جل از چند چيز چهار را برگزيده
٢١٢ ص
(٥٧٠)
52 - چهار خصلت اندوه آورند -
٢١٢ ص
(٥٧١)
53 - تا روز قيامت چهار خصلت در امت محمد باشند
٢١٢ ص
(٥٧٢)
شرح
٢١٣ ص
(٥٧٣)
54 - سازمان جسد از چهار چيز است -
٢١٣ ص
(٥٧٤)
شرح
٢١٣ ص
(٥٧٥)
55 - مايه زندگى و پايش انسان چهار چيز است و آتش چهار قسم است -
٢١٣ ص
(٥٧٦)
شرح
٢١٤ ص
(٥٧٧)
56 - چهار خصلت است كه دل را تباه كنند و نفاق بپرورانند -
٢١٤ ص
(٥٧٨)
57 - رسول خدا چهار قبيله را دوست داشت و چهار قبيله را دشمن -
٢١٤ ص
(٥٧٩)
شرح
٢١٤ ص
(٥٨٠)
58 - چهار خصلت دل را بميرانند
٢١٤ ص
(٥٨١)
59 - زمين از چهار تن مؤمن خالى نماند -
٢١٥ ص
(٥٨٢)
شرح -
٢١٥ ص
(٥٨٣)
60 - بچهار خصلت از طب مستغنى توان شد -
٢١٥ ص
(٥٨٤)
61 - چهار خصلت در مؤمن نيست -
٢١٥ ص
(٥٨٥)
62 - خدا از مؤمن پيمان بر چهار چيز دريافت كرده
٢١٥ ص
(٥٨٦)
63 - مؤمن از چهار خصلت جدا نشود
٢١٦ ص
(٥٨٧)
64 - عقوبت چهار چيز زودتر دچار مىشود -
٢١٦ ص
(٥٨٨)
65 - چهارند كه يكى از آنها در هر خانهاى باشد همانا آن را ويران كند
٢١٦ ص
(٥٨٩)
66 - چيزهائى كه هر كدام بر چهار پايه استوار است -
٢١٦ ص
(٥٩٠)
67 - نجده خارجى بابن عباس نوشت و چهار چيز پرسيد -
٢١٩ ص
(٥٩١)
68 - موى سپيد پيرى در چهار جا باشد -
٢٢٠ ص
(٥٩٢)
69 - مردم چهارند -
٢٢٠ ص
(٥٩٣)
70 - ميان حق و باطل چهار انگشت است -
٢٢٠ ص
(٥٩٤)
71 - گنج دو يتيم چهار پند بود
٢٢٠ ص
(٥٩٥)
72 - بچهار كس سلام نشود -
٢٢١ ص
(٥٩٦)
شرح -
٢٢١ ص
(٥٩٧)
73 - چهارند كه روى را خرم ميكنند -
٢٢١ ص
(٥٩٨)
74 - محبوبترين رفقاى سفر نزد خدا چهارند -
٢٢١ ص
(٥٩٩)
75 - روز قيامت آتش بر چهار كس حرامست -
٢٢١ ص
(٦٠٠)
شرح
٢٢٢ ص
(٦٠١)
76 - چهارند كه كمشان بيش است -
٢٢٢ ص
(٦٠٢)
77 - از چهار چيز بايد بهره گرفت پيش از چهار چيز -
٢٢٢ ص
(٦٠٣)
شرح
٢٢٢ ص
(٦٠٤)
78 - همه دانش مردم در چهار جمله است -
٢٢٢ ص
(٦٠٥)
79 - براى امت در چهار چيز حق لازم مىشود -
٢٢٢ ص
(٦٠٦)
80 - جهاد چهار قسم است -
٢٢٢ ص
(٦٠٧)
81 - براى بنده چهار چشم است
٢٢٣ ص
(٦٠٨)
شرح
٢٢٣ ص
(٦٠٩)
82 - چهار خصلت از هر چه بهتر باشد -
٢٢٣ ص
(٦١٠)
83 - زنان چهار قسمند -
٢٢٤ ص
(٦١١)
84 - چهار چيز از روش پيغمبران مرسل است -
٢٢٤ ص
(٦١٢)
85 - چهارند كه نمازشان قبول نيست -
٢٢٤ ص
(٦١٣)
86 - چون چهار گناه آشكار و بسيار شوند چهار عقوبت آشكار شوند -
٢٢٤ ص
(٦١٤)
87 - چهار چيز نشانه بدبختى است -
٢٢٥ ص
(٦١٥)
88 - خدا همه سخنها را براى آدم در چهار كلمه جمع كرد -
٢٢٥ ص
(٦١٦)
89 - از رفاقت با چهار كس غدقن است -
٢٢٦ ص
(٦١٧)
90 - در باره علم چهار كس ثواب ميبرند -
٢٢٦ ص
(٦١٨)
91 - در بهاى چهار چيز كم و زياد نشود -
٢٢٦ ص
(٦١٩)
92 - چهار عيب در بنده خيار ساليانه دارند -
٢٢٦ ص
(٦٢٠)
شرح
٢٢٦ ص
(٦٢١)
93 - بهترين دارائى چهار چيز است -
٢٢٦ ص
(٦٢٢)
94 - چهار نماز را در هر وقت مىتوان خواند -
٢٢٨ ص
(٦٢٣)
95 - قاضى چهار قسم است -
٢٢٨ ص
(٦٢٤)
شرح
٢٢٨ ص
(٦٢٥)
96 - مرد بايد هزينه زندگى چهار كس را بدهد -
٢٢٨ ص
(٦٢٦)
97 - پيغمبرانى كه در روى زمين پادشاه بودند چهارند -
٢٢٨ ص
(٦٢٧)
98 - در آفتاب چهار خصلت است -
٢٢٩ ص
(٦٢٨)
99 - دواء چهار است -
٢٢٩ ص
(٦٢٩)
100 - چهار چيز است كه مزاج را معتدل كند -
٢٢٩ ص
(٦٣٠)
101 - در تره چهار خصلت است -
٢٢٩ ص
(٦٣١)
102 - نشانه فشار خون چهار است -
٢٢٩ ص
(٦٣٢)
103 - چهار نهر از بهشتند -
٢٣٠ ص
(٦٣٣)
شرح
٢٣٠ ص
(٦٣٤)
104 - از چهار كنيه غدقن شده -
٢٣٠ ص
(٦٣٥)
105 - بهترين نامها چهار است و بدترين نامها چهار -
٢٣٠ ص
(٦٣٦)
106 - از چهار چيز و از چهار ظرف غدقن شده است -
٢٣٠ ص
(٦٣٧)
شرح -
٢٣٠ ص
(٦٣٨)
107 - چهار چيز را بايد زير خاك كرد
٢٣١ ص
(٦٣٩)
108 - چهار خصلت خوى پيغمبرانست
٢٣١ ص
(٦٤٠)
109 - بچهار كس واجب است نماز را در سفر و حضر تمام بخوانند -
٢٣١ ص
(٦٤١)
110 - نماز تمام خواندن در چهار جا از گنجينه دانش خدا است -
٢٣١ ص
(٦٤٢)
111 - چهار سوره است كه سجده دارند -
٢٣١ ص
(٦٤٣)
112 - هيچ بنده روز قيامت قدم از قدم برندارد تا از چهار چيز از او پرسش شود
٢٣١ ص
(٦٤٤)
113 - بپيغمبر دستور رسيده چهار كس را دوست بدارد -
٢٣٢ ص
(٦٤٥)
114 - اول كسانى كه ببهشت ميروند
٢٣٢ ص
(٦٤٦)
115 - چهار خصلتند كه در هر كس باشند منافق است -
٢٣٢ ص
(٦٤٧)
116 - چهار كس پادشاه روى زمين شدند -
٢٣٢ ص
(٦٤٨)
شرح -
٢٣٣ ص
(٦٤٩)
117 - از چهار طريق حديث پيغمبر بمردم رسيده كه پنجمى ندارند -
٢٣٣ ص
(٦٥٠)
باب
٢٣٦ ص
(٦٥١)
شرح
٢٣٦ ص
(٦٥٢)
118 امام يكم فرمود
٢٣٦ ص
(٦٥٣)
119 - مردى گويد شنيدم
٢٣٦ ص
(٦٥٤)
120 - امام ششم فرمود
٢٣٧ ص
(٦٥٥)
شرح -
٢٣٧ ص
(٦٥٦)
121 - چهار خصلت است كه مردم در ماه رمضان از آن بىنياز نيستند -
٢٣٧ ص
(٦٥٧)
122 - چهار پايان بچهار چيز نادان نباشند
٢٣٨ ص
(٦٥٨)
123 - خداى عز و جل اسبان را از چهار چيز آفريده -
٢٣٨ ص
(٦٥٩)
124 - بادها چهارند -
٢٣٨ ص
(٦٦٠)
شرح
٢٣٩ ص
(٦٦١)
125 - مردم چهار صنفند -
٢٣٩ ص
(٦٦٢)
126 - خواب چهار گونه است
٢٣٩ ص
(٦٦٣)
127 - ابليس چهار شيون كرد -
٢٤٠ ص
(٦٦٤)
128 - چهار چيز بيهوده روند -
٢٤٠ ص
(٦٦٥)
129 - گفتار امام صادق كه مسلمانان چهار عيد دارند -
٢٤٠ ص
(٦٦٦)
130 - گفتار خداى عز و جل بابراهيم چهار پرنده بگير و بسوى خود بكش -
٢٤١ ص
(٦٦٧)
121 - چهار خصلت است كه در هر كس باشد خدا او را دشمن دارد -
٢٤٣ ص
(٦٦٨)
باب خصال پنجگانه
٢٤٣ ص
(٦٦٩)
1 - پنج چيز چه اندازه در ميزان عمل سنگينند؟
٢٤٣ ص
(٦٧٠)
2 - پنج چيزند كه خدا بيكى از پيغمبران خود فرمان داد كه پنج عمل مختلف با آنها بكند -
٢٤٣ ص
(٦٧١)
3 - در شانه پنج خصلت است -
٢٤٤ ص
(٦٧٢)
4 - نشانههاى مؤمن پنج خصلت است -
٢٤٥ ص
(٦٧٣)
5 - پنج خصلت از پنج كس محال است -
٢٤٥ ص
(٦٧٤)
6 - پنج است كه پنجاه محسوب شوند -
٢٤٥ ص
(٦٧٥)
7 - سخنانى كه از خدا بآدم القاء شد و توبه او را پذيرفت پنج بودند -
٢٤٥ ص
(٦٧٦)
8 - پنج خصلت پيسى آورند -
٢٤٥ ص
(٦٧٧)
9 - گفتار حضرت صادق پنج چيز چنانست كه من ميگويم -
٢٤٦ ص
(٦٧٨)
10 - در سر پنج سنت است -
٢٤٦ ص
(٦٧٩)
11 - گفتار پيغمبر پنج چيز را تا مردن واننهم -
٢٤٦ ص
(٦٨٠)
12 - پنج چيز براى مسافر شوم است -
٢٤٦ ص
(٦٨١)
شرح
٢٤٧ ص
(٦٨٢)
13 - بسيار گريهكنندگان پنج بودند -
٢٤٧ ص
(٦٨٣)
14 - پنج گناه كبيرهاند -
٢٤٨ ص
(٦٨٤)
شرح
٢٤٨ ص
(٦٨٥)
15 - پيغمبر ص با پنج شمشير برانگيخته شد -
٢٤٨ ص
(٦٨٦)
16 - شرايط دوستى پنج است -
٢٥٠ ص
(٦٨٧)
17 - مؤمن در امواج پنج نور ميغلطد -
٢٥١ ص
(٦٨٨)
18 - ستونهائى كه سازمان اسلام بر آن استوار است پنجست -
٢٥١ ص
(٦٨٩)
19 - مكه پنج نام دارد -
٢٥١ ص
(٦٩٠)
20 - خداى عز و جل در شبانه روز پنج نماز بر بندگانش فرض كرده -
٢٥٢ ص
(٦٩١)
21 - آنان كه پيغمبر را مسخره ميكردند پنج تن بودند -
٢٥٢ ص
(٦٩٢)
22 - نماز ميت پنج تكبير است -
٢٥٤ ص
(٦٩٣)
23 - انواع خوف پنج است -
٢٥٤ ص
(٦٩٤)
24 - پنج خصلت است كه خدا و رسولش دوست ميدارند -
٢٥٥ ص
(٦٩٥)
25 - دارائى فراهم نشود مگر با پنج خصلت -
٢٥٥ ص
(٦٩٦)
26 - ثواب كسى كه پنج حج كرده
٢٥٥ ص
(٦٩٧)
27 - خداوند در روز قيامت از پنج طائفه حجت مىطلبد -
٢٥٥ ص
(٦٩٨)
28 - خوردن پنج عضو گوسفند بد است -
٢٥٦ ص
(٦٩٩)
شرح
٢٥٦ ص
(٧٠٠)
29 - هر كس پنج خصلت را دارا نباشد بهره درستى از او برده نشود -
٢٥٦ ص
(٧٠١)
شرح
٢٥٦ ص
(٧٠٢)
30 - نماز را بواسطه نقصانى كه در آن واقع شود نبايد اعاده كرد مگر از پنج چيز
٢٥٨ ص
(٧٠٣)
31 - ميان بندگان كمتر از پنج خصلت پخش نشده -
٢٥٩ ص
(٧٠٤)
32 - پنج كسند كه شيطان در آنها راه چارهاى ندارد -
٢٥٩ ص
(٧٠٥)
33 - هر كس بازرگانى كند بايد از پنج خصلت كناره كند -
٢٥٩ ص
(٧٠٦)
34 - پنج چيز روزه را باطل كنند -
٢٥٩ ص
(٧٠٧)
35 - گفتار على(ع) پنج چيز مخصوص ما است -
٢٥٩ ص
(٧٠٨)
36 - پنج دسته آفرينش آتشين دارند
٢٥٩ ص
(٧٠٩)
37 - از پنج كس در هر حال كناره شود -
٢٦٠ ص
(٧١٠)
38 - علم پنج درجه دارد -
٢٦٠ ص
(٧١١)
39 - پنج پيشه و صنعت مكروهند -
٢٦٠ ص
(٧١٢)
40 - به پنج كس زكاة ندهند -
٢٦١ ص
(٧١٣)
41 - نماز جماعت با كمتر از پنج تن نشود -
٢٦١ ص
(٧١٤)
شرح
٢٦١ ص
(٧١٥)
42 - پنج ميوه در دنيا از ميوههاى بهشتى است -
٢٦١ ص
(٧١٦)
شرح
٢٦١ ص
(٧١٧)
43 - رسول خدا از پنج چيز قدغن كرده است -
٢٦١ ص
(٧١٨)
44 - پنج چيز است كه خداوند هيچ كدام از خلق خود را از آن آگاه نكرده -
٢٦١ ص
(٧١٩)
45 - كمال دين مسلمان در پنج خصلت شناخته شود -
٢٦٢ ص
(٧٢٠)
46 - آنچه خمس در آن واجب است -
٢٦٢ ص
(٧٢١)
47 - در روى زمين پنج رود است كه جبرئيل با پاى خود آنها را كشيده است -
٢٦٢ ص
(٧٢٢)
48 - يك گاو قربانى براى پنج كس كفايت ميكند -
٢٦٣ ص
(٧٢٣)
شرح
٢٦٣ ص
(٧٢٤)
49 - به پيغمبر پنج چيز عطا شده كه به هيچ كس پيش از او عطا نشده -
٢٦٤ ص
(٧٢٥)
50 - خدا به پيغمبرش محمد پنج چيز داده و بعلى(ع) پنج چيز -
٢٦٤ ص
(٧٢٦)
51 - حق حياء براى خداى عز و جل در پنج خصلت است -
٢٦٤ ص
(٧٢٧)
52 - خدا شفاعت پيغمبرش را در باره پنج كس مىپذيرد -
٢٦٤ ص
(٧٢٨)
53 - گفتار پيغمبر هر كس براى من پنج چيز را ضمانت كند بهشت را براى او ضمانت ميكنم -
٢٦٥ ص
(٧٢٩)
54 - گفتار پيغمبر
٢٦٥ ص
(٧٣٠)
55 - خوشا كسى كه 5 خصلت در او است -
٢٦٥ ص
(٧٣١)
56 - شيعه جعفر بن محمد كسى است كه در او 5 خصلت باشد -
٢٦٦ ص
(٧٣٢)
57 - پنج كساند كه خواب ندارند -
٢٦٦ ص
(٧٣٣)
58 - در دوزخ آسيائى است كه پنج كس را خرد ميكند
٢٦٦ ص
(٧٣٤)
59 - از كشتن 5 حيوان نهى شده و بكشتن 5 ديگر امر شده -
٢٦٦ ص
(٧٣٥)
60 - پنج كس ملعونند -
٢٦٧ ص
(٧٣٦)
شرح -
٢٦٧ ص
(٧٣٧)
61 - در روز عيد قربان كارى بهتر از پنج كار نيست -
٢٦٧ ص
(٧٣٨)
62 - هر كه 5 خصلت ندارد بهره از او برده نشود -
٢٦٧ ص
(٧٣٩)
63 - در خروس سفيد 5 خصلت است -
٢٦٧ ص
(٧٤٠)
64 - پنج كساند كه دعايشان مستجاب نشود -
٢٦٨ ص
(٧٤١)
65 - دستور رسيده كه مجد خدا را در 5 جمله ادا كنيد -
٢٦٨ ص
(٧٤٢)
66 - پيغمبران اولو العزم پنجند -
٢٦٨ ص
(٧٤٣)
شرح
٢٦٨ ص
(٧٤٤)
67 - پنج كس را بايد در انتظار دفن گذاشت تا تغيير حالت دهند -
٢٦٩ ص
(٧٤٥)
شرح
٢٦٩ ص
(٧٤٦)
68 - در شهر كوفه 5 مسجد مبارك و 5 ديگر ملعون بود -
٢٦٩ ص
(٧٤٧)
شرح
٢٦٩ ص
(٧٤٨)
69 - از نماز خواندن در 5 مسجد از مسجدهاى كوفه نهى شد -
٢٦٩ ص
(٧٤٩)
70 - امام ششم فرمود
٢٧٠ ص
(٧٥٠)
71 - رواست كه مرد از زن نامحرم 5 موضع را ببيند -
٢٧٠ ص
(٧٥١)
72 - درهاى آسمان در 5 وقت باز ميشوند -
٢٧٠ ص
(٧٥٢)
73 - بهشت مشتاق پنج كس است -
٢٧٠ ص
(٧٥٣)
74 - 5 زن را در هر حال ميتوان طلاق داد -
٢٧٠ ص
(٧٥٤)
شرح
٢٧٠ ص
(٧٥٥)
75 - نشانههاى ظهور حضرت قائم(ع) 5 است -
٢٧١ ص
(٧٥٦)
76 - ميان 5 زن و شوهرشان ملاعنه واقع نشود -
٢٧١ ص
(٧٥٧)
شرح
٢٧١ ص
(٧٥٨)
77 - كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها امتحان كرد و خوب امتحان داد 5 است
٢٧١ ص
(٧٥٩)
78 - امير المؤمنين بكارمندان حكومت خود 5 دستور داد -
٢٧٨ ص
(٧٦٠)
79 - پنج تنظيف از دين اسلام و موافق فطرتست -
٢٧٨ ص
(٧٦١)
80 - براى امير المؤمنين(ع) 5 منقبت بزرگ بود -
٢٧٨ ص
(٧٦٢)
81 - در 5 موضوع بايد قاضى ظاهر را مراعات كند -
٢٧٩ ص
(٧٦٣)
82 - سبقتجويان 5 كسند -
٢٧٩ ص
(٧٦٤)
83 - عبد المطلب 5 قانون در زمان جاهليت نهاد كه خدا در اسلام پذيرفت و مجرى كرد
٢٨٠ ص
(٧٦٥)
84 - وليمه تنها در 5 مورد است -
٢٨٠ ص
(٧٦٦)
85 - رسول خدا از پروردگار خود براى على(ع) 5 خصلت درخواست كرد -
٢٨١ ص
(٧٦٧)
86 - پنج موعظه است كه اگر مردم جهان را بگردند مانند آنها در نيابند -
٢٨٢ ص
(٧٦٨)
87 - در روز جمعه 5 خصلت است -
٢٨٢ ص
(٧٦٩)
88 - ازدواج با 5 طائفه زنان بد است -
٢٨٣ ص
(٧٧٠)
89 - بهترين بندگان كسانيند كه 5 كار بكنند
٢٨٣ ص
(٧٧١)
90 - در گفتار نيك 5 خصلت است
٢٨٣ ص
(٧٧٢)
91 - در ماه رمضان بامت پيغمبر 5 چيز داده شده كه بهيچ امت پيغمبرى داده نشده
٢٨٣ ص
(٧٧٣)
92 - در روز قيامت پنج كس از پنج كس گريزانند
٢٨٤ ص
(٧٧٤)
93 ) 5 تن از پيغمبران بزبان عربى سخن ميگفتند
٢٨٤ ص
(٧٧٥)
94 ) 5 تن بدترين خلق خدايند
٢٨٥ ص
(٧٧٦)
باب خصال ششگانه
٢٨٦ ص
(٧٧٧)
1 - زرين جيش گويد از محمد بن حنفيه شنيدم مىفرمود در ما خاندان شش خصلت است
٢٨٦ ص
(٧٧٨)
2 - در زنا شش خصلت است
٢٨٦ ص
(٧٧٩)
3 - گفتار پيغمبر كه شش چيز را براى من عهده دار شويد تا من بهشت را براى شما عهده دار شوم
٢٨٧ ص
(٧٨٠)
4 ) 6 خصلت است كه هر كس بجا آورد وارد بهشت شود
٢٨٧ ص
(٧٨١)
5 ) 6 پيغمبرند كه هر كدام دو نام دارند
٢٨٧ ص
(٧٨٢)
6 ) 6 شش چيز بود كه در رحم مادر جا نداشتند
٢٨٧ ص
(٧٨٣)
7 ) 6 خصلت است كه مؤمن پس از مرگ هم از آنها سود ميبرد
٢٨٨ ص
(٧٨٤)
8 - بر در بهشت 6 كلمه نوشته است
٢٨٨ ص
(٧٨٥)
9 ) 6 خصلت از مردانگى است
٢٨٨ ص
(٧٨٦)
10 - خمس را بايد شش قسمت كرد
٢٨٨ ص
(٧٨٧)
شرح
٢٨٩ ص
(٧٨٨)
11 - شش چيز است كه بندگان را در آن اختيارى و صنعى نيست
٢٨٩ ص
(٧٨٩)
12 - خداوند شش طائفه را به شش خصلت عذاب كند
٢٨٩ ص
(٧٩٠)
13 - شش خصلت در مؤمن نيست
٢٨٩ ص
(٧٩١)
شرح
٢٨٩ ص
(٧٩٢)
14 - بشش كس نبايد سلام كرد
٢٩٠ ص
(٧٩٣)
15 ) 6 چيز عجيبند
٢٩٠ ص
(٧٩٤)
16 - از كشتن 6 حيوان قدغن شده
٢٩٠ ص
(٧٩٥)
17 - خداى عز و جل 6 خصلت را براى پيغمبر و اوصياء از فرزندان او و پيروان آنها بد دانسته
٢٩١ ص
(٧٩٦)
18 - دين آسان محمدى شش خصلت دارد
٢٩١ ص
(٧٩٧)
19 - شش طائفه نجيب نباشند
٢٩٢ ص
(٧٩٨)
20 - در شش مورد عزل شوهر از زن رواست
٢٩٢ ص
(٧٩٩)
21 - احتكار در شش چيز است
٢٩٢ ص
(٨٠٠)
شرح
٢٩٢ ص
(٨٠١)
22 - از 6 چيز بايد بخدا پناه برد
٢٩٢ ص
(٨٠٢)
23 - شش چيز از سحت است
٢٩٣ ص
(٨٠٣)
شرح
٢٩٣ ص
(٨٠٤)
24 - اول موجب گناهكارى نزد خدا دوستى شش چيز است
٢٩٣ ص
(٨٠٥)
25 - چهار پا 6 حق بصاحب خود دارد
٢٩٣ ص
(٨٠٦)
26 - بشش كس سزاوار نيست سلام داد، 6 كس شايسته پيشنمازى نيستند 6 چيز در اين امت از اخلاق قوم لوط است
٢٩٣ ص
(٨٠٧)
27 - تفسير كلماتى كه آنها اصل الفباء هستند
٢٩٤ ص
(٨٠٨)
28 - ديوانه كسى است كه شش خصلت در او باشد
٢٩٥ ص
(٨٠٩)
29 - در آغاز 6 نماز توجه مستحب مؤكد است
٢٩٦ ص
(٨١٠)
30 - از تن شهيد شش نوع جامه را ميكنند و با جامههاى ديگرش بخاك ميسپارند
٢٩٦ ص
(٨١١)
31 - مردم شش فرقهاند
٢٩٦ ص
(٨١٢)
شرح
٢٩٦ ص
(٨١٣)
32 - هر كس شخصى را دوست دارد شش خصلت با او روا ندارد
٢٩٦ ص
(٨١٤)
شرح
٢٩٧ ص
(٨١٥)
33 - خداى عز و جل يك انگشتر بحضرت ابراهيم فرو فرستاد كه در آن شش كلمه بود - و ابراهيم آن را در انگشت كرد و آتش بر او گلستان شد
٢٩٧ ص
(٨١٦)
34 - خدا شيعه را از شش خصلت معاف داشته
٢٩٨ ص
(٨١٧)
35 - امير المؤمنين بشش خصلت با مردم مسابقه كرد و بر آنها سبقت جست
٢٩٨ ص
(٨١٨)
36 - شش كسند كه دعايشان مستجاب نشود
٢٩٩ ص
(٨١٩)
37 ) 6 طائفه لعنت شدهاند
٣٠٠ ص
(٨٢٠)
38 - كمال مرد بشش چيز است
٣٠٠ ص
(٨٢١)
39 - مردم 6 طبقهاند
٣٠٠ ص
(٨٢٢)
فهرست ذكر اسامى اساتيد شيخ صدوق عليه الرحمه
٣٠٢ ص
(٨٢٣)
/ باب اول/
٣٠٢ ص
(٨٢٤)
«باب دوم»
٣٠٢ ص
(٨٢٥)
«باب سوم»
٣٠٣ ص
(٨٢٦)
«باب چهارم»
٣٠٤ ص
(٨٢٧)
«باب پنجم»
٣٠٤ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص

ترجمه خصال شيخ صدوق - کمره‌اي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٥ - قلم تاريخ و داستانسرائى

فصل يكم روش نگارش در مكتب شيخ صدوق‌

نگارش چند شعبه دارد قلم تاريخ و داستان‌سرائى قلم خطبه و خطابه، قلم تحقيق و بحث علمى‌

قلم تاريخ و داستان‌سرائى‌

قلم تاريخ و داستان نويسى در جهان امروز چند شعبه دارد رومانتيك، كلاسيك فلسفه تاريخى، كلاسيك تاريخ ساده ولى تاريخ نگاران اسلامى كه از اواخر قرن يكم هجرى آغاز تاريخ نويسى كردند همان قسم سوم را شيوه خود كردند.

داستانهاى تاريخ را با عبارتى ساده و بى‌تكلف با قلم مينوشتند چنانچه بزبان ميگفتند، كتب تاريخى صدر اسلام چون سيره ابن هشام، تاريخ طبرى: كامل ابن اثير و مسعودى و نويسندگان ديگر تا اواسط قرن چهارم اسلامى بر اين مقصود گواهست چيزى كه نوشته اين كتابها را با گفتگوهاى عادى از هم جدا ميكند فصل بندى و ترتيب است، امتياز اين نگارشات علاوه بر سادگى و كنار بودن از پيچيدگى مطلب كه تكلف در عبارت توليد ميكند وفور كلمات لغت است كه در آن دوره دائر و معمول بوده و چون بعدها سبك نگارش بتكلف و لفظبافى و اصطلاحات آميخته از مواد لغت كاسته شده و بسيارى از الفاظ كتابهاى صدر تاريخ در شمار الفاظ غريبه در آمده.

شيخ صدوق با اينكه فارسى نژاد است و خودش تا ٣٠٠ كتاب و پدرش بيست و چند كتاب تأليف كرده‌اند كتابى بزبان فارسى از ايشان بدست نيامده و اگر چه بيشتر كتب اين دو نويسنده و دانشمند بزرگ باقى نمانده ولى از نام‌گذارى كتابهاى آن‌ها فهم مى‌شود كه بزبان عربى بوده.

من گمان مى‌كنم سبب اصلى اين موضوع اين بوده كه زبان ادبى و قلم نويسندگى فارسى در اين تاريخ و در حدود رى و قم كه مركز زندگانى و پرورش علمى صدوق بوده نبوده يا كامل نبوده و ممكنست زبان خاندانى صدوق زبان گيلكى يا زبان رايج بوده كه هنوز پاره مردم نواحى نزديك قم مانند دليجان و جاسب در خانواده‌هاى خود آن زبان را نگهداشته‌اند ولى زبان نگارش و نويسندگى نيست.

بلى از اواسط قرن چهارم ادبيات رو بترقى رفت و نويسندگان و شاعران فارسى زبانى شيوا و مقتدر كم كم پا بعرصه وجود گذاردند مانند رودكى و ناصر خسرو و قابوس وشمگير و نهضت زبان فارسى بوجود آمد و در شعر ترقى شايانى نمود كه شاهنامه نماينده روح ادب فارسى اين قرنست و در نثر هم قدمهاى مؤثرى برداشته شد ولى اين نهضت در دوره زندگانى تحصيلى و تأليفى شيخ صدوق آغاز شد و هنوز عمومى و بارور نشده بود.

بعلاوه كثرت اصرار شيخ صدوق و پدرش بر نصوص روايات صادره از ائمه معصومين كه تقريبا روش عمومى محدثين آن عصر بوده سبب ديگر اين روش ميباشد خصوص نظر باينكه اكثر مؤلفات آنها جمع آورى متن روايات است و كمتر از خود بيانى در اين مؤلفات گنجانيده‌اند اما راجع بنگارشات عربى‌