ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٩ - ترجمه خطبه كتاب توحيد صدوق
آن را ندارد و بدون مخبر راستگو كسى را مسئول نكردى بدان چه نداند رسولان خود را با زبان گويا بمژده ثواب و هراساندن از عقاب فرستادى و بدانها دستور دادى كه امامان و جانشينان معصوم براى خود نصب كنند تا از روى حكمت و پند شيرين براه تو دعوت كنند تا مردم پس از وجود آنان در برابر تو عذرى نداشته باشند و هر كسى دانسته هلاك شود و دانسته زندگى جاويد يابد.
از اين راه منت بزرگى بر بندگان خود نهادى و ستايش خويش را بر آنها بايست نمودى، از آن تو است ستايش بشماره آنچه كتابت بشمارد و دانشت بپذيرد و از آنچه ستمكاران كوتهنظر گويند برترى برتر.
ترجمه خطبه كتاب توحيد صدوق
بنام خدا ... ستايش از آن خداوند يگانه تنهاست، آن خدائى كه بيهمتاست، همان يكتاى بىنيازى كه مانندى ندارد، سرآغاز هستى ديرينهاى كه پايان ندارد، انجام هستى پايندهاى كه نهايت ندارد موجود پابرجائى كه نيستى ندارد:
هميشه پادشاهى كه زوال ندارد، توانائى كه از هيچ چيز درنماند، دانائى كه چيزى بر او پوشيده نيست، بذات خود زنده است و در لا مكان پاينده، شنواى بينائى كه اندام و ابزارى نخواهد آن خدائى كه دستور عدالت داده و در فضل و بخشش بر جهان گشاده و روشن حكم فرموده، حكم وى را تعقيبكنندهاى نيست، قضاى او را كسى برنگرداند و بر اراده او چيره نشود و خواست او را واپس نزند.
همانا فرمانش اينست كه چون چيزى را خواهد بگويد باش و بىدرنگ ميباشد، پاكست آن خدائى كه زمام هر چيزى در دست توانائى او است، برگشت و سرانجام هر چيزى بسوى او است، گواهى ميدهم كه شايسته پرستشى نيست جز خداوند پروردگار جهانيان و گواهى ميدهم كه محمد بنده و فرستاده او سيد پيغمبران و بهتر همه آفريدگان است.
و على بن ابى طالب ٧ پيشواى پرهيزگاران و زمامدار دست و رو سفيدانست و گواهم كه امامان از فرزندانش پس از وى حجتهاى خدايند تا روز قيامت، بر همه رحمت و درود باد