ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٥ - ١٨٤ - رسول خدا سه كلنگ در خندق زد و سه تكبير گفت
دوم و پنجشنبه دهه آخر روزه اين سه روز با روزه دهر برابر است، خداى عز و جل ميفرمايد هر كس كار نيك كند ده برابر مزد دارد، هر كس نتواند اين سه روز را روزه بدارد براى آنكه ضعف دارد بجاى هر روزى يك درهم صدقه دهد كه صدقه يكدرهم «ريال» براى او از روزه يك روز بهتر است.
١٨٢- سرگرمى مؤمن در سه چيز است
امام پنجم فرمود سرگرمى مؤمن سه چيز است، متعه كردن، خوشصحبتى با دوستان و نماز شب خواندن.
١٨٣- كسى كه داراى سه خصلت باشد مثل اينست كه دنيا باو داده شده
رسول خدا بابى درداء فرمود كسى كه صبح تندرست و در امنيت باشد و خوراك همان روز را داشته باشد مثل اين است كه دنيا را باو دادهاند، اى پسر خثعم آنچه شكمت را سير كند و عورتت را بپوشاند تو را بسست اگر خانهاى داشته باشى كه در آن لانه كنى بسيار خوب و اگر پاكشى هم داشته باشى كه سوار شوى بهبه اينها قطعه نان و كمى آب كوزه و مازادش يا حساب است يا عقاب.
شرح يعنى اگر حلال باشد حساب دارد و اگر از حرام باشد عقاب دارد.
١٨٤- رسول خدا سه كلنگ در خندق زد و سه تكبير گفت.
چون رسول خدا دستور داد خندق را بكنند يك سنگ بزرگ سختى در سراسر دهنه خندق پديد شد كه هيچ كلنگى بر آن كارگر نميشد رسول خدا آمد و آن را ديد پس جامه خود را كند و كلنگ را گرفت و بسم اللَّه گفت و كلنگى زد كه يكسوم آن شكست و گفت اللَّه اكبر كليدهاى كشور شام را بمن دادند بخدا هم اكنون كاخهاى سرخ آن را مىبينم سپس كلنگ دوم را بكار زد و نام خدا را برد كه يكسوم ديگرش شكافت و فرمود اللَّه اكبر كليدهاى كشور فارس را بمن دادند بخدا كاخ سفيد مدائن را مينگرم و كلنگ سوم را بكار زد و باقيمانده سنگ را شكست و فرمود اللَّه اكبر كليدهاى كشور يمن را بمن دادند بخدا از همين جا درهاى شهر صنعاء پايتخت يمن را مينگرم.