ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٤ - ٢ - شرح حديث غدير
حارثه نقل ميكنند اخبارى از زبان خودشان رسيده كه گواهى ميدهد زيد در جنگ موته پيش از قضيه غدير خم با جعفر بن ابى طالب شهيد شده و فاصلهاش با اينكه در غدير خم سال حجة الوداع واقع شد طولانى بوده (سه سال فاصله داشته) و پيغمبر پس از حجة الوداع كمتر از سه ماه در حيات بوده و هيچ موضوع نداشت كه ولاء زيد را براى على اظهار نمايد چون در برابر خبرى كه شما راجع زيد در شرح اين حديث داريد خودتان روايتى نقل كرديد كه آن را نقض و ابطال مينمايد و ديگر در برابر خبر مورد اتفاق حجت نگردد بلكه اگر زيد هم در محضر غدير حاضر بود براى شما دليل نميشد زيرا همه عرب ميدانستند كه مولاى پيغمبر آزاد كرده خاندان او هم هست آزاد كرده پسر عم او هم هست اين معنا در عرف و زبان عرب مشهور بود و در اين صورت كه اظهار پيغمبر بر چنين معانى درست باشد ميتوان گفت ممكن است كسى بگويد پسر برادر پيغمبر پدر پسر عم او نيست و پيغمبر در برابر او قيام كرده و فرموده مردم بدانيد كه هر كس پسر برادر پدر من است پسر عم من است، اين معنى براى كلام پيغمبر فاسد است و بر پيغمبر ننگ است زيرا اين كار شخص مسخرهچى و سفيه است و مقام پيغمبر «ص» از آن مبرى است.
اگر كسى اعتراض كند كه ما مىتوانيم در تفسير خبر من كنت مولاه فعلى مولاه استناد به اخبارى كنيم كه آن را بر خلاف مدعاى شما تفسير ميكند جوابش اينست كه اين در مقام مناظره غلط است زيرا اگر شما آن را باخبار مخصوص خود تفسير كنيد ما هم حق داريم كه باخبار مخصوص خودمان آن را تفسير كنيم بنا بر اين اخبار مخصوص ما معارض است با اخبار مخصوص شما و آن را ساقط ميكند و خبر من كنت مولاه فعلى مولاه كه مورد اتفاق است دليل ما است بر رد شما و نص بر خلافت على است پس از