ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٤ - ١ - شرح حديث منزله از معانى الاخبار
همين قرارداد را على هم بمضمون اين حديث نسبت به پيغمبر داشت و بايست بحكم همان مثلى كه در موضوع زيد و عمرو زديم بر امت پيغمبر خليفه باشد.
در سنجش درست چارهاى از استفاده اين معنى نيست.
اگر كسى اعتراض كند كه مقام خلافت از موسى پس از مرگش براى هرون ثابت نبود تا اينكه اين مقام براى على نسبت به پيغمبر ثابت شود، جوابش اينست كه بايد گفت هرون پس از موسى افضل امت او نبوده و بيشتر مورد اعتماد او نبوده و باب علم او نبوده و هيچ امتيازى نداشته زيرا همه اين مقامات براى هرون نسبت بموسى مانند همان مقام خلافت روشنست اگر كسى يكى از آنها را از روى عناد انكار كند بايد همه را انكار كند.
اگر كسى اعتراض كند كه مقامى را كه پيغمبر براى على در اين حديث منظور كرده فقط نسبت به زمان حيات خود پيغمبر است و نظرى به پس از وفات خود ندارد تا خلافت على ثابت شود.
ميگوئيم ما بدليل روشن ثابت ميكنيم كه منظور پيغمبر همان خصوص پس از وفات خود بوده نه زمان حيات خود دليل ما اينست كه فرموده پيغمبر بعلى كه تو نسبت بمن چون هارونى نسبت بموسى جز آنكه پس از من پيغمبرى نيست دو مفاد دارد.
١- اثبات فضيلت و مقامى براى على ٧ ٢- نفى نبوت از على بعد از پيغمبر، پس از جمله اول مقام نبوت را از على سلب كرده براى اينست كه اگر سلب نميكرد و فقط ميفرمود على نسبت بمن چون هارونست نسبت بموسى روا بود كسى گمان ببرد على پس از پيغمبر داراى نبوتست زيرا هرون پس از موسى مقام نبوت داشت بنا بر اين سلب نبوت پس از اين جمله لازم بود و ناچار بايد گفت نبوت را از على باعتبار همان زمانى سلب كرده كه اين منزله و مقام هارونى را براى او قرار داده.