ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣ - ١ - شرح حديث منزله از معانى الاخبار
على ٧ افضل اصحاب رسول خدا ٦ است بلكه اعلم آنها است و از همه پيش رسول خدا ٦ محبوبتر و بيشتر مورد اعتماد بوده است.
و بعلاوه ثابت مىشود كه چون پيغمبر از ميان امت بواسطه مرگ يا سفر مفقود شود على جانشين و خليفه او باشد زيرا همه اين مقامات براى هرون نسبت بموسى ثابت بود.
اگر كسى اعتراض كند كه هرون پيش از موسى وفات كرد و پس از مرگ او امامتى نداشت تا اين مقام براى على پس از مرگ پيغمبر ثابت باشد و چطور شما بمفاد گفته پيغمبر كه على نسبت بمن چون هارونست نسبت بموسى ميتوانيد از روى سنجش على بهارون براى او پس از پيغمبر مقام امامت را ثابت كنيد در صورتى كه هرون پس از مرگ موسى نبود و امامتى هم نداشت و على پس از مردن پيغمبر اسلام زنده و پاينده بود، جواب اعتراض اينست كه ما از روى عموم فرمايش پيغمبر على و هرون را بطور مطلق با هم ميسنجيم و حكم ميكنيم كه همه مقامات هرون براى على ثابتست و چون على پس از پيغمبر زنده بود بايد مقام خلافت از پيغمبر را دارا باشد تا چنانچه پيغمبر فرموده هم طراز هرون باشد و مردن هرون پيش از موسى دليل نميشود كه على پس از پيغمبر در مفاد اين حديث مطلق وارد نباشد ما براى توضيح مثالى مىآوريم ميگوئيم اگر خليفه بوزير خود گفت هر روزى زيد تو را ديدار كرد بايد يك اشرفى باو بدهى و همين قرار را در باره عمرو هم بايد منظور دارى باين فرمان حق عطيه زيد براى عمرو هم بطور مطلق ثابت شد اكنون اگر زيد سه روز نزد وزير آمد و سه اشرفى گرفت و ديگر نيامد و عمرو هم سه روز نزد وزير آمد و سه اشرفى گرفت نميشود گفت چون زيد ديگر نيامده عمرو هم حقى ندارد بلكه عمرو حق دارد كه روز چهارم و پنجم بلكه تا هميشه كه زنده است هر روز نزد وزير آيد و بر وزير لازمست كه تا عمرو زنده است هر روزى نزد او آمد يك اشرفى باو بدهد و اگر چه زيد سه روز بيشتر نيامده اشرفى را بگيرد بلكه اگر چه مرده باشد.
وزير نميتواند بعمرو بگويد من جز آن سه اشرفى كه زيد دريافت كرده بتو نميدهم. زيرا مفاد قرار داد براى زيد اين بود كه هر روز بيايد اشرفى را بگيرد و عمرو هم همين فرمان را داشت و آمده بايست اشرفى را بگيرد، هرون وزير موسى بود و قرارداد داشت كه در غياب او بر قوم خليفه باشد