ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٠ - ٢٩ - گفتار معاويه براى ابن عباس كه من تو را براى چهار خصلت دوست دارم و چهار خصلت تو را مىبخشم
٢٩- گفتار معاويه براى ابن عباس كه من تو را براى چهار خصلت دوست دارم و چهار خصلت تو را مىبخشم.
عبد الملك بن مروان گويد روزى پيش معاويه بوديم گروهى از قريش كه چند تن از بنى هاشم با خود داشتند در انجمن بودند معاويه گفت اى بنى هاشم بچه بر ما مىنازيد با اينكه پدر و مادر ما يكى است و خانمان و وطن يكى؛ ابن عباس گفت ما بهمانى بر شما مينازيم كه امروز تو بهمان بر قرشيان ديگر مينازى و قريش بر انصار مينازند و انصار بر عربهاى ديگر مينازند و عربها بر همه عجم مينازند ما برسول خدا مينازيم بآنچه كه نميتوانى انكار كنى و از آن بگريزى، معاويه گفت اى پسر عباس زبان تيزى بتو داده شده كه باطل خود را بر حق ديگران چيره ميكنى ابن عباس گفت اس، هرگز باطل بر حق چيره نگردد، حسد را بر زمين بگذار حسد بد شيوه ايست. معاويه گفت راست گفتى، بخدا براى چهار خصلت تو را دوست مىدارم و چهار خصلت تو را ميبخشم، اما آنها كه از تو دوست ميدارم يكى خويشى تو با رسول خداست، دوم تو مردى از فاميل و خانواده من و از نژاد پاك عبد منافى سوم آنكه پدرم با پدرت دوست بود، چهارم آنكه تو زبان قريش و زمامدار و دانشمند قريشى، اما آن چهار خصلتى كه از آن چشم پوشيدم و عفو كردم، شركت تو در جبهه جنگ صفين با اشخاصى كه بر من هجوم كردند و زشتكارى تو در واگذاردن عثمان با كسانى كه بد كردند و كوشش تو بر ضد عايشه ام المؤمنين بهمكارى با آنها كه كوشش كردند و هم قولى تو با كسانى كه زياد را از برادرى با من نفى كردند، چون زير و روى و مغز كارهاى ناشايسته تو را بررسى كردم از قرآن و اشعار عرب عذر تو را بدست آوردم اما عذر تو موافق قرآن اين آيه است كه ميفرمايد گروهى كار شايسته و ناشايسته را با هم در آميختند اميد است خدا از آنها درگذرد (آيه ١٠٢ سوره توبه) و اما آنچه شاعران گفتهاند گفته نابغه ذبيانى است (در عذر خواهى از نعمان)
|
نخواهى زيست با يارى موافق |
كه صد در صد بود هم ذوق و لايق |
|
بدان كه چهار خصلت نخستين را از تو پذيرفتم و از اين چهار خصلت ديگر گذشتم و شعر آن گوينده اول را بكار بستم.