ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٥ - ٣٣ - طلا و نقره دو سنگند كه مسخ شدند
٣٠- دو دشمن كه در موضوع پروردگار خود با هم جنگيدند»
نضر بن مالك گويد به حسين بن على «ع» عرضكردم اى ابا عبد اللَّه موضوع قول خدا كه ميفرمايد دو دشمن در باره پروردگار خود با هم خصومت كردند بيان كن فرمود ما و بنى اميه در خدا نزاع كرديم ما گفتيم خدا درست فرموده و آنها گفتند خدا دروغ گفته ما و آنها در روز قيامت هم خصم يك ديگريم.
٣١- جواد دو معنى دارد.
احمد بن سليمان گويد مردى از امام هفتم در حال طواف پرسيد كه جواد را براى من بيان كن فرمود كلام تو دو وجه دارد اگر مقصود تو سؤال از مخلوق است جواد آن كس است كه واجبات خود را ادا كند بخيل كسى است كه بخل ورزد در اداى آنچه خدا بر او واجب كرده و اگر مقصود تو خالق است بدان كه خدا اگر عطا كند جواد است و اگر منع كند جواد است زيرا اگر عطا كند ببنده چيزى باو داده كه حق نداشته و اگر منع كند چيزى از او دريغ داشته كه حقش نبوده
٣٢- پول طلا و نقره هلاككنندهاند.
رسول خدا فرمود پول طلا و نقره هلاك كردند كسانى كه پيش از شما بودند و شما را هم هلاك ميكنند.
٣٣- طلا و نقره دو سنگند كه مسخ شدند
فرمود طلا و نقره دو سنگ مسخ شدهاند هر كس آنها را دوست دارد با آنها است، مصنف اين كتاب گويد مقصود اين است كه هر كس آنها را بطورى دوست داشته باشد كه حقوق الهى را از آنها ادا ننمايد با آنها است شرح طلا و نقره دو فلز معدنى و معروف هستند و مقصود از اينكه سنگ مسخ شدهاند اينست كه ماده سنگى در آنها محفوظ است و صورت آنها در اثر معدن تغيير كرده و باين فلز تبديل شدهاند و چون هيزم جهنم سنگ است و هر كسى با محبوب خود محشور مىشود كسى كه اينها را دوست دارد با آنها محشور مىشود و وارد جهنم ميگردد و محشور شدن با محبوب امرى است طبيعى زيرا موجودات عالم آخرت همان انعكاس و تحقق اموريست كه در نفوس و ارواح بشر ثابت و مستقر گرديده و در محيط هر فردى از انعكاس نفسيت او موجوداتى محقق شود كه موجب راحت يا عذاب او است و چون محبت از صفات روح انسانى است و اساس سعادت و شقاوت او است محبت باين فلزات اين اثر را دارد و محتاج بتفسيرى كه مصنف كرده نيست زيرا شخص مؤمن بلكه عاقل هيچ گاه محبت بطلا و نقره ندارد و علاقه بآنها براى رفع حاجت غير از محبتى است كه موضوع حديث است.