ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١ - مقدمه مؤلف
[مقدمه مؤلف]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حمد مر خدائى راست كه در يگانگى يكتاست و در الوهيت تنها، بندگان را بفطرت معرفت خويش آفريده زبانها از وصفش درمانده و ديدهها از ديدنش در برده است آنست كه از اوصاف مخلوقات بالاتر و از معانى محدود والاتر است در همه خلايق مانندى ندارد و جز او معبود حقى براى عالميان نيست، گواهى ميدهم كه معبود بر حقى نيست جز خداى تنها، شريكى ندارد و گواهى ميدهم كه محمد صلوات اللَّه عليه و آله بنده و فرستاده اوست، برسالت خويشش برگزيده و معالم دينش را بوى سپرده و با كتاب خود او را برانگيخت كه حجت بر بندگانش باشد و گواهم كه على بن ابى طالب وصى او است و بهترين خلق است بعد از او قائم بامر وى و داعى طريقه او بود، اوست امير المؤمنين و سيد اوصياء و امامانى كه فرزندان او هستند پيشوايان هدايت، نشانههاى تقوى و حجتهاى خدايند بر اهل دنيا، گواهى ميدهم كه هر كس ايشان را متابعت كرد نجات يافت و هر كه از آنها تخلف ورزيد بهلاكت رسيد صلوات خدا بر ايشان و ارواحشان و اجسادشان بپيوست رحمت خدا و بركات او.
اما بعد من ملاحظه كردم كه استادان من و پيشينيان از اهل علم و دانش در هر فنى از علوم