ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٧ - ١٢٤ - سؤال شايسته نيست مگر در سه مورد
چون بشتاب ادا كردى گوارا و دلچسبش نمودى و اگر غير از اين باشد آن را ننگين و چركين كردى.
١٢١- سه دست در احسان بكار ميروند
رسول خدا فرمود در احسان سه دست است دست خداى عز و جل كه بالاترين دستها است و دست دهنده كه زير دست خداست و دست درخواستكننده كه پائينتر از همه است پس زيادى را بده و خويش را درمانده مكن.
١٢٢- سه خصلت مستحب است
رسول خدا فرمود هر احسانى و كار خيرى صدقه است و كسى كه رهنماى كار خير است همانند عملكننده بآنست و خدا دوست دارد بداد بيچاره رسيدن را.
١٢٣- بخشندگان سهاند
امام ششم فرمود بخشندگان سهاند خداى پروردگار جهانيان، صاحب مالى كه بخشش شده و كسى كه بخشش بدست او و بوسيله او بمستحق رسيده. امام پنجم فرمود بخشندگان سهاند خدا بخشنده است و كسى كه از مال او بخشش شده و كسى كه كوشش دامنهدارى در اين زمينه نموده است.
١٢٤- سؤال شايسته نيست مگر در سه مورد
امام ششم فرمود شايسته نيست سؤال مگر در سه چيز: خون بهائى كه گردن گير شده يا بدهى سنگينى يا حاجتمندى سختى كه انسان را خاكنشين كرده.
امام ششم فرمود عثمان بن عقاب درب مسجد نشسته بود شخصى بر او گذر كرد و از او درخواستى كرد دستور داد پنج درهم (ريال) باو بدهند سپس گفت مرا باهل خير راهنمائى كن عثمان باو گفت بچسب بآن جوان مردهائى كه ميبينى و با دست خود اشاره بگوشهاى از مسجد كرد كه حضرت امام حسن و امام حسين و عبد اللَّه بن جعفر صلوات اللَّه عليهم نشسته بودند آن مرد پيش آنها رفت و بر آنها سلام كرد و از آنها درخواست نمود امام حسن باو گفت سؤال روا نيست مگر در يكى از سه چيز خونبهائى كه دل سوختگى دارد، بدهى كه دل شكستگى آرد، پريشانى كه بخاك نشاند، در كداميك سؤال ميكنى عرضكرد در يكى از اينها است، امام حسن دستور داد پنجاه اشرفى طلا باو دادند و امام حسين دستور چهل و نه اشرفى باو داد و عبد اللَّه بن جعفر دستور چهل و هشت اشرفى براى او آن مرد برگشت و دوباره بعثمان گذشت عثمان باو گفت چه كردى؟ گفت بتو گذشتم و از تو درخواست كردم بهمانى كه ميدانى براى من دستور دادى و از من نپرسيدى براى چه سؤال ميكنى و آن صاحب گيسوان انبوه را چون سؤال كردم گفت آى مرد براى چه سؤال ميكنى زيرا سؤال روا نيست مگر براى يكى از سه مطلب، باو از جهت