ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٦ - براى چه؟
منظور شيخ صدوق اين نبوده كه نظريات علمى شخص خود را اظهار كرده باشد چنان كه در كتب علمى متعارف است.
بنا بر اين چگونه ميتوان گفت شيخ صدوق در تشخيص عقايد شيعه اشتباه كرده باشد و بر خلاف واقع مطالبى را كه رأى خودش باشد بنام عقيده عمومى شيعه نگاشته باشد تا مورد اعتراض و انتقاد گردد و راه اعتقاد در عقائد صدوق اين بود كه در باره پارهاى مطالب اثبات كند كه شيعه چنين مطلبى را معتقد نيستند يا آنكه خلاف آن را معتقدند بهر حال شيخ مفيد شرح عقائد صدوق و كتاب اوائل المقالات را در علم كلام بروش، بحث و استدلال عامه نوشت و در فقه كتاب المقنع را تأليف كرد و مدرسهاى در بغداد تأسيس كرد كه شاگردان بسيارى در آن تربيت شدند و از ميان آنها سيد رضى و سيد مرتضى از همه معروفترند مدرسه شيخ مفيد روى اساس مذهب شيعه تأسيس شد ولى برنامه تعليمات عامه در آن بكار افتاد و روش تازهاى در تأليف كتب فقه و فتوا در جامعه شيعه بوجود آورد كه از مطالعه كتب سيد مرتضى و سيد رضى بخوبى آشكار است.
٢- در مدرسه شام چنانچه پيش از اين گفته شد از همان زمان خلافت عمر مكتب شيعه در شام پيشوائى ابو ذر تأسيس شد و در قسمتهاى دور از مركز دمشق كه زير فشار بنى اميه بود زمينه مساعدى پيدا كرد و كم كم نفوذ بسزائى بخود گرفت در اين سرزمين جبل عامل و حلب بخوبى از اين مكتب فعال تعليم يافتند و در آن كامياب شدند و در آينده براى مذهب شيعه و پرورش دانشمندان شيعه خدمت شايانى نمودند ولى چون دمشق مركز شامات بود و در طول خلافت بنى اميه بر اصول تسنن و بلكه عداوت با خاندان پيغمبر زيست كرد و مدارس علمى و مساجدى كه مركز پرورش عقائد بود زير نظر داشت اصول و روش علمى و تأليفى عامه تأثير بسزائى در مكتبهاى شيعه آنجا كرد و از حدود قرن چهارم باين طرف دانشمندان شيعه در حلب و جبل عامل اصول و اصطلاحات و روش آنان را بكار بردند؛ اين موضوع از مراجعه بتاليفات ابو الصلاح حلبى و شهيد اول و سائر فقهاى شيعه مذهب شام و حلب در فقه و اصول بخوبى آشكار است.
٣- در مدرسه حله شهر حله از ساختمانهاى تعمير شده عضد الدوله ديلمى است و در نزديك خرابههاى بابل است كه پايتخت پرعظمت تاريخ كلده و يكى از نقاط حساس و درخشان فتوحات كورش بزرگ شاهنشاه ايران باستان است چون پادشاهان آل بويه اين شهر را معمور ساختهاند ناچار براى نفوذ شيعه و دانشمندان شيعه آماده بوده و پس از يك قرن دانشمندان مهم شيعه در آن پرورش يافتهاند كه مركز ثقل تاريخ علمى شيعه بشمار ميروند چون علامه و پسرش فخر الدين و محقق صاحب شرايع و ابن ادريس، حله از نظر مركزيت بغداد و نفوذ علمى آن كاملا پيرو اصول و روش عامه بوده و در اصول و روش فتوائى فقه با دقت شايانى وارد بحث شده و در علم كلام تعليمات كاملى فرا گرفت و در عصر شاه خدا بنده كه علامه حلى وارد دربار پادشاهان مغول شد و در اثر شيعه شدن شاه خدابنده مذهب شيعه نيرومند گرديد و علامه حلى كارفرماى كشور او شد اين روش در جامعه شيعه نفوذ يافت و پيوست خواجه طوسى كه مغزى پر از دانش و فلسفه داشت بعلامه اين موضوع را تأييد كرد.