ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٣ - ٢ - شرح حديث غدير
كردن سود و زيان آن باشد سپس اين معنى را كه عبارت از شركت نامبرده باشد با جمله زيد شريك او است براى زيد مقرر داشته همچنين است فرموده پيغمبر (آيا من نسبت بمؤمنان از خود آنها احق و اولى نيستم) و اقرار آنها بدين معنى سپس اينكه فرمود هر كس را من مولى هستم على مولى است همانا اعلام بر اينست كه مقصودش از فرموده خود همانست كه در آغاز از آنها اعتراف گرفت و همان را هم بفرموده خود (على بر او مولى است) براى على ثابت نمود چنانچه در مثال گذشته آن مرد بگفته خود زيد شريك او است شركت مقرره را براى زيد ثابت كرده و در اين ميان فرقى نيست و اگر كسى در لغت عرب غير از اين معنا را براى اين كلام ميداند اظهار كند و هرگز نتواند جز آن را بيابد.
اگر مخالفين اعتراض كنند كه مقصود پيغمبر اينست كه على آزادكننده زيد بن حارثه است و ولائى كه خودش نسبت بزيد داشته باو داده يا اخبار ديگرى كه در رد موضوع خلافت على «ع» دارند و خودشان نقل كردهاند بميان آورند جواب گوئيم شما نمىتوانيد به اخبار مخصوص خبر مورد اتفاق را شرح و تفسير كنيد و اين ظلم و نارواست زيرا ما هم اخبار بسيارى داريم كه جمله من كنت مولاه فعلى مولاه را مطابق مذهب ما شرح ميكند و ثابت ميكند كه پيغمبر با اين جمله على را پس از خود جانشين كرده و اطاعت او را واجب شمرده و در ضمن خبر غدير هم بر آن تصريح كرده و از خود على «ع» در اين موضوع اخبارى نقل شده، اينخبر مخصوص، خبر مخصوص شما را رد ميكند و خبر عام مورد اتفاق بجا ميماند كه بمقتضاى زبان عرب و استعمالات آنها و احتمالاتى كه در كلام است آن را مورد استفاده قرار دهيم و معنى درست آن را بفهميم و مفاد اين خبر مورد اتفاق موافق مذهب ما است نه مذهب مخالفان بعلاوه در برابر خبرى كه مخالفان در موضوع ولاء زيد بن