ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٦ - ٧٧ - كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها امتحان كرد و خوب امتحان داد ٥ است
عقيده داشته باشد چه نداشته باشد بايد بگويد بلى چنان كه ابراهيم گفت وقتى هم كه خدا بارواح بنى آدم خطاب كرد كه آيا من پروردگار شما نيستم همه گفتند بلى، فرمود اول كسى كه بلى گفت محمد ٦ بود براى آنكه بگفتن بلى سبقت جست سيد اولين و آخرين و افضل پيغمبران و مرسلين گرديد، هر كس در جواب اين پرسش پاسخ ابراهيم را نگويد از ملت ابراهيم روگردانست و خدا (در سوره بقره آيه ١٣٠) فرموده كيست كه از ملت ابراهيم رو گرداند مگر كسى كه بيخرد باشد، ديگر آنكه خدا او را در دنيا برگزيد ديگر آنكه براى او گواهى داد كه سرانجام از نيكان و شايستگانست (در آخر همين آيه) كه فرمود او را در دنيا برگزيديم و براستى او در آخرت از نيكانست و نيكان همان پيغمبر و امامانند كه امر و نهى خداى عز و جل را دريافت كردهاند و از درگاه حضرت او درخواست صلاح ميكنند و از رأى و قياس در دين خدا پرهيز ميكنند چون خدا بابراهيم فرمود تسليم باش عرض كرد در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم، ديگر آنكه همه پيغمبران پس از وى از او پيروى كردند چنانچه خدا (در سوره بقره آيه ١٣٢) فرمايد ابراهيم و يعقوب فرزندان خود را بدان سفارش كردند، اى فرزندان من خدا براى شما دين برگزيده، مبادا نامسلمان بميريد، خدا (در سوره نحل آيه ١٢٢) فرمود سپس بتو وحى فرستاد كه از ملت ابراهيم پيروى كن كه يگانه پرست و راست بود و از مشركان نبود و (در سوره حج آيه ٧٨) فرموده ملت پدرتان ابراهيم است اوست كه پيش از اين شما را مسلمان ناميده، شرائط امامت از حوائج امت راجع بمصالح دنيا و آخرت دريافت شده و حضرت ابراهيم هم فرمود خدايا مرا امام قرار بده و از نژاد من هم امام قرار بده مقصودش اين بود كه تبعيض شود زيرا پارهاى از فرزندانش شايسته بودند و پارهاى نبودند فقط مسلمان بودند در جزء آنها كافر هم بود و محال بود كه حضرت ابراهيم براى كافر و مسلمان گنهكار غير معصوم درخواست پيشوائى و امامت كند پس بايد گفت از ميان همه نژادش مؤمنان را در نظر گرفته و خصوصيت آنها اينست كه از كفر كناره كردند و از ميان مؤمنين هم خصوص عادلان را در نظر داشته كه از گناهان بزرگ ميپرهيزند و خواص محسوبند، سپس از ميان آنها معصوم را در نظر