ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٩ - ٦٧ - نجده خارجى بابن عباس نوشت و چهار چيز پرسيد
خواهش نفس چهار پره دارد: ستمكارى. دست اندازى. شهوترانى. سركشى هر كس ستمكرد پرتگاه و گرفتارى او فراوان است. هر كس دست اندازى كرد از بديهاى آن آسوده نيست و دلش آرام نيست هر كس خويش را از شهوت بر كنار نداشته در لجن فروشد هر كس سركشى كرد بىمدرك و دليل گمراه شد.
پرههاى سست انكارى سستى است و گول خوردن و پشت گوش انداختن و آرزو داشتن، هر آنكه سستى كند دين حق را باز پس ميزند، پشت گوش انداختن كار را پس مىاندازد تا مرگ فرا رسد. اگر آرزو نبود و پرده جلو ديده نميكشيد انسان وضعيت خود را مىدانست و اگر انسان وضعيت ناپسند هراس آور خود را بداند از هراس و ترس ميميرد، پرههاى كينهتوزى كبر و فخر و طرفدارى و تعصب است. كسى كه كبر ورزيد پس رفت. كسى كه فخر كرد نابكار شد. كسى كه طرفدارى كرد اصرار بگناه ورزيد، كسى كه تعصب كشيد جور كرد بد است بد كارى كه ميان كبر فروشى و پس رفتن و نابكارى و جور كردن است.
پرههاى طمع چهار است شادى. سرمستى. لجبازى، فزونطلبى. شادى پيش خدا بد است و سرمستى خود فروشى است و لجبازى گرفتارى است براى كسى كه دچار دامهاى گناه است و فزونطلبى بازى و سرگرمى و عوض كردن خير و نيكى است با آنچه پست است. اينست نفاق و ستونهاى آن و پرههاى آن.
٦٧- نجده خارجى بابن عباس نوشت و چهار چيز پرسيد-
امام ششم فرمود نجده خارجى بابن عباس نوشت و از چهار چيز پرسش كرد آيا رسول خدا زنها را بجنگ ميبرد؟ آيا بآنها چيزى از غنيمت بهره ميداد؟ مصرف خمس چيست؟ يتيم چه هنگامى بالغ مىشود و كودكى از وى ميرود؟ و از كشتن كودكان كفار؟ ابن عباس در جوابش نوشت اما در باره زنان رسول خدا آنها را بهرهمند ميكرد