ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٩٦ - ٦٨ - در گفتار پيغمبر كه من فرزند دو ذبيحم
قيامت. مصنف گويد روايات در موضوع ذبيح مختلف است بعضى دلالت دارد كه ذبيح اسماعيل بوده و بعضى دلالت دارد كه اسحق بوده و نميتوان خبر صحيح را رد كرد البته ذبيح اسماعيل بوده ولى اسحق چون بعد از او بدنيا آمد از دل آرزو كرد كه كاش پدرش بذبح او مأمور شده بود تا صبر ميكرد و تسليم ميشد مانند برادرش و در ثواب بپايه او ميرسيد و خدا دانست كه از دلش اين آرزو را دارد و او را ميان فرشتگان ذبيح ناميد چون آرزوى آن را كرد.
امام ششم فرمود؛ گفتار پيغمبر كه من فرزند دو ذبيحم اين است كه عم را پدر نامند چون كه خداى عز و جل هم عم را پدر ناميد در قول خود شما حاضر نبوديد كه مرگ يعقوب در رسيد وقتى كه بپسران خود گفت بعد از من چه ميپرستيد؟ گفتند ميپرستيم معبود تو و معبود پدرانت ابراهيم و اسماعيل و اسحق را (سوره بقره آيه ١٢٣) خدا اسماعيل را كه عم يعقوب است در اينجا پدر او ناميد و پيغمبر هم فرمود عم پدر است بنا بر اين فرمايش پيغمبر كه من پسر دو ذبيحم شامل اسماعيل و اسحق هم مىشود كه يكى از آنها ذبيح حقيقى است و ديگرى ذبيح مجازى باعتبار آرزوى ذبح و استحقاق ثواب بر آن بنا بر اين پيغمبر پسر دو ذبيح است بدو وجه چنانچه گفتيم.
و براى ذبح عظيم وجه ديگر هم هست فضل بن شاذان گويد از امام هشتم شنيدم ميفرمود چون خدا ابراهيم را امر كرد بجاى پسرش اسماعيل كبش را ذبح كند، ابراهيم آرزو كرد كاش فرزندش اسماعيل را بدست خود ذبح كرده بود و مأمور نشده بود بجاى او كبش را ذبح كند تا دلش مانند پدرى كه بدست خود پسر عزيزش را سر بريده بسوزد و بدين سبب مستحق بلندترين درجههاى اهل ثواب در مصائب گردد، خداى عز و جل باو وحى كرد اى ابراهيم محبوبترين خلق من نزد تو كيست؟ گفت پروردگارا مخلوقى نيافريدى كه نزد من